اگر آن پری بعاشق نظر از وصال دارد
ز کرشمه اش که داند که چه در خیال دارد
دل تیره بخت مارا چه سعادتی ازین به
که ز ما برید و اکنون بتو اتصال دارد
مرو ای پری ببستان دل گل بخون مگردان
که بسینه خارخاری گل از آن جمال دارد
غم هجر اگر رساند همه را بحال مردن
تو کجا ز ناز پرسی که کسی چه حال دارد
به کسی نمی نماید خضر آب زندگانی
ز لب تو آب حیوان مگر انفعال دارد
بزمین رقیب ترسم که فرو رود چو قارون
که کمال سر گرانی ز غرور مال دارد
به سگش چگونه اهلی ز کمال خود زند دم
که به نسبت سگ او صفت کمال دارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و دلمشغولیهای آن است. شاعر به پری زیبایی اشاره میکند که به معشوق خود خیره شده و دلش به خاطر جدایی از محبوبش میسوزد. او از درد جدایی و غم هجر سخن میگوید و میپرسد که چه کسی حال او و دیگران را میپرسد. شاعر نسبت به زیبایی و جذابیت معشوق خود و تأثیر آن بر دلها تأکید میکند و به نوعی به ناپایداری دنیا و وسوسههای آن اشاره میکند. در نهایت، او با تشبیههایی به توصیف روابط و کمالها میپردازد و نشان میدهد که در این دنیای فانی، زیبایی و عشق همیشه در معرض خطر است.
هوش مصنوعی: اگر آن معشوق زیبا به عاشق نگاه کند و به وصالش بیندیشد، از جذبه و کشش او میفهمد که در دلش چه آرزوهایی پنهان است.
هوش مصنوعی: دل بدبخت ما چه بهرهای از این زندگی دارد، بهتر این است که از ما جدا شود و حالا به تو وصل شود.
هوش مصنوعی: ای پری زیبا، از باغ برو و دل گل را به خون مآلو زخم نزن، زیرا آنچنان زیبایی داری که گل از آن دلخراش و زخمی میشود.
هوش مصنوعی: اگر غم دوری تو همه را به مرگ نزدیک کند، تو کجا از حال کسی سوال میکنی که او چطور است، در حالی که خودت در ناز و غفلت به سر میبری؟
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند تو نمیتواند آب زندگی را نشان دهد؛ مگر اینکه کسی در برابر آن تاثیرپذیری داشته باشد.
هوش مصنوعی: میترسم رقیب من مانند قارون به زمین بیفتد و با سنگینی خود به زیر برود، چرا که او ثروت زیادی دارد و همین ثروت باعث غرور او شده است.
هوش مصنوعی: اگر او به سگش یاد میدهد و آن را رام میکند، این نشاندهندهی ویژگیهای عالی و کمال اوست؛ زیرا سگش نیز به نوعی صفات کمالی را در خود دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به جهان لطیف طبعی که ز خود ملال دارد
ز غم رخش چه گویم که دلم چه حال دارد
قدحی که جان زارم نه به یاد او بنوشد
غم او حرام بادم دل اگر حلال دارد
به چمن که نسخه بُرد از دهن و رخش ندانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.