دل خون شد و زاین راه به جایی نرسیدیم
مُردیم ز درد و به دوایی نرسیدیم
در راه وفا عاقبت الامر سرِ ما
پوسید و به بوسیدن پایی نرسیدیم
افسوس که بی پا و سر اندر طلب دوست
بسیار دویدیم و به جایی نرسیدیم
کردیم بسی سعی وز گلزار وصالش
بی ناله چو بلبل به نوایی نرسیدیم
آخر چو خیالی به سرِ منزل مقصود
جز در قدم راهنمایی نرسیدیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ناکامی و درد در عشق سخن میگوید. او به توصیف تلاشها و کوششهای بینتیجهاش برای رسیدن به معشوق میپردازد و احساس غم و ناتوانی در این مسیر را بیان میکند. در نهایت، همه این تلاشها بیثمر بوده و به جایی نمیرسد. شاعر بهخاطر فقدان وفا و ناکامی در وصال دوست، حسرتی عمیق را در دل خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: دل ما بسیار زخمی شد و از این راه به هیچ نتیجهای نرسیدیم. از شدت درد جان دادیم و به تسکینی هم نرسیدیم.
هوش مصنوعی: در مسیر وفا و پایبندی، در نهایت سرنوشت ما به تلخی انجامید و نتوانستیم حتی یک بار پای کسی را ببوسیم.
هوش مصنوعی: متأسفانه، با وجود تلاشهای بسیار و غیرقابل تصور در جستجوی عشق و دوستی، به نتیجه نرسیدیم و احساس کردیم که تلاشهایمان بیفایده بوده است.
هوش مصنوعی: با تلاش فراوان در مسیر عشق او، مانند بلبل که در باغ گل میخواند، نتوانستیم به نوایی دست یابیم و به آرزوی دل نرسیدیم.
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی به مقصد مورد نظر فکر کردیم، متوجه شدیم که تنها در یک قدمی راهنما به ما کمک نکرده است و به هدف خود نرسیدیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سودیم سراپا و به پایی نرسیدیم
از خویش گذشتیم و بجایی نرسیدیم
کردیم گل از عالم اندیشهٔ قدرت
دستی که به دامان دعایی نرسیدیم
شیرینیگفتار ز ما ذوق عمل برد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.