خیزید تا ز خاک درش درد سر بریم
یعنی گرانیِ خود از این خاکِ در بریم
سودای ما به زلف بتان راست چون نشد
آن به که رخت خویش از اینجا به در بریم
آیا کجاست دیده وری تا به حضرتش
پیش آوریم نقد نیاز و نظر بریم
آن روز بخت سوی درش رهبری کند
کز سر هوای روضه به کلّی به در بریم
هر جا نشان خاک کف پای او بوَد
ای دیده سعی کن که به دامن گهر بریم
پای سگش بگیر خیالی و سر بنه
تا یک دو روز در قدم او به سر بریم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعری در این غزل از اشتیاق خود برای رهایی از زخمهای زندگی و دلبستگی به معشوق و زیباییها سخن میگوید. او دعوت به حرکت و ترک خاک و دنیای مادی میکند و به دنبال دیدار محبوب خود و کسب نظر و نیازش است. در این میان، به نقش بخت و سرنوشت نیز اشاره میکند که امیدوار است وی را به سمت معشوق هدایت کند. شاعر به نشانهایی از محبوس شدن در خاک و وابستگی به معشوق اشاره میکند و در نهایت آرزو دارد که حتی به عنوان یک سگ، نزد معشوق باشد و لحظاتی را در کنار او بگذراند.
هوش مصنوعی: بیدار شوید و از این خاکی که بر ما فشار میآورد، رهایی پیدا کنیم. منظور این است که از این مشکلات و سختیها فرار کنیم و به دنبال زندگی بهتری باشیم.
هوش مصنوعی: اگر نتوانستهایم به خواستهمان در عشق دست یابیم، بهتر است از اینجا برویم و از زلفهای زیبا دل بکشیم.
هوش مصنوعی: آیا کسی را میشناسی که بتواند ما را به حضور او برساند تا خواستههایمان را به او ارائه دهیم و نیازهای خود را برطرف کنیم؟
هوش مصنوعی: در آن روز، خوشبختی به سمت در خانهاش راهنماییام میکند، چون از دل خواستهام میخواهم که به کلی از سر شوق و عشق به باغ و گلزار خارج شوم.
هوش مصنوعی: هر کجا که نشانی از خاک پای او باشد، ای چشم، تلاش کن تا به دامن گوهری برسیم.
هوش مصنوعی: اگر یک مدت کوتاه به پشتیبانی و همراهی او بپردازیم، شاید به چیزهایی که میخواهیم دست پیدا کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.