به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
ز غم رخش چه گویم که دلم چه حال دارد
قدحی که جان زارم نه به یاد او بنوشد
غم او حرام بادم دل اگر حلال دارد
به چمن که نسخه بُرد از دهن و رخش ندانم
که درون غنچه خون است و گل انفعال دارد
گنهی چو آید از سر بنهم بر آستانش
به امید آنکه روزی دو سه پایمال دارد
چه عجب اگر برم پی به حدایق میانش
به معانی خیالی که همین خیال دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای درونی شاعر میپردازد. او از دنیای لطیف و زیبایی که در اطرافش وجود دارد، اما با دلی مملو از غم و اندوه، صحبت میکند. شاعر به غم معشوق خود اشاره کرده و افکارش را دربارهی زیباییهای طبیعت و عشق بیان میکند. او به نوشیدن ظرفی که گویی به خاطر عشقش ملالت دارد، اشاره میکند و تأکید میکند که غم معشوقش نمیتواند برای او خوشایند باشد. در نهایت، او از آرزوی رسیدن به زیباییهای واقعی و گفتوگو در مورد معانی عمیق زندگی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در جهانی که حس لطیفی دارد و از خود رنج میکشد، نمیدانم درباره زیبایی چهرهاش چه بگویم، چون دلم در وضعیت عجیبی است.
هوش مصنوعی: جامی که من از آن مینوشم، به خاطر یاد او نیست و نوشیدن غم او برایم حرام است، اگر دلم زندگی حلالی داشته باشد.
هوش مصنوعی: در میان چمن، نشانی را بردم که نمیدانم آیا درون غنچهاش خونی وجود دارد و گل در حال رکود است یا خیر.
هوش مصنوعی: وقتی که اشتباهی از من سر میزند، به درگاه او روی میآورم و امیدوارم که روزی این خطاها نادیده گرفته شوند.
هوش مصنوعی: عجب نیست اگر در جستجوی باغهایی بروم که در دل آنها معنای خیالین وجود دارد و خود همین خیال را در بر دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
ز کرشمه اش که داند که چه در خیال دارد
دل تیره بخت مارا چه سعادتی ازین به
که ز ما برید و اکنون بتو اتصال دارد
مرو ای پری ببستان دل گل بخون مگردان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.