کجاست ساغر می تا به گردش آرندش
که عمر رفت و حریفان در انتظارندش
به حلقه یی که حساب سگان او گذرد
رقیب کیست که باری کسی شمارندش
دلم ز طرّه خوبان چگونه سر پیچد
چو ساعتی به سرِ خود نمی گذارندش
سرشک گر همه بگذشت بهر خاک درت
گذشته یی ست که با خاک می سپارندش
به روی تو گل از آن دم که خودفروشی کرد
ببین که بسته به بازار می برآرندش
چو نیست پیش بتان عزّتی خیالی را
به خواریی چه شود گر عزیز دارندش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشقی عمیق و حسرت اشاره دارد. شاعر در جستجوی ساقی و میباشد و میگوید که عمرش به سرعت میگذرد در حالی که دوستانش منتظر او هستند. او به محدودیتهایی که در ارتباط با دوستان و دلدادگانش دارد، اشاره میکند و از درد و رنج دلش به خاطر احساسی که از زیبایی عاشقانه احساس میکند، میگوید. شاعر همچنین به ناامیدی و عدم ارزشی که برای احساساتش وجود دارد، اشاره میکند. به طور کلی، این شعر بار عاطفی و فلسفی عمیقی درباره عشق و گذر زمان دارد.
هوش مصنوعی: بیا و ساغر شراب را بیاور تا دوستان دور هم جمع شوند، زیرا عمر ما در حال گذر است و آنها منتظر هستند.
هوش مصنوعی: در چرخشی که فقط به حساب سگها میافتد، چه کسی رقیب است که بتوانند کسی را در آن شمارش کنند؟
هوش مصنوعی: دل من از زیبایی های خوبان به شدت آشفته و بیقرار است، چرا که حتی برای لحظهای نمیگذارند که سر به آرامش بگذارم.
هوش مصنوعی: اگر همهی اشکها هم تمام شود، این اشکهایی که به خاطر تو ریخته شده به زمین میرود و با خاک یکجا دفن میشود.
هوش مصنوعی: وقتی تو خود را به دیگران عرضه کردی، ببین که مانند گلی که به بازار میبرند، ارزش و زیباییات چگونه تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: زمانی که در برابر بتها عزتی وجود ندارد، هیچ اتفاقی نمیافتد اگر آنها به طور غیرواقعی نسبت به چیزی احساس احترام و ارادت کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.