باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است
گل مگر روی تو دیده ست که خندان روی است
بیش از این نیست به نقش دهنت نسبت من
که میان من واو تا به عدم یک موی است
خون به جو می رود از دیدهٔ مردم زین غم
کآب رو در ره سودای تو آب جوی است
جست و جوی دل گم گشتهٔ ما بر لب توست
نشنیدی که لب لعل بتان دلجوی است
نه خیالی سخن از زلف تو می گوید و بس
هرکه دیوانهٔ عشق است پریشانگوی است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به توصیف زلف و لب معشوق میپردازد و به رغم زیباییهای او، احساس غم و شوریدگی را نیز بیان میکند. او اشاره میکند که وجود معشوق همچون عنبر خوشبو و گل زیباست و عشق به او باعث شده که دلها در جستجوی او باشند. در نهایت، شاعر میگوید که عشق دیوانهکننده است و بر روی زیباییهای معشوق تمرکز دارد.
هوش مصنوعی: نسیم به زلفهای تو وزیده و بوی خوشی مانند عنبر را به ارمغان آورده است، اما آیا گل فقط زیبایی و خندهرویت را دیده است؟
هوش مصنوعی: بیش از این، نسبت من با نقش دهنت چیزی نیست؛ چون فاصلهای که بین من و وجود تو وجود دارد، به اندازه یک موی نازک است.
هوش مصنوعی: چشم مردم از شدت غم تو اشک میریزد و این اشک مانند آبی است که در مسیر آرزوها و خواستههای تو جاری میشود.
هوش مصنوعی: دل گم شده ما در جستجوی توست، آیا نشنیدهای که لبهای زیبا و جذاب دوستان دلباخته، تسلیبخش دلها هستند؟
هوش مصنوعی: سخن فقط از زلف تو و زیباییات میگوید و بس. هرکس که دیوانهی عشق باشد، در سخنانش بیتابی و پریشانی دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عاشقم بر کل شبلی که سرش بی موی است
چهره بی زحمت زلف خوش عنبر بوی است
وه نیکوست بر او گرچه کل بدروی است
گوی سیمین صفت جامی نشست اوی است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.