دل که با طره ی جانان سر سودا دارد
روزگارش که پریشان گذرد جا دارد
شمع را سوزش پروانه به جایی نرساند
یار در کشتنم از ناله چه پروا دارد!
دهن تنگ ترا خنده اگر معجزه نیست
پس چرا تنگ شکر عقد ثریا دارد؟
یک زمان بخت من از خواب گران در نشود
یادگاری است کزان نرگس شهلا دارد
از غم طوبی و فردوس فراغی دگر است
هر که با یاد تو در کوی تو مأوا دارد
زلف را خم شده در پیش خطش دیدم و گفت:
رو سیه آن که به نو کیسه مدارا دارد
از من غم زده دل می طلبد غمزده ی دوست
دوستان! دلبر ما نرگس گویا دارد
گفتم: از لعل لبت بوسه «وفایی» طلبید
گفت: دیوانه که از هیچ تمنا دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عاشقانهها و غمهای دلتنگی است. شاعر از احساسات عمیق و پیچیدهای که در عشق تجربه میکند صحبت میکند. او به سوز و گداز شمع و پروانه اشاره میکند و میگوید که این سوزش، بیفایده است. همچنین به یار خود اشاره میکند که از نالههای او پروا ندارد و به تضادهایی در عشق و زندگی اشاره میکند. شاعر به یاد و خیالی درباره معشوقهاش میپردازد و به مشکلات بخت و سرنوشت نیز اشاره میشود. در نهایت، او احساس میکند که عاشقی و طلب محبت، درد و غم را به همراه دارد و از معشوق میخواهد که محبت بیشتری به او کند.
هوش مصنوعی: کسی که دلش درگیر محبت محبوب است، طبیعی است که روزگارش آشفته و ناآرام بگذرد.
هوش مصنوعی: شمع در حال سوختن، پروانه را به مقصدی نمیرساند، اما دوست در کشتن من از نالههایم هیچ نگرانی ندارد!
هوش مصنوعی: اگر دهن تنگ تو خندهای برایش نیافته، پس چرا در هنگام تنگی شکر، عقدِ ستاره ثریا وجود دارد؟
هوش مصنوعی: مدتی است که شانس من از خواب عمیق بیدار نمیشود و یادگاری از آن است که آن کژال زیبا دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که در یاد تو و در کوی تو زندگی میکند، از غم و اندوه دنیا دور است و احساس آرامش و خوشبختی واقعی را تجربه میکند.
هوش مصنوعی: زلف او را دیدم که به شکل خمیدهای در مقابل خط زیبایش قرار گرفته بود و گفت: "سیاهروید کسی که با مال اندک و ناداری، در برابر شما صبر و تحمل میکند."
هوش مصنوعی: دوست غمگین و دلشکسته به من نیاز دارد و این در حالی است که معشوق ما، گویا چشمانش مانند گل نرگس است.
هوش مصنوعی: گفتم: از شوق لبت یک بوسه وفادارانه بخواهید. او پاسخ داد: دیوانه، کسی که از هیچ چیز نمیخواهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترکم امروز مگر رای تماشا دارد
که برون آمده آهنگ بصحرا دارد
طره چون غالیه گرد سمنش حلقه زده
خه بنام ایزد یارب که چه سودا دارد
لعل شکر شکنش پرده مرجان سازد
[...]
گل ز خرگاه چمن روی به صحرا دارد
سر می خوردن آن خرگه مینا دارد
سبزه چون تازگی افزود به سر سبزی سال
گلبن فتح مَلک سرّ ثریا دارد
تاج بخش ملکان شاه جوانبخت جوان
[...]
باز گل جلوهکنان روی به صحرا دارد
نوجوان است سر عیش و تماشا دارد
خار در پهلو و پا در گل و خوش میخندد
لطف بین کین گل نورستهٔ رعنا دارد
آب هر لحظه چو داود زره میسازد
[...]
آنکه منزل چو مه از برج ثریا دارد
در سخا دست چو کان و دل دریا دارد
مفخر آل کیان خسرو عادل هوشنگ
که به اقبال سکندر دل دریا دارد
آن جهانگیر جوانبخت که در روز مصاف
[...]
هر که دل در هوس آن بت رعنا دارد
گو درآ زود که بر دیده من جا دارد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.