دوش از آب چشم خود در موج خون بودم شنا
من چنین در خون و مردم بی خبر زین ماجرا
مردم چشم از سرشکم غرقهٔ دریای خون
شمع عمر از آهِ سردم بر ره باد فنا
گه ز سوز دل چو شمعم می دوید آتش به سر
گه چو صبح از دود چرخم بود تیغی در قفا
پای در گل بودم از سیلاب اشک و منتظر
تا چو سرو آخر چه آید بر سر من از هوا
شب همه شب من در این اندیشه تا وقتی که صبح
همچو اصحاب طریقت دم زد از صدق و صفا
سوخت تاب آتش خورشید شب را طیلسان
دوخت صبح از اطلس زربفت گردون را قبا
بار دیگر منهزم شد زنگی ازرق چشم شب
باز کوس سلطنت زد خسرو زرّین لوا
صبحدم آمد چو اسکندر ز تاریکی برون
در بغل بهر شرف آیینهٔ گیتی نما
رفت از روی زمین آثار ظلم و تیرگی
آمد از شمع فلک پروانهٔ نور و ضیا
از خروش صبحدم برخاست هرسو این خروش
بی خبر خیزان که از جانشان برآمد این ندا
کای گرفتار کمند دل شکار معصیت
وی اسیر حلقهٔ دام گلوگیر بلا
گر همی خواهی خلاص از درد و رنج و حزن خود
ور هوس داری نجات از ظلمت جور و خطا
پا مکش از راه امر ایزدی یعنی بنه
چون قلم سر بر خط فرمان شرع مصطفا
مالک ملک رسالت قلعه بند کن فکان
شهریار شهر دین سلطان تخت اصطفا
آن بقد سرو روان جویبار فاَستَقِم
وان به رخ خورشید تابان سپهر والضحا
پایهٔ ایوان قدرش از مکان تا لا مکان
عرصهٔ میدان جاهش از ثریّا تاثرا
مفتخر از خاک پایش تاج سرداران دین
روشن از پروانهٔ رایش چراغ انبیا
وقت جولان مرکبش را عرش کمتر مرتبت
شام خلوت مجلسش را در بر ذات خدا
سیر کرده بر طریق امتحان کونین را
در شب قربت براق برق سیرش جابه جا
ای چو خاک ره هوایت داده سرها را به باد
وی چو نعل افلاک را کرده براقت زیر پا
از کمالات تو رمزی رحمتة للعالمین
وز رقوم نقش توقیع تو حرفی هل اتا
پرتوی از مهر رویت شمع تابان صباح
تاری از زلف سیاهت تاب گیسوی دوتا
سائلان راه شوقت ملک دین را پادشاه
خسروان خطّهٔ دین بر در قدرت گدا
نوبت شاهی وحدت چون که ایزد با تو داد
تا زدی بر گوشهٔ ایوان الاّ کوس لا
حاصل از عمر گرامی دولت دیدار تست
آرزوی عشقباران تو محبوب خدا
تا تو فخر از فقر کردی در طریق نیستی
هست میر فقر را از فخر در گردن ردا
سایه بر خورشید تابان تو می انداخت نور
زان چو ارباب گنه غرق عرق ماند از حیا
قرص مه بر سفرهٔ سبز فلک کردی دو نیم
تا زخوان معجز تو کس نماند بی نوا
با وجود معجزت دشمن عصا بود و نبود
معجزت را تکیه چون اعجاز موسا بر عصا
دشمنان با تو جفا کرده ز عین گمرهی
تو به ایشان در جزای آن نکرده جز وفا
عاقبت روزی به محشر تا چه گل ها بشکفد
زان دو شاخ گل که بشکفت از ریاض لافتا
می رود لب خشک و کف بر روزبان پیوسته خشک
در غم و اندیشهٔ لب تشنگان کربلا
آسمان جامه کبود و شب سیه پوش از چه روست
گرنیند از ماتم آل عبا جفت عنا
آب را آن دم ز چشم انداختند اهل نظر
کز عطش خون شد دل نورین چشم مرتضا
یا شفیع المذنبین در آب چشم ما به لطف
بنگر و مگذار از راه کرم ما را به ما
با چه دست آویز رو آرم سر خجلت ز پیش
گر قبول تو نگیرد دست من روز جزا
پردهٔ جرم خیالی دفتر مدح تو بس
باشد آری عیب پوش عاصیان مدح و ثنا
تا نپنداری که تنها عندلیب خاطرم
می زند در گلشن شوق تو گلبانگ رضا
کز پی اثبات نعتت پیش از این هم گفته ام
یا جمیع المسلمین صلو علی خیر الورا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عمیق خود در مورد درد و رنج انسانی صحبت میکند. او در دنیایی پر از خون و اشک شنا میکند، بیخبر از واقعیتهای اطرافش.
شعر به توصیف سوز دل و آتش فراق میپردازد و بیان میکند که او، مانند سروی در انتظار، در میان سیلاب اشکها به سر میبرد. شبها در اندیشههای عمیق و فلسفی به سر میبرد تا صبحی تازه بیاید.
از نور صبح و ظهور سروش الهی سخن میگوید و از اینکه ظلم و تاریکی از روی زمین محو میشود و در این حالت، بار دیگر امیدی به زندگی و نجات در دل جان میافکند. شاعر با اشاره به دین و روحانیت، از بیخبری انسانها نسبت به مشکلاتشان گلایه میکند و به آنها توصیه میکند که از راه حق و دستورات الهی پیروی کنند.
در نهایت، شاعر به عشق و محبت الهی اشاره میکند و از امام معصوم به عنوان شفیع واقعی برای گناهان انسان یاد میکند. این شعر به نوعی دعا و درخواست کمک از معصومین نیز هست و به امید نجات حاکی از عشق به او و پیروی از آموزههای اسلامی است.
هوش مصنوعی: شب گذشته، در حال گریه و اندوه بودم و در دنیای خون و رنج غوطهور بودم. من اینگونه در این درد و عذاب غرق شده بودم، در حالی که دیگران از این وضعیت بیخبر بودند.
هوش مصنوعی: مردم در غم و اندوهی عمیق فرورفتهاند و مانند دریاهای خون سرشار از درد و غم هستند. عمر من مانند شمعی که در باد میافتد، به خاطر حسرت و آههای سوزانم به تدریج در حال خاموش شدن است.
هوش مصنوعی: گاهی از شدت درد و سوز دل مانند شمعی در حال ذوب شدن، آتش به سر دارم. و گاهی مانند سپیدهدم، از دودی که به وجودم میآید، حکم تیری را در پشتم دارد.
هوش مصنوعی: در شرایط سختی بودم و بعد از ریختن اشکهای زیادی انتظار داشتم تا بالاخره نتیجه و سرنوشتام مانند درخت سرو مشخص شود.
هوش مصنوعی: در شبها مدام در فکر هستم تا زمانی که صبح، مانند کسانی که در راه حقیقت هستند، با صداقت و پاکی صحبت کند.
هوش مصنوعی: حرارت و نور خورشید شب را میسوزاند و صبح مانند پوششی از پارچهٔ زربفت، آسمان را زیبا و آراسته میکند.
هوش مصنوعی: یک بار دیگر، آن زنگی که چشمانش مانند شب تیره است، شکست خورد و خسرو با پرچم طلاییاش بر پیروزیاش ندا سر داد.
هوش مصنوعی: هنگام صبح، مانند اسکندر که از تاریکی خارج میشود، به دنیا آمدهام تا زیبایی و شکوه جهان را در آغوش بگیرم.
هوش مصنوعی: با از بین رفتن نشانههای ظلم و تاریکی از روی زمین، نور و روشنی جدیدی از آسمان به وجود آمد که مانند پروانهای به دور شمع میچرخد.
هوش مصنوعی: صدای بیدار شدن صبح از هر طرف به گوش میرسد و افرادی که از خواب برخاستهاند، بیخبر و شاداب، این صدا را از عمق وجود خود حس کرده و پاسخ میدهند.
هوش مصنوعی: ای گرفتار دام دل، که در چنگال گناه گرفتار شدهای و اسیر حلقهٔ بندهای مشکلات و بلاها هستی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از درد و رنج و غم خود رهایی یابی، و اگر آرزوی نجات از ظلم و بیعدالتی و اشتباهات را داری، باید اقدام کنی.
هوش مصنوعی: پا را از مسیر فرمان الهی برندار، زیرا که باید مانند قلمی که بر روی فرمان شرع پیامبر (ص) حرکت میکند، اطاعت کنی.
هوش مصنوعی: مالک ملک رسالت، یعنی کسی که حاکمیت و مسئولیتهای دینی و معنوی را دارد، باید قلعهای از ایمان و استقامت بنا کند. به این ترتیب، او باید مانند یک شهریار برای شهر دین عمل کند، یعنی بر حافظ دین و ارزشهای آن نظارت و حفاظت نماید. در واقع، او باید مانند یک پادشاه در تختی که برگزیده شده، به هدایت و رهبری پیروان دین بپردازد.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به زیبایی و سبکی دارد که مانند سروی راست و بلند به نظر میرسد. همچنین به روشنی و درخشش خورشید در آسمان اشاره میکند. به طور کلی، تصویرسازی از ظرافت و زیبایی طبیعی به همراه احساس آرامش و روشنی را بیان میکند.
هوش مصنوعی: پایهٔ ایوان به قدری بلند و با عظمت است که از مکان تا جایی که چیزی وجود ندارد را میپیماید، و جایگاه آن در میدان به اندازهای بزرگ است که از ستارهٔ ثریا هم فراتر میرود.
هوش مصنوعی: افتخار من از خاک پای اوست، تاج سرداران دین که از نور رأی او مانند چراغی برای پیامبران میدرخشد.
هوش مصنوعی: هنگامی که مرکب او به پرواز درمیآید، عرش را از مرتبهاش پایینتر میآورد و شام به تنهایی محفلش را در آغوش ذات خداوند میگیرد.
هوش مصنوعی: در مسیر آزمایش هستی، در شب نزدیکی به حق، مانند سیر و حرکت سریع نور، به طور ناگهانی و در مکانی دیگر حضور مییابد.
هوش مصنوعی: ای که مانند خاک مسیر عشق تو، جانها را به باد سپردهای و تو که با قدمهای خود، چرخ فلک را زیر پا گذاشتهای.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی به ویژگیها و کمالات معصومین اشاره دارد و به نوعی از رحمت و برکت آنها برای جهانیان صحبت میکند. همچنین به امضای خاصی اشاره میکند که نشانهای از محبت و توجه الهی است. در واقع، مضمون این بیت تجربه و نظراتی عمیق درباره تاثیر و نقش مثبت این شخصیتها در زندگی انسانها است.
هوش مصنوعی: اشعهای از محبت چهرهات مانند شمعی درخشان در صبح است و تارهایی از موهای سیاه تو مانند تابی از ریشههای گیسوی دوگانه میباشد.
هوش مصنوعی: در اینجا، افرادی که برای دریافت عشق و ایمان به درگاه خدا میآیند، مانند گدایانی هستند که در دروازه پادشاهی قرار دارند. این افراد میخواهند به مقام و جایگاه معنوی دست یابند و رفتار آنها نشاندهنده فقر معنویشان است؛ آنها به دنبال غنای روحانی و نزدیک شدن به خداوند هستند.
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند مقام پادشاهی را به تو بخشید، صدای خوشی و پیروزی را در گوشهٔ ایوان شنیدی.
هوش مصنوعی: من در زندگی گرانبهایم، تنها به دیدارت دست یافتهام و آرزوی من همواره بارش عشق تو، محبوب خداست.
هوش مصنوعی: وقتی تو به خاطر فقر خود احساس شرم و ننگ میکنی، در مسیر نیستی میسوزی. همچنین، کسانی که به فخر و بزرگی خود میبالند، نمیدانند که فقر واقعی در دل آنها قرار دارد و این مانند بار سنگینی است که بر دوش آنهاست.
هوش مصنوعی: سایهای بر روی خورشید درخشان تو میافتاد و نور آن باعث میشد که ارباب گناه، به دلیل شرم و حیا، در عرق خود غرق بماند.
هوش مصنوعی: مه را که مانند قرص نانی بر سفرهٔ آسمان قرار دادهای، به دو نیم کردهای تا هیچکس از خوان معجزهات بینوا نماند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه معجزهات واقعی است، دشمن همچنان به عصا اشاره میکند و از حقیقت معجزهات غافل است، مانند اینکه مردم بر معجزه موسی تکیه کردهاند و تنها به عصایش نگاه میکنند.
هوش مصنوعی: دشمنان با تو بدی کردهاند، اما به خاطر نادانی خودشان، تو به آنها جز وفا و پاکی پاسخ ندادهای.
هوش مصنوعی: در پایان روز قیامت، خواهیم دید که چه گلهایی از دو شاخهای که از باغ لافتا شکفته شده، به گل خواهند نشسته.
هوش مصنوعی: شخصی با لبهای خشک و دل پر از غم و اندیشه به سوی عابران مینگرد، در حالی که به یاد تشنگان کربلا است.
هوش مصنوعی: چرا آسمان رنگ آبی و شب تیره شده است؟ آیا این به خاطر عزاداری و ماتم فرزندان پیامبر نیست؟
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در لحظهای که اهل علم و بصیرت، آب را از چشمان خود دور کردند، دل پاک و نورانی مرتضا (علی علیهالسلام) به خاطر تشنگی، به درد و خون نشست.
هوش مصنوعی: ای شفیع گنهکاران، با مهربانی به ما بنگر و اجازه نده که از راه لطف و کرم تو دور بمانیم.
هوش مصنوعی: با چه بهانهای بر روی خود را از شرم کنار بزنم، اگر در روز قیامت دست من را نپذیری؟
هوش مصنوعی: پردهای که بر روی گناهان خیالی کشیده شده، برای ستایش و تمجید از تو کافی است. البته تو عیبهای گناهکاران را میپوشانی و به آنها اجازه نمیدهی که بر نقاط ضعفشان تمرکز کنند.
هوش مصنوعی: اینطور نباشد که فکر کنی فقط بلبل عاشق به خاطر تو در باغ شوق من آواز میخواند، بلکه صدای خوشنودی و رضایت نیز به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: به دنبال اثبات صفات ویژهات، پیش از این هم گفتهام: ای همه مسلمانان، بر بهترین خلق خدا درود بفرستید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عسکری شکر بود تو گو بیا می شکرم
ای نموده ترش روی ار جا بد این شوخی ترا
از که آمختی نهادن شعرهائی شوخ چم
گر برستی شاعران هرگز نبودی آشنا
کشه بربندی گرفتی در گدائی سرسری
[...]
پادشا بر کامهای دل که باشد؟ پارسا
پارسا شو تا شوی بر هر مرادی پادشا
پارسا شو تا بباشی پادشا بر آرزو
کآرزو هرگز نباشد پادشا بر پارسا
پادشا گشت آرزو بر تو ز بیباکی تو
[...]
تا دل من در هوای نیکوان گشت آشنا
در سرشک دیده ام کرد این دل خونین شنا
تا مرا بیند بلا با کس نبدد دوستی
تا مرا بیند هوی با کس نگردد آشنا
من بدی را نیک تر جویم که مرد مرا بدی
[...]
شاعران بینوا خوانند شعر با نوا
وز نوای شعرشان افزون نمی گردد نوا
طوطیانه گفت و نتوانند جز آموخته
عندلیبم من که هر ساعت دگر سازم نوا
اندران معنی که گوید بدهم انصاف سخن
[...]
ای جهانداری که هستی پادشاهی را سزا
در جهانداری نباشد چون تو هرگز پادشا
از بشارتهای دولت وز اشارتهای بخت
شاه پیروز اختری و خسرو فرمانروا
پادشاهی یافته است از نام تو عز و شرف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.