عاقبت حسرتِ لعل تو دلم را خون کرد
داغ سودای مرا فکر خطت افزون کرد
دیده را از قبل اشک هر آن راز که بود
به خیالت همه را دوش ز دل بیرون کرد
حلقه یی از شکن سلسلهٔ موی تو بود
زلف لیلی که به هر شیوه دلی مجنون کرد
دل بشد در طلب وصل و نشد معلومم
که چسان رفت در این راه و به آخر چون کرد
چنگ در پردهٔ عشّاق زد و راست نشد
عود سازی که در این دایره بی قانون کرد
هیچ کس خرده بر اشعار خیالی نگرفت
تا به وصف قد تو طبع خرد موزون کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عاشقانه و حسرت شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از دلی پر از درد و اندوه صحبت میکند که به خاطر عشق و زیبایی معشوقش به خون گشته است. او به تأثیر عمیق معشوق بر دل و دیدهاش اشاره میکند و میگوید که اشکهایش رازهای درونش را فاش کردهاند. زلف معشوق نمادی از جذابیت و فریبندگی عشق است که باعث دیوانگی وی شده است. شاعر همچنین از جستجوی وصال صحبت میکند، جستجویی که بینتیجه مانده و او را به سردرگمی کشانده است. در نهایت، او به زیبایی معشوق اشاره میکند که هیچکس نمیتواند به آن خرده بگیرد. این اشعار نشاندهنده عمق عشق و درد ناشی از فراق است.
هوش مصنوعی: در نهایت، آرزوی دیدن لبهای سرخ تو دل مرا غمگین و بیقرار کرده است و فکر کردن به تو، حسرت عشق را در من بیشتر کرده است.
هوش مصنوعی: اشک چشمانم باعث شد که تمام رازهایی را که در دل داشتم، به خاطر خیالت، یک به یک بیرون بریزم.
هوش مصنوعی: حلقهای از موهای تو مانند زنجیری است که زلفهای لیلی هر دل را به شیوهای دیوانه کرده است.
هوش مصنوعی: دل در آرزوی وصال آرام و قرارش را از دست داده و نمیداند چگونه در این مسیر روانه شده و در نهایت به کجا رسیده است.
هوش مصنوعی: دست به ساز عاشقان زد و هیچ چیز درست نشد، سازهایی که در این دایره بیقانون نواخته شدند.
هوش مصنوعی: هیچکس به اشعار خیالی ایرادی نگرفت، زیرا آنها به خوبی زیبایی قد تو را توصیف کرده بودند و طبع شاعری را مناسب با آن ساخته بودند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساقی اندر قدحم باز می گلگون کرد
در مَی کهنه دیرینهء ما افیون کرد
دیگران را َمی دیرینه برابر می داد
چون به این دلشده خسته رسید افزون کرد
این قدح هوش مراجمله به یکبار ببُرد
[...]
دی که آن کان نمک خنده بر این مجنون کرد
من چه گویم که چه با این جگر پرخون کرد
غرق خون گشته ام از دیدن آن مردم چشم
چکنم چشم خودم غرقه درین جیحون کرد
تا صبا یک گره از سنبل زلفش بگشاد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.