گنجور

غزل شمارهٔ ۵۹۸

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی

در جسم پاک حور است روح فرشته گوئی

بستست خطش از نو دیباچه‌ای که گویا

هست آیت نخستین از مصحف نکوئی

گر کار خوبی از پیش رفتی به محض صورت

می‌کرد نقش دیوار دعوی خوب روئی

شغل طبیعت اوست در عین خشم و اعراض

زان نرگس سخن گو دزدیده عذر گوئی

در کامیابی توست سعی از تو بیش ما را

در قتل ماچه لازم چندین بهانه جوئی

در جستجوی ما نیست هیچت تعلل اما

گاهی که جمع گردید اسباب تندخوئی

بوی بهشت دارد این باغ اگرچه حالا

در وی مشام جان راست وقت بنفشه بوئی

در پاکدامنی‌ها دخلی ندارد اما

مانند خرقه پوشان دامان خرقه شوئی

هان محتشم درین راه سر نه که سالکان را

مشکل بود به این پا راه نیاز پوئی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام