ای مه شبی به خانه ام آیی چه می شود
بر من دری ز غیب گشایی چه می شود
تا کی ز پیش دیده من بگذری بناز
در چشم من چو سرمه درآیی چه می شود
یخ بسته ام چو شمع ز سرمای روزگار
ای آفتاب روی نمایی چه می شود
ایستاده ایم در ره تو نقد جان به کف
از ما به یک نگاه ربایی چه می شود
گردم به گرد کوی تو هر شب چو سیدا
یک ره تو هم ز خانه برآیی چه می شود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به شوق و انتظار حضور معشوق اشاره میکند. او میپرسد اگر معشوق به خانهاش بیاید، چه خواهد شد و از او میخواهد که در برابر چشمانش ظاهر شود تا زیباییاش را ببیند. شاعر از احساسات خود به عنوان شمعی یخزده در سرمای زندگی یاد میکند و امیدوار است که معشوق به او نگاه کند و جانش را برباید. او هر شب به دور کوی معشوق میگردد و در انتظاری عمیق است که آیا یک بار او نیز از خانه بیرون خواهد آمد. این اشعار به زیبایی حس انتظار و longing را تجلی میبخشند.
هوش مصنوعی: ای ماه، اگر شبی به خانهام بیایی، چه اتفاقی برای من میافتد؟ آیا درهای غیبی به روی من باز خواهد شد؟
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی از جلو چشم من بگذری؟ ای زیبا، اگر در چشمان من نمایان شوی، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
هوش مصنوعی: من مانند شمعی که از سرما یخ زدهام، احساس میکنم و منتظرم تا تو، ای آفتاب، بیایی و نور و گرما ببخشی. چه اتفاقی خواهد افتاد اگر روشنایی تو به من برسد؟
هوش مصنوعی: ما در مسیر تو ایستادهایم و جان خود را به دست گرفتهایم. اگر تنها یک نگاه به ما بیندازی، چه تغییراتی ممکن است رخ دهد؟
هوش مصنوعی: هر شب به دور کوی تو مثل عارفان میچرخم، اگر تو هم از خانهات بیرون بیایی، چه اتفاقی میافتد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.