گنجور

 
نیر تبریزی

ای قدت سرو، اگر سرو به رفتار آید

وی لبت غنچه، اگر غنچه به گفتار آید

زلفت ار برد به یغما دل شهری چه عجب

هر چه گویند از آن رهزن طرّار آید

گر دو صد ناوکم آید ز تو بر سینهٔ ریش

چشم آنست هنوزم که دگر بار آید

دم جان بخش مسیحاست سحرخیزان را

سخن تلخ کزآن لعل شکر بار آید

یا رب آن خال که ما را شد از او روز سیاه

به بلای خم زلف تو گرفتار آید

آنکه بیمار غمت کرد ز دوری نیّر

دل قوی دار که خود نیز پرستار آید

 
 
 
مشکلات اینترنت
سعدی

مرد درویش که بار ستم فاقه کشید

به در مرگ همانا که سبکبار آید

وآن که در نعمت و آسایش و آسانی زیست

مردنش زین همه شک نیست که دشخوار آید

به همه حال اسیری که ز بندی برهد

[...]

خواجوی کرمانی

هر که با نرگس سرمست تو در کار آید

روز و شب معتکف خانه ی خمّار آید

صوفی از زلف تو گر یک سر مو دریابد

خرقه بفروشد و در حلقه ی زنار آید

تو مپندار که از غایت زیبائی و لطف

[...]

ناصر بخارایی

مه تو را ماند اگر ماه به گفتار آید

راست سروی تو اگر سرو به رفتار آید

گل درَد جامه و از شرم رخت سرخ شود

گر گلستان جمال تو به گلزار آید

عقل و جان و دل و دین گر رود از دست چه باک

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصر بخارایی
جنید شیرازی

اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید

ای بسا پیر که از خرقه به زنار آید

شاهد خلوت ما روی به کس ننماید

مگر آن دم که حریف از همه بیزار آید

آن گه انکار کند حال مرا در غم عشق

[...]

کلیم

چند نومید ز کوی تو دل زار آید

چون تهیدست که از میکده هشیار آید

خار پا در ره ادبار ز دامن روید

سر سودا زده در جیب بدیوار آید

فقر اگر زخم زند مرهمش از عزلت نه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه