واقف از جام می لعل تو مدهوشانند
در خور بادهٔ لعل تو قدح نوشانند
آخر ای نامه سفید از صف رندان بدر آی
که در این خانهٔ تاریک سیه پوشانند
چون قدح گرد برای صف عشاق بزن
تا ببینی که در این حلقه چه مدهوشانند
چون بر آریم سر از شرم گنه گرنه به حشر
دامن مغفرتی بر سرمان پوشانند
دهن قال فروبند خیالی و خموش
راز دار سخن عشق چو خاموشانند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نشئگی و غم عشق اشاره میکند. او از زیبایی و جذابیت جام می لعل صحبت میکند که دل مستان را مجذوب خود میکند. شاعر از یک نامه سفید، نماد بخشش و پاکی، دعوت میکند که در این فضای تاریک و غمآلود وارد شود. او با زدن قدح و برگزاری مجلس عشق، جویای حال مدهوشان است. در انتها، شاعر به ما میآموزد که در گناهکاری و شرم، اگر بخواهیم به بخشش برسیم، باید سکوت کنیم و راز عشق را مانند خاموشان نگه داریم.
هوش مصنوعی: میگوید که افرادی که با شراب قرمز تو آشنا هستند، تحت تأثیر آن قرار میگیرند و به خاطر این نوشیدنی زیبا و خاص، از آن لذت میبرند و به نوشیدن آن مشغولند.
هوش مصنوعی: ای نامهی سپید، از میان کاروان رندان به بیرون بیایید، زیرا در این خانهی تاریک فقط لباسهای سیاه بر تن است.
هوش مصنوعی: وقتی که لیوانی گرد برای جمع عاشقان پر کنی، متوجه خواهی شد که در این جمع چه افرادی شگفتانگیز و مدهوشی حضور دارند.
هوش مصنوعی: زمانی که از گناه و شرم خود سر برآوریم، در آن روز که همه جمع میشوند، دامن رحمت و بخشش بر سر ما خواهند کشید.
هوش مصنوعی: دهان خود را ببند و در مورد خیالها صحبت نکن. راز عشق مانند خاموشان و ساکتهاست، پس حرف نزن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.