من شیفته و مست و خراب از غم یارم
حیران و جگر سوخته از هجر نگارم
گر یار مرا باز نخواند به سر خویش
من خون جگر در غمش از دیده به بارم
سوگند بدان عهد که با زلف تو بستم
جز بر سر زلفت به کسی دل نسپارم
یا رب سببی ساز که باز آن خم گیسو
یک روز به چنگ آرم و جان را به سپارم
ای کاش که باز آن شوخ پری چهره ی طناز
باز آید و چون ماه، نشیند به کنارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و غم خود بر یار سخن میگوید. او به شدت دلتنگ و غمزده است و در انتظار بازگشت یارش است. درد جدایی او را میسوزاند و در این حال با خود عهد کرده که جز به یار خود هرگز دل نبندد. او آرزو دارد که دوباره بتواند موهای یار را در دست بگیرد و جانش را به او بسپارد. شاعر همچنین از زیبایی و خوشیهای دیدار دوباره با یار یاد میکند و به شدت longing for her حضور است.
هوش مصنوعی: من عاشق و سرمست هستم و به خاطر غم محبوبم دچار سردرگمی و ناراحتی هستم. از جدایی معشوقم قلبم به شدت رنج میکشد.
هوش مصنوعی: اگر محبوبم دوباره به من نگران نباشد، من از غم او به اندازه خون جگر، اشک میریزم.
هوش مصنوعی: به آن پیمانی که با موی تو بستم، تنها به خاطر زیبایی موی تو، به کسی دیگری دل نخواهم داد.
هوش مصنوعی: ای خدا، وسیلهای فراهم کن که روزی بتوانم دوباره آن موی مجعد را در دستانم بگیرم و جانم را فدای آن زیبایی کنم.
هوش مصنوعی: ای کاش دوباره آن دختر زیبا و دلبر با شیطنتهایش به سراغم بیاید و مثل ماه در کنارم بنشیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از مجلستان هرگز بیرون نگذارم
وز جان و دل ودیده گرامیتر دارم
بر فرق شما آب گل سوری بارم
با جام چو آبی به هم اندر بگسارم
گفتم بشمارم سر یک حلقه زلفش
تابو که به تفصیل سر جمله بر آرم
خندید به من بر سر زلفینک مشگین
یک پیچ بپیچید و غلط کرد شمارم
بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
دلدار و دلارام به غیر از تو ندارم
تا خار غم عشق تو در پای دلم شد
بیروی تو گلهای چمن خار شمارم
نی طاقت آن تا ز غمت صبر توان کرد
[...]
دریاب که من طاقت هجر تو ندارم
بشتاب که افتاد به جان بهر تو کارم
از من تو کران کردی و خون ماند به چشمم
گوهر ز برم رفته و دریا به کنارم
هر روز دم سرد، مگر باد خزانم
[...]
بی دوست من از باغ ارم یاد نیارم
ور جنت فردوس بود، دوست ندارم
از دست رقیبان نروم، ور برود سر
من خاک در دوست به دشمن نگذارم
پرورده به خون جگرش بودم و چون اشک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.