یار درد بی دلان را دید و تدبیری نکرد
وز جفا کاری عفاک الله که تقصیری نکرد
من به ابرویش نظرها دارم و آن بی وفا
زان کمان هرگز مرا شرمندهٔ تیری نکرد
ای که چون آیینه کردی دعویِ روشندلی
از چه آه دردمندان در تو تأثیری نکرد
در حریم خاطر ارباب همّت ره نیافت
هرکه در عهد جوانی خدمت پیری نکرد
از سیه بختی خیالی سوی زلف سرکشش
پی نبرد از راه معنی تا که شبگیری نکرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از بیتوجهی و بیوفایی محبوب سخن میگوید. او به درد و رنج دلخود اشاره کرده و از آنچه از محبوبش دریافت کرده، ناراضی است. شاعر از تاثیری که باید بر محبوب بگذارد، صحبت میکند و از نفرتی که در دل دارد، ابراز میکند. او همچنین به ناکامی در خدمت به پیران در دوران جوانی اشاره میکند و به حسرت خود بابت نیافتن مسیر درست در زندگی و دوستداشتن محبوبش سخن میگوید. در نهایت، شاعر از غم و اندوهی که از عدم توجه محبوبش به دلخوشیهای او نشأت میگیرد، مینالد.
هوش مصنوعی: دوست، آنهایی که دلbroken هستند را دید و هیچ تدبیری برایش نیندیشید. از بیرحمیاش، خدا او را ببخشد که تقصیری نداشت.
هوش مصنوعی: من به زیبایی ابروهای او چشم دوختهام، اما او هرگز بابت تیرهای کمانی که به سمت من رها میکند، مرا شرمنده نکرده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که ادعای روشنی و آگاهی میکنی، چرا آه و نالهی دردمندان در دل تو اثری نگذاشته است؟
هوش مصنوعی: هر کسی در جوانی نسبت به خدمت به بزرگان و افراد با تجربه اهتمام نداشته باشد، در آینده هیچگاه به مقام و محلی در دل آنها دست نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: از بدشانسی، خیال نمیتواند به سوی زلفهای دلربای او برود و از طریق معنا و مفهوم به آن برسد، تا زمانی که شب به پایان نرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در برش بر هر قدی از رخت تقصیری نکرد
یکسر سوزن برای خویش توفیری نکرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.