گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۲

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

ز روی تست عید آثار ما را

بیا ای عید و عیدی آر ما را

تو جان عید و از روی تو جانا

هزاران عید در اسرار ما را

چو ما در نیستی سر درکشیدیم

نگیرد غصه دستار ما را

چو ما بر خویشتن اغیار گشتیم

نباشد غصه اغیار ما را

شما را اطلس و شعر خیالی

خیال خوب آن دلدار ما را

کتاب مکر و عیاری شما را

عتاب دلبر عیار ما را

شما را عید در سالی دو بارست

دو صد عیدست هر دم کار ما را

شما را سیم و زر بادا فراوان

جمال خالق جبار ما را

شما را اسب تازی باد بی‌حد

براق احمد مختار ما را

اگر عالم همه عیدست و عشرت

برو عالم شما را یار ما را

بیا ای عید اکبر شمس تبریز

به دست این و آن مگذار ما را

چو خاموشانه عشقت قوی شد

سخن کوتاه شد این بار ما را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصوری نوشته:

منصوری نوشته:

خاموشانه در برخی از ابیات مولانا به معنی افیون است.مخدری که صوفیان هنگام سماع استفاده می کردند.

برگرفته از فرهنگ اصطلاحات و واژگان طنز از آقای اصلانی.
ذیل مدخل”افیونیه”

امین کیخا نوشته:

صوفیه برای بدست اوردن خیال که مایه بینش و vision است از منگ یعنی سبزک و نیز می ،سودجسته اند اما به نمونه نگاه مولانا بنگرید در فیه مافیه .
مرا گفتند ایا سبزک روا بود درویش را ، گویم که اگر خواجه بودی ( یعنی محمد جانم فدای او) بفرمودی ایشان را گردن زدن و ان خیال دیو بود
مولانا از نگاه خواجه کیهان می فرماید درویش حشیشی را دیو گمراه کرده است.
در نمونه های ایرانی ارداویراف پیش از رفتن به دیدار هرمز می و منگ خورانده می شود . به ظاهر نزد پیروان راز روایی داشته است ولی نه همه و بیشتر این بزرگان به اگاهی برین و کیهانی دست یافته اند.

همایون نوشته:

سخن و کار در این غزل به‌‌‌ هم وصل میشوند

سخن گوشه ائ‌ نه چیز از عمل است عید اما برابری ایندوست

مجموعه ائ‌ از تجربیات دیرین و فراوان انسان‌ها بصورت عید در میاید و نوروز ما از برجسته‌ترین عید هاست

در روز عید انسان‌ها از واقعیت خود نیست میشوند و واقعیتی یگانه میابند که میتواند کار ساز باشد

این تجربه را جلال دین با شمس به‌‌‌ تنهایی بدست آورده است و خود به‌‌‌ تنهائی از نیست به هست راهی‌ باز کرده است و دیگر نیازمند سخن گفتن برای کار کردن نیست و اینگونه حق سکوت و یا خاموشانه ائ‌ گران بها از شمس خود دریافت کرده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام