گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
خواجه عبدالله انصاری

در بر آنرا که چون تو یاری باشد

گر ناله کند سیاه کاری باشد

جمال‌الدین عبدالرزاق

روزی که بر منت گذاری باشد

آن روز طراز روزگاری باشد

جانم بلب آمدست در حسرت تو

گر رنجه شوی شگرف کاری باشد

مولانا

جائیکه در او چون نگاری باشد

کفر است که آنجای قراری باشد

عقلی که ترا بیند و از سر نرود

سر کوفته به که زشت ماری باشد

ابوالحسن فراهانی

آن را که به ایزد سر و کاری باشد

رنجش از خلق سخت کاری باشد

اول دل پاک دارد آخر دامن

گر بر دل و دامنت غباری باشد

صفی علیشاه

ا‌رب چو من ار گناهکاری باشد

غفران ترا در انتظاری باشد

عفوت ز پی گناهکاران گردد

چون یار که در سراغ یاری باشد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه