لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
مسعود سعد سلمان

طعنه زنی که یار کنم دیگر

طعنه مزن که من نکنم باور

تو جان و دل ز بهر مرا خواهی

من از دل تو آگهم ای دلبر

جان و جهان من به تو خوش باشد

ای روی تو ز جان و جهان خوشتر

ای طیره گشته از رخ تو لاله

وی شرم خورده از لب تو شکر

شاد آن زمان شوم که تو را بینم

تابان چو ماه و نازان چون عرعر

بگشایی آن دو بسد پر لؤلؤ

بفشانی آن دو چنبر پر عنبر

گاهی ربایم از لب تو بوسه

گاهی ستانم از کف تو ساغر

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مسعود سعد سلمان

ای به قدر از برادران برتر

مر تو را شد برادر تو پدر

مادر تو چو مادر پدرست

پس تو را جده باشد و مادر

زان تو معبود گشته ای آن را

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
امیر معزی

زلف سیه تو ای بت دلبر

هرگاه بود به صورتی دیگر

گه چون زر هست و گاه چون چوگان

گه چون سپر است و گاه چون چنبر

گاه از گل و ارغوان کند بالین

[...]

انوری

بردم به کدوی تر بدو حاجت

انگشت نهاد پیش من بر سر

گفتا به گدوی خشک من گر هست

اندر همه باغ من کدویی تر

نصرالله منشی

بنده آن را چگونه گوید شکر

مهر و مه را چه گفت خاکستر؟

میبدی

فی الذاهبین الاولی

ن من القرون لنا بصائر

لما رأیت مواردا

للموت لیس لها مصادر

و رأیت قومی نحوها

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه