بیرخ آن مه که شام زلف را در هم شکست
چون فلک پشتِ امید من ز بار غم شکست
راستی را هر دلی کز مردم صاحب نظر
برد چشم دل فریبش، زلف خم در خم شکست
بیش از این عهد درستان مشکن ای شوخ و بترس
چون ز عهد نادرست افتاد بر آدم شکست
ساقیا در دور می خواری غم دوران مخور
کاین همان دور است ای غافل که جام جم شکست
حاصل از سرمایهٔ هستی خیالی را به دست
نقد قلبی بود، در دست غمت آن هم شکست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به تأمل در منابع امید و غم میپردازد. شاعر از یار خود میخواهد که به زیباییاش ادامه دهد و از شکستن عهدها و امیدها پرهیز کند، چرا که دنیا پر از غم و ناامیدی است. او با توصیف زلف یار به عنوان نمادی از دلربایی، نشان میدهد که چشموهمچشمی زیبایی با غم زندگی همراه است. در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که در زندگی، هر چیزی که خیال میکردیم، ممکن است به راحتی شکسته شود و باید به ارزشهای واقعی و درونی توجه کرد.
هوش مصنوعی: در غیاب آن ماه زیبا که شب را با موهایش در هم میریزد، همچون آسمان، امیدم زیر بار غم شکسته است.
هوش مصنوعی: هر دلی که به دیدگاههای عمیق مردم توجه کند و به زیباییهای دنیا جذب شود، به راحتی در دام فریب در میآید و تحت تأثیر زلفهای پیچیده و فریبنده قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: دیگر عهد و پیمان را نشکن، ای بازیگوش. بترس که اگر از پیمان نادرستی سرپیچی کنی، مانند آدم دچار شکست خواهی شد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، در لحظهی خوردن شراب، نگران غمهای زندگی نباش، چرا که این همین دوران است که تو در آن قرار داری. ای غافل، بدان که این لحظه همانند جاودانگی جام جم، شکسته و ناپایدار است.
هوش مصنوعی: نتیجهٔ ارزشهای زندگی که تنها در خیال وجود دارد، به صورت واقعی و واقعیای که از دل برمیآید، به دست میآید. اما در دستان اندوه تو، این نتیجه نیز دچار شکست میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.