گنجور

 
خیالی بخارایی

تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست

گنج تحقیق هدایت به دل آگه ماست

ما نه اکنون ز مقیمان خرابات غمیم

دیر باز است که این دیر حوالتگه ماست

آن گلی را که در این باغ درختی ست بلند

گر نبینیم قصور از نظر کوته ماست

تا قدم همچو خِضِر در طرف عشق زدیم

گر همه آب حیات است که خاک ره ماست

ای خیالی تو خود از چشم فتادی ورنه

همه جا کوکبهٔ دولت شاهنشه ماست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
ملک‌الشعرا بهار

وحشت راه دراز از نظر کوته ماست

رخ ‌متاب ای ‌دل ‌از‌ین ‌ره که خدا همراه ماست

نیست اصلا خبری در سر بازار وجود

ور همانا خبری هست به خلوتگه ماست

جز تو ای عشق‌! اگر ما در دیگر زده‌ایم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه