در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
زیبا تن و اندامی رعنا قد و بالائی
در پرده عذار او در بسته گلستانی
در رمز دهان او سر بسته معمائی
ای عقل وداعم کن خوش خوش که درین ایام
دل میبردم هر روز جائی به تماشائی
با آن که جهانگیرست شمشیر زبان من
از سحر خیالاتم در عرض تمنائی
در گوش دلم تکرار بس راز همیگوید
آن غمزه که میگوید صد نکته به ایمائی
هان ای سر سودائی راز هوس گرمست
پا در ره سودا نه اما نخوری پائی
از منع ببندی لب در لانه که خوبان را
باشد به زمان ما هر منع تقاضائی
ای مرغ همایون فال زین بال فشانیها
دل رفت ز جا گویا داری خبر از جائی
از دغدغه ایمن شو کز پاکی عشق تو
سجاده بر آب انداخت دامن به می آلائی
ای عقل سپرداری بگذار که رد دلها
گر دیده خدنگ افکن بازوی توانائی
بر محتشم افکن ره تا گردی ازین آگه
کاندر نفسی داری طوطی شکر خائی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیفاتی زیبا از یک معشوقه است که شاعر به آن مینگرد. او از زیباییها و ظرافتهای آن شخص سخن میگوید و از دلشکستگیها و احساسات درونی خود نیز پرده برمیدارد. شاعر به عقل خود اشاره میکند و از او میخواهد که در این ایام پر از احساسات، دلش را آرام کند. همچنین به راز و رمزهایی که در عشق و زیبایی وجود دارد اشاره میکند و بین عشق و واقعیت تضاد ایجاد مینماید. او به این نکته نیز توجه دارد که در زمانه کنونی، زیبایی و عشق به عنوان یک انتخاب در دسترس است و بدون ترس از موانع باید به دنبال آن رفت. در پایان، شاعر از صعود معنوی و عشق پاک سخن میگوید و به سمت پذیرش زیبایی و حقیقت در زندگی دعوت میکند.
هوش مصنوعی: در دشت گل، درخت سرو زیبایی را دیدم که با قامت و اندام دلنشینش به خوبی خود را نمایان کرده بود.
هوش مصنوعی: در جلوی چهره او، باغی از گلها پنهان است و در کلام او، رازی نهفته و پیچیده وجود دارد.
هوش مصنوعی: ای عقل، کنارم باش و کمکم کن که در این روزها هر روز به جایی میروم که دل را به تماشا میبرد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه حرفهای من قدرتی بزرگ دارند و بر جهان تاثیر میگذارند، ولی از زیرکی و تخیلهای من ناتوانند در مقابل آرزوهایم.
هوش مصنوعی: در دل من، تکرار سخنهای پنهانی وجود دارد که آن نگاه دلربا با یک اشاره، بسیاری از اسرار را آشکار میسازد.
هوش مصنوعی: ای دل دیوانه، راز آرزوهایت را بشناس؛ تو در مسیر عشق هستی، اما مراقب باش که به درد و رنج نیفتی.
هوش مصنوعی: درباره اینکه خودت را از گفت و گو در جایی که نباید، دور نگهداری. در زمان ما کسانی که خوب و خوبان هستند، هر گونه منع و محدودیت را به نوعی یک خواهش و درخواست میدانند.
هوش مصنوعی: ای پرنده خوشبخت، با بالهای زیبایت فال میزنی و دل را از جا میکنی؛ انگار که از جایی خبر داری.
هوش مصنوعی: از نگرانیها فارغ باش، زیرا عشق خالص تو باعث شده که سجادهای بر روی آب بگسترانند و دامن خود را به شراب رنگین کنند.
هوش مصنوعی: ای خرد و عقل، رهاییم کن که میخواهیم دلها را همچون تیر بر هدف قرار دهیم، تا قدرت و تواناییام را به نمایش بگذاریم.
هوش مصنوعی: بر محتشم بگذران تا بفهمی که در هر نفسی، شکر خوشگلی وجود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش از سر بیهوشی و ز غایت خودرایی
رفتم گذری کردم بر یار ز شیدایی
قلاش و قلندرسان رفتم به در جانان
حلقه بزدم گفتا نه مرد در مایی
گفتم که مرا بنما دیدار که تا بینم
[...]
با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی
زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
تا تو نشوی رسوا آن سر نشود پیدا
کان جام نیاشامد جز عاشق رسوایی
بردار صراحی را بگذار صلاحی را
[...]
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
یا چشم نمیبیند یا راه نمیداند
هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی
دیوانه عشقت را جایی نظر افتادهست
[...]
عشق آمد و بر هم زد بنیادِ شکیبایی
ای عقل درین منزل مِن بعد چه میپایی
گر نه سر خود گیری در دستِ بلا مانی
تقصیر مکن خود را زنهار بننمایی
گر با تو مجازاتی بنیاد نهد خاموش
[...]
تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی
سرپنجه صبرم را پیچیده برون شد دل
ای صبر، همین بودت بازوی توانایی
در زاویه محنت دور از تو چو مهجوران
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.