دارم از خان وصال یار امید نصیب
زانکه از گلزار میباید نصیب عندلیب
تا نکوئی نیست واقف یار از راز درون
نیک می داند دوای درد رنجوران طبیب
او است کز هر دیده می بیند جمال خویشرا
حسن خود می بیند و در خویش میماند عجیب
حق نکه میداردت در هر کجا باشی بحفظ
گر نمی دانی بخوان تو معنی اسم الرقیب
هردعائی را که می گوئی اجابت می کند
هین مشو نومید بر خوان در دعا اسم مجیب
اهل عالم چون مسافر آمدند و می روند
زخمها دارد خدا بر جان مسکین غریب
کوهیا وصف دهان یا رقوت روح تست
هر چه گوئی از لب جانبخش او باشد ربیب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به زیبایی و عمق احساسات انسانی پرداخته و به موضوعاتی چون عشق، دعا و مراقبت divine اشاره میکند. شاعر از امید به وصال معشوق سخن میگوید و بر این باور است که تنها با زیبایی و نیکویی معشوق میتوان به درک عمیقتری از اسرار درون دست پیدا کرد. شاعر تأکید میکند که خداوند همواره نگهبان است و دعاهای بندگان را اجابت میکند. او همچنین میگوید که انسانها همچون مسافران در این دنیا هستند و با درد و رنجهایی مواجه هستند. در پایان، اشاره به قدرت کلمات و دعاها به عنوان وسیلهای برای نزدیکی به خدا و دریافت رحمت او دارد.
هوش مصنوعی: من از خانه وصال محبوبم امید دارم، زیرا از باغ باید نصیب خوشبختی به مانند بلبل ببرم.
هوش مصنوعی: هرگاه خوبی در میان نباشد، دوستان از درد و مشکلات باخبر نیستند. اما طبیب که با درد و رنج بیماران آشناست، بهخوبی میداند چگونه میتوان به آنان کمک کرد.
هوش مصنوعی: او کسی است که از زاویههای مختلف به زیبایی خود نگاه میکند و زیباییاش را در درون خود احساس میکند، و این موضوع برایش شگفتانگیز است.
هوش مصنوعی: هرجا که باشی، حق از تو مراقبت میکند. اگر نمیدانی که چگونه از این مراقبت بهرهمند شوی، به نام "الرقیب" توجه کن و آن را بخوان.
هوش مصنوعی: هر دعایی که میکنی، حتماً پاسخ داده میشود. پس ناامید نشو و با امید دعا کن، چون نام کسی که دعاها را مستجاب میکند، در اینجا آورده شده است.
هوش مصنوعی: آدمهای این دنیا مانند مسافرانی هستند که میآیند و میروند. دلهای آنها پر از زخم و درد است و خدا به حال این انسانهای تنها و بیکس مینگرد.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و لطافت زبان اشاره دارد و میگوید که اگر درباره زیباییها و خوبیها صحبت کنیم، در واقع داریم از جذابیت کلام و تأثیر آن بر روح انسان سخن میگوییم. کلام زیبا و دلنشین، روح را نوازش میدهد و به آن نشاط و زندگی میبخشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مسلمانان فغان زان نرگس جادو فریب
کو به یک ره برد از من صبر و آرام و شکیب
رومیانه روی دارد زنگیانه زلف و خال
چون کمان چاچیان ابروی دارد پرعتیب
از عجایبهای عالم سی و دو چیز عجیب
[...]
ای جوانبختی که در خلوتسرای کاینات
رأی پیرت میگشاید پرده از ابکار غیب
در جهان عدلت چو موسی تا ید بیضا نمود
گوسفند از گرگ بیند مهربانی شعیب
تا نشستی چون محمد بر سریر سروری
[...]
جان نیاید در نشاط، الا که بر بوی حبیب
تا گل رنگین نبالد، خوش ننالد عندلیب
عود خشکم؛ آتش جانسوز میباید، مرا
تا ز طیب جان، دماغ حاضران گردد، ز طیب
دولت بوسیدن پایش ندارد، هر کسی
[...]
جانبِ ما خوب میآید. که می آید؟ حبیب
وز پی او زشت میآید. که میآید؟ رقیب
برنتابد جان ما دردسر هر کسی دگر
مینشیند درد او در دل تو برخیز ای طبیب
چون کشی خوان به پیش جگرخواران غم
[...]
عشق و بیماری و درویشی و صد طعن رقیب
این همه جمع و من مهجور تنها و غریب
از که خواهم یارئی چون دوست با من دشمن است
وز که جویم مرهمی چون هست دردم از طبیب
شمع در جمع حریفان رفت از آن پروانه سوخت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.