مرا می سوزد آن بدخو که کار خودنکو سازد
عجب گر با چنین خوبی خدا اسباب او سازد
برآنم بعد از این کز رو برانم اشک را هر دم
وگرنه زود باشد کاو مرا بی آبرو سازد
هنوزم دست بر سر باشد از ذوقِ می لعلت
اگر بعد از اجل دوران زخاک من سبو سازد
مرا وقتی رسد در حلقهٔ زلف تو پیچیدن
که فکرِ آن میان از لاغری چون تار مو سازد
خیالی را مکن منع از حدیث آن لب شیرین
که طوطی را تمنّای شکر بسیار گو سازد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد و ناراحتی ناشی از عشق به معشوق سخن میگوید. او به بدخوئی و بیرحمی محبوب اشاره میکند و نسبت به تدبیر خداوند در این موضوع تعجب میکند. شاعر به این فکر میکند که باید از ابراز احساسات خود جلوگیری کند تا تحت تأثیر محبوب قرار نگیرد و بیآبرو نشود. او همچنین از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خودش صحبت میکند و به یاد لحظات خوشی میافتد که در کنار او بوده است. در نهایت، شاعر از قدرت عشق و جذابیت معشوق میگوید و اینکه حتی یک خیال درباره لبهای شیرین او میتواند آرامش او را تحت تأثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: مرا ناراحت میکند کسی که با رفتار بد خود، کارهای خوبش را جلوه میدهد. عجیب است که خداوند با وجود این خوبی، وسایل موفقیت او را فراهم کرده است.
هوش مصنوعی: تصمیم دارم از این به بعد هر لحظه اشک را دور کنم، وگرنه به زودی این اشک باعث میشود که از خودم شرمنده شوم.
هوش مصنوعی: باز هم از خوشحالی و شوق نوشیدن شراب لعل تو، دستم بر سرم است. حتی اگر بعد از مرگ، خاک من را برای ساختن جامی به کار ببرند.
هوش مصنوعی: وقتی که فرصتی پیدا میکنم تا در حلقههای زلف تو بپیچم، در آن لحظه به قدری لاغر و ضعیف هستم که فکر کردن به آن حالت، برایم مانند بافتن یک تار موی نازک میشود.
هوش مصنوعی: به خودت اجازه نده که از گفتن داستان آن لب شیرین جلوگیری کنی، زیرا این لب شیرین همچون شکر است که طوطی را به آرزوی خود میرساند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.