به زبان خرد این نکته صریح است صریح
که نظر جز به رخ خوب قبیح است قبیح
مدعای دل عشاق بتان میفهمند
به اشارات نهانی ز عبارات صریح
آن که این حسن در اجزای وجود تو نهاد
معنی خاص ادا کرد به الفاظ فصیح
بر دل ریش چه شیرین نمکی میپاشید
در حدیث نمکین جنبش آن لعل ملیح
ما هلاکیم و نصیب دگران آب حیات
ما خرابیم و طبیب دگرانست مسیح
این که دل دیده شکست از تو درستست درست
این که بیمار تو گردیده صحیح است صحیح
محتشم کز تو به یک پیک نظر گشته هلاک
چشم حسرت به رخت دوخته چون صید ذبیح
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و زیبایی میپردازد و نکتهای را مطرح میکند که نگاه کردن به زیبایی و عشق حسرتبار است. شاعر میگوید که عاشقان با زبان غیرصریح و از روی اشارهها عشق خود را درک میکنند. او به زیبایی و حسن معشوق اشاره میکند و بر احساسات عمیق خود از عشق و درد جدایی تأکید مینماید. در نهایت، شاعر احساس میکند که در عشق خود هلاک شده و حسرتی عمیق نسبت به زیبایی معشوق دارد.
هوش مصنوعی: این جمله به وضوح گفتار میکند که تنها به ظاهر زیبا و خوشایند توجه کردن، کار نادرستی است. هر گاه نظر به چیزی نازیبا بیفکنیم، نشاندهندهی بیخود بودن و عدم درک صحیح ماست.
هوش مصنوعی: عشق و عواطف عمیق عاشقان را بتها با اشارهها و نشانههای غیرمستقیم درک میکنند، نه با بیانهای واضح و روشن.
هوش مصنوعی: کسی که این زیبایی را در تمام وجود تو قرار داده، به طرز خاصی با کلمات شیوایی بیان کرده است.
هوش مصنوعی: در دل زخمی و پر درد، چقدر شوقانگیز و دلپذیر است که آن لعل زیبا با حرکاتش نمک بر زخمها بپاشد.
هوش مصنوعی: ما در حال نابودی هستیم و دیگران از آب حیات بهرهمند میشوند، در حالی که ما در بدبختی به سر میبریم و طبیب و نجاتدهنده دیگران همان مسیح است.
هوش مصنوعی: اینکه دل من از تو شکسته، حقیقت دارد و اینکه به خاطر تو بیمار شدهام هم درست است.
هوش مصنوعی: محتشم، کسی که به خاطر یک نگاه از تو به شدت دلباخته شده است، با حسرت به چهرهات چشم دوخته و مانند دامی که شکار شده، ناتوان و اسیر احساساتش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرده گر زنده شد از معجز انفاس مسیح
خم می دارد بر معجزه ی او ترجیح
او اگر کرد یکی مرده به عمری زنده
من به می مرده بسی زنده کنم لال فصیح
بوی درز در می خانه نسیم است ز خلد
[...]
دارم از پیر مغان نقل که در دین مسیح
باده چون نقل مباح است زهی نقل صحیح
تحفه لایق جانان به کف آر ای زاهد
ترسمت دست نگیرد به قیامت تسبیح
شیوه علم نظر ورز که العلم حسن
[...]
غربتم صبح وطن کردی از آن چهر صبیح
ناگزر سوی وطن روی جمیل است و قبیح
سستی بخت نگر بشنو از مرد فصیح
سعدیا حب وطن گر چه حدیثی است صحیح
ای دهان تو روانبخش دو صد خضر و مسیح
که شدی تشنه ذبیح
مرحبا صبح شب نیمه شعبان که مسیح
میکند از دم جان بخش لطیفش تفریح
مطلع الفجر بر این صبح شد از حق تصریح
منزلت بین که طفیل است بدین صبح صبیح
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.