گنجور

 
خیالی بخارایی

از این شکسته دو روزی اگر جدا باشی

خطا نباشد اگر بر خط وفا باشی

اگر وفای رفیقان خود به جای آری

خدای باد رفیق تو هرکجا باشی

به آهِ سرد اسیران که نیّتم این است

که در کمند تو باشم اسیر تا باشی

ز آب چشمهٔ چشمم گهی شوی آگاه

که شام غم نفسی همنشین ما باشی

نه مردمی ست که بیگانه وار از چشمم

نهان شوی و به بیگانه آشنا باشی

گر از طریق خیالی مخالفت نکنی

به صوفیان طریقت که با صفا باشی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جهان ملک خاتون

بتا به عهد من ار بر سر جفا باشی

دل ضعیف مرا مایه دوا باشی

مشو ز دیده ی ما دور ای دو دیده ی من

تو همچو جان منی چون ز من جدا باشی

دلا تو پادشه من شدی مرو از راه

[...]

اهلی شیرازی

طمع تراست که مقبول کاینات شوی

مکن دو کار اگر شاه اگر گدا باشی

به هیچ جا مرو ایدوست بی طلب هرگز

ز هیچکس مطلب هیچ هر کجا باشی

صامت بروجردی

گمان نداشتم آنقدر بی‌وفا باشی

که بی‌سبب ز علی‌اکبرم جدا باشی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه