ای دل به طریقی سوی زلفش اگر افتی
پرهیز از آن حلقه، مبادا که درافتی
زنهار چو من در قدمش سر نهم ای اشک
تو نیز روان آیی و در پا به سر افتی
ارباب نظر را ز تماشای رخ دوست
مانع تویی ای پرده خدایا که برافتی
من بعد من و رهگذر کوی تو تا حشر
باشد که به دام من از این رهگذر افتی
زاین بیش منه پای به روی من و اندیش
زآن دم که به ناگه چو سرشک از نظر افتی
زآن باده که جامش لب یار است خیالی
ترسم که چو یابی خبری بیخبر افتی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و دلدادگی خود اشاره میکند و به دل و اشک خود میگوید که اگر به زلف محبوب نزدیک شود، باید از مشکلات و دردسرها دوری کند. او با تأکید بر خطراتی که ممکن است در کمین باشد، میگوید که نباید خود را در دام عشق گرفتار کند. همچنین به زیبایی و جذابیت محبوب اشاره میکند و از پردههای حائل صحبت میکند که مانع دیدن او هستند. شاعر به عشق و احساسات عمیق خود اشاره میکند و از خطر بیخبری و احساسی که ممکن است به خاطر آن به او دست دهد، میترسد.
هوش مصنوعی: ای دل! اگر به سمت زلف او رفتی، از آن حلقه دوری کن، مبادا که در دام او بیفتی.
هوش مصنوعی: مراقب باش که همچون من، با تمام وجود در برابر او تسلیم نشوی. ای اشک، تو نیز با شدت بریز و همچون من، در برابر او به زمین بیفت.
هوش مصنوعی: ای خدای پرده، تو مانع نگاه ارباب نظر به زیبایی دوست هستی که بر زمین افتادهای.
هوش مصنوعی: پس از من و هر کسی که از کوی تو بگذرد، تا روز قیامت در دام من خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بیشتر از این بر روی من پا نگذار و فکر کن به زمانی که ناگهان مثل اشک از نظر دور میشوی.
هوش مصنوعی: از آن شرابی که در دست یار است، میترسم اگر روزی خبری از او پیدا کنی، ناخواسته در غم و اندوه فروافتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.