گرچه اسرار نهانی می شود معلوم من
زآن چه حاصل چون نشد هیچ آن دهان مفهوم من
یار بوسی وعده فرمود از دهان خود مرا
آه اگر گردد چو دی آن وعدهٔ معدوم من
دم به دم خون می خورم از بخت خویش و صابرم
کاین شد از خوان ارادت در ازل مرسوم من
گرچه شد دور از حریم خاص وصل او نشد
ناامید از رحمت عامش دل محروم من
کی شدی کار خیالی راست از کوشش اگر
چارهٔ کارش نکردی خدمت مخدوم من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و اندوه شاعر میپردازد. او به ناامیدی ناشی از دوری از معشوق اشاره میکند و از وعدههای محبتی که ممکن است فراموش شود، سخن میگوید. شاعر به وضعیت خود و رنجهایی که از بخت خود میکشد، اشاره میکند و میگوید که به رغم دوری، امیدش را از رحمت عمومی معشوق قطع نکرده است. همچنین به تلاشهای بینتیجهاش برای رسیدن به محبوب و اثر خیالات در زندگیاش میپردازد. در کل، شعر غم و اندوه ناشی از عشق و فاصله را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه رازهای پنهانی آشکار میشود، من از آنچه که به دست نیاوردم، چیزی نمیگویم. آن دهان نمیتواند مفهوم من را درک کند.
هوش مصنوعی: یار وعده کرده بود که مرا ببوسد، اما اگر آن وعده هم مثل وعدههای گذشتهاش از بین برود، برایم دردناک خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر لحظه از بخت خود زخم میخورم و با این حال صبر میکنم، چون این وضعیت از آغاز ارادت من به عشق، سرنوشت من بوده است.
هوش مصنوعی: اگرچه از جایگاه ویژهاش دور شدهام، اما از رحمت عمومیاش ناامید نیستم و دل محروم من امیدوار است.
هوش مصنوعی: آیا میتوانی به راحتی به نتیجهای درست برسی، اگر تلاش نکنی و به مشکل کسی که مهم است کمک نرسانی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.