گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » گزیده اشعار » غزلیات
 

سیم خیال تو بس با قمر چکار مرا؟

من و چون کوه شبی با سحر چکار مرا؟

نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک‌سره

ز دور سنگ خورم با گهر چه کار مرا؟

اگر قضاست که میرم به عشق تو آری

بکارهای قضا و قدر چکار مرا ؟

به طاعتم طلبند و به عشرتم خوانند

من و غم تو به کار دگر چکار مرا؟

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام