هر که با نرگس سرمست تو در کار آید
روز و شب معتکف خانه ی خمّار آید
صوفی از زلف تو گر یک سر مو دریابد
خرقه بفروشد و در حلقه ی زنار آید
تو مپندار که از غایت زیبائی و لطف
نقش روی تو در آئینه پندار آید
هر گره کز شکن زلف کژت بگشایند
زو همه ناله ی دلهای گرفتار آید
گر دم از دانه ی خال تو زند مشک فروش
سالها زو نفس نافه ی تاتار آید
زلف سرگشته اگر سر ز خطت برگیرد
همچو بخت من شوریده نگونسار آید
من اگر در نظر خلق نیایم سهلست
مست کی در نظر مردم هشیار آید
عیب بلبل نتوان کردن اگر فصل بهار
نرگست بیند و سرمست بگلزار آید
یوسف مصری ما را چو ببازار برند
ای بسا جان عزیزش که خریدار آید
ذره ئی بیش نبیند زمن سوخته دل
آفتاب من اگر بر سر دیوار آید
همچو خواجو نشود از می و مستی بیکار
هر که با نرگس سرمست تو در کار آید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف زیباییهای محبوب خود میپردازد و تأثیر عمیق این زیباییها را بر دیگران بیان میکند. او به وصف احوال کسانی میپردازد که به عشق محبوبش مبتلا شدهاند و از شوق و مستی ناشی از این عشق رنج میبرند. همچنین، شاعر میگوید که زیبایی محبوب او آنقدر خیرهکننده است که حتی در آینه نیز نمیتواند کاملاش را نمایان کند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که اگر او در نظر مردم عادی قابل توجه نباشد، عشق و شور او برای محبوب نمیتواند کماهمیت باشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که با جذابیت و سحر نرگس تو ارتباط بگیرد، روز و شب به دور خانهی شرابفروشی میچرخد و مجذوب آن میشود.
هوش مصنوعی: اگر صوفی فقط یک تار موی تو را پیدا کند، لباس زهد و ریاضت خود را کنار میگذارد و به دنبال عشق و زیبایی میرود.
هوش مصنوعی: نپندار که زیبایی و لطف چهرهات تنها در آئینه به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: هر بار که گره از موهای پیچیدهات باز شود، همه دلهای دردمند و گرفتار در آن، ناله و فریاد خواهند کرد.
هوش مصنوعی: اگر عطر دانهی خال تو را به زبان بیاورد، عطار سالها به یاد تو بوی خوشی خواهد داشت که از نافهی تاتار میآید.
هوش مصنوعی: اگر زلفهای آشفتهات از خطی که دارد، کنار رود، به گونهای خواهد بود که همچون سرنوشت من، شوری به وجود خواهد آورد که غمانگیز و بیخبر از آینده است.
هوش مصنوعی: اگر برای مردم عادی مهم نیستم، اشکالی ندارد؛ اما این مستی من در نظر آدمهای باهوش چگونه میتواند دیده شود؟
هوش مصنوعی: بلبل نمیتواند تقصیری داشته باشد اگر در فصل بهار، زیبایی نرگس را ببیند و سرمست از بوی گل به گلزار بیاید.
هوش مصنوعی: اگر یوسف مصری ما را به بازار ببرند، بسا جان گرانبهایش که ممکن است خریدار پیدا شود.
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز یک نقطه کوچک نمیتواند از من ببیند، زیرا دل سوخته من تنها درخشش آفتاب را میبیند، حتی اگر بر بالای دیوار بیفتد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در شادی و سرخوشی دلباختهی چشمان نازنین تو شود، هرگز از شراب و خوشی دور نخواهد ماند و مانند خواجو، بینصیب نخواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرد درویش که بار ستم فاقه کشید
به در مرگ همانا که سبکبار آید
وآن که در نعمت و آسایش و آسانی زیست
مردنش زین همه شک نیست که دشخوار آید
به همه حال اسیری که ز بندی برهد
[...]
مه تو را ماند اگر ماه به گفتار آید
راست سروی تو اگر سرو به رفتار آید
گل درَد جامه و از شرم رخت سرخ شود
گر گلستان جمال تو به گلزار آید
عقل و جان و دل و دین گر رود از دست چه باک
[...]
اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
ای بسا پیر که از خرقه به زنار آید
شاهد خلوت ما روی به کس ننماید
مگر آن دم که حریف از همه بیزار آید
آن گه انکار کند حال مرا در غم عشق
[...]
چند نومید ز کوی تو دل زار آید
چون تهیدست که از میکده هشیار آید
خار پا در ره ادبار ز دامن روید
سر سودا زده در جیب بدیوار آید
فقر اگر زخم زند مرهمش از عزلت نه
[...]
حاجتی دارم و حاشا که بگفتار آید
حجت است آن که بگفتار پدیدار آید
سخن از پایه ی من خواست نه زانجا که تویی
من بوصف تو چه گویم که سزاوار آید
پاس دل باید نه پاس زبان در بردوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.