گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اهلی شیرازی

پیری که ز خستگی تنش تاب خورد

سودش ندهد اگر چه جلاب خورد

برگی که بموسم خزان زرد شود

ریز دز درخت اگر چه صد آب خورد

ابوالحسن فراهانی

آن چشم که خون خلق در خواب خورد

کی سیر ز خون دل احباب خورد

خون خوردن چشم های خواب آلودش

آبی باشد که تشنه در خواب خورد

طبیب اصفهانی

در بزم تو هر کس که می ناب خورد

دور از تو به جای باده خوناب خورد

یارب نرسد زسنگش آسیب شکست

جامی که ازو تشنه لبی آب خورد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه