گر تو را میلی ست بر قتل زبون خویشتن
سهل باشد ما بحل کردیم خون خویشتن
زلف تو بخت من است امّا ندارم حاصلی
جز پریشانی ازاین بخت نگون خویشتن
حلقهٔ زنجیر زلف خود به دست دل گذار
تا کند بیچاره تدبیر جنون خویشتن
سرخ رویم همچو گل ای سرو ازین معنی که هست
آب روی من ز اشک لاله گون خویشتن
شام هجران است برخیز ای خیالیّ و دمی
گریه کن چون شمع بر سوز درون خویشتن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به درد و رنج ناشی از عشق و جدایی اشاره میکند. او با حسرت از احوال خود سخن میگوید و از زلف محبوب به عنوان عامل بختش یاد میکند که تنها برایش پریشانی به همراه داشته است. ناامیدی و اشکهایش به مانند شمعی در محنت میسوزد و از خیالی دعوت میکند تا با همدلی، این درد جانکاه را به تصویر بکشند. در کل، احساسات غم و عذاب در این شعر به وضوح نمایان است.
هوش مصنوعی: اگر تمایل داری که خودت را آزار کنی یا آسیب برسانی، این کار برای تو آسان به نظر میرسد؛ ما به راحتی خون خود را بخشیدهایم.
هوش مصنوعی: موهای تو خوشبختی من هستند، اما نتیجهای جز بینظمی و پریشانی از این بخت بد به دست نیاوردهام.
هوش مصنوعی: موهای خود را چون زنجیری به دل بسپار تا او در تدبیر دیوانگی خود دچار شود و به سختی بیفتد.
هوش مصنوعی: چهرهام همچون گل سرخ است، ای سرو زیبا، اما دلیل این سرخی این است که اشکهای شبیه لاله، بر گونهام جاری شدهاند.
هوش مصنوعی: شب غم و جدایی است، بپا خیز ای خیال، و لحظهای گریه کن مانند شمعی که در درون خود میسوزد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.