خیال روی تو از سر به در نخواهم کرد
به هیچ روی خیال دگر نخواهم کرد
ز دیدن رخ خوبت نظر نخواهم بست
وز این مشاهده قطع نظر نخواهم کرد
چو هست روشنی دیده و دلم از تو
هوای دیدن شمس و قمر نخواهم کرد
به هر کجا که تو ای سروناز جا داری
به هیچ کوی از آنجا گذر نخواهم کرد
ضرورت است خیالی که راز دل پوشی
رقیب را ز خیالی خبر نخواهم کرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر اعلام میکند که هرگز از خیالات و یاد تو دور نخواهد شد و به هیچ چیز دیگری فکر نخواهد کرد. او به زیبایی چهرهات زل خواهد زد و نمیتواند از این دیدار چشم بپوشد. به رغم روشنایی چشمها و دلش به تو، او هرگز به سراغ خورشید و ماه نخواهد رفت. هر جا که تو باشی، او از آنجا دور نخواهد شد و در پی هیچ جای دیگری نخواهد رفت. همچنین، او بر این باور است که باید راز دلش را پنهان کند و به هیچ رقیب یا کسی در این مورد سخنی نخواهد گفت.
هوش مصنوعی: هرگز از فکر چهره تو دل برنخواهم کرد و به هیچ وجه به فکر کسی دیگر نخواهم افتاد.
هوش مصنوعی: از دیدن چهره زیبا و دلانگیز تو هیچگاه چشم بر نخواهم داشت و از این تجربه لذتبخش هرگز گذر نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: وقتی چشمانم روشن است و دلم مشتاق دیدن توست، دیگر به دنبال دیدن خورشید و ماه نخواهم رفت.
هوش مصنوعی: هرجا که تو هستی و زیبایی، من هیچگاه از آنجا عبور نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: لازمهاش این است که راز دل را از رقیب پنهان نگه دارم و هیچ گاه رازی را با خیال دیگران در میان نگذارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کرد
هوای کاکلت از سر بدر نخواهم کرد
قضا که عشق توام یاد داد می دانست
که غیر عشق تو کار دگر نخواهم کرد
چنان ز دست غمت خاک کرده ام بر سر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.