گنجور

رباعی شمارهٔ ۴۲

 
خیام
خیام » رباعیات
 

گویند مرا که دوزخی باشد مست

قولیست خلاف دل در آن نتوان بست

گر عاشق و میخواره بدوزخ باشند

فردا بینی بهشت همچون کف دست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ری‌را

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

با دقت در رباعیات خیام معلوم میشود که مقصودش از مستی همان معنی است که عرفا در نظر داشته اند
در رباعی فوق میگوید اگر عاشق ومست اهل اهل دوزخ باشند هیچکس به بهشت نخواهد رفت
این یعنی مردم عاشق ومست سزاوار بهشتند وهمان است که عرفا میگویند
اگر مستی را به معنی مستی آب انگوری بگیریم بامقصود شعر درست در نمیآید ومیخواره معمولی را با عاشق نمیتوان همردیف کرد چه مستی معمولی گذراست ودر رباعی فوق سخن از آن مستی مطرح است که همیشه مست یا اهل مستی باشد

فرهاد نوشته:

به نظر من (و البته بسیاری دیگر) شما کاملن اشتباه میگویید آقا یا خانم ناشناس. شما چه اصراری دارید گفته های خیام را مطابق نظر خود (آن هم به اشتباه) تفسیر کنید؟! “دوزخی باشد مست” که تفسیر عارفانه نمیخواهد؟ دارد نظر آنها که میگویند مستی گناه است را زیر سوال میبرد. شما فارسی بلدید؟ همه که مثل هم نیستند. قرار نیست خیام را با بابا طاهر عریان یکی بدانید :)

م-ب نوشته:

آقای یا خانم ناشناس خیلی شعر و میپیچونی. حالا خوبه شعر فارسیه

علی قرائتی نوشته:

من فکر می کنم حق با نا شناس باشه آقای فرهاد، اینجا جای طنز و لودگی نیست. شعرای ما این قدر یاوه گو نبوده اند. بهتره کمی مطالعات عرفانیتون رو بیشتر کنید. یا حق

Touraj نوشته:

اقای علی قرائتی,خیام که به سراحت در رباعی شماره ۴۱ نظرشو میگه,حالا شما چرا دوست دارید اسرار کنی؟

cr نوشته:

من هر وقت اسم خیام رو میارن تمام موههای دنم سیخ میشه!واقعا” این مرد بزرگ در ایران بی نظیر هستش که در آن زمان خودش همچین شعرایی گفته بدون ترس از کسی ؟گوته میگه که من از خیام الهام گرفته ام . حالا بعضیها در ایران میخان رباعیات خیام را دوباره مذهبی و عرفانی جلوه دهند؟!

ناشناس نوشته:

کی گفته که معنویت و عرفان الزاما از دل قرآن بیرون میاد؟

ناشناس نوشته:

گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و میخواره به دوزخ باشند
فردا بینی بهشت همچون کف دست

بهنام نوشته:

شعر فقط وزن و قافیه نیست. شعر هنره و شاعر هم هنرمند. یکی حرف دلشو رو بوم نقاشی پیاده میکنه یکی رو یه فیلم یا موسیقی یا هر چیز دیگه .
هیچ کدوم از هنرمندا حرف دلشونو به زبان ساده بیان نمیکنن بلکه آنرا در پشت مجموعه ای از استعارات منتقل میکنن . انقدر ساده بین نباشیم و ارزش خیام و حرف او را بالاتر از کاری که اراذل (شرابخواری) میکنن بدونیم.

می گسار نوشته:

درود
نمیدونم چه اصراری ـه که تعبیر عرفانی کنید شعر استاد رو.خیام این همه بدون ترس و واهمه و با تصریح میگفت که دیگه این تعبیر ها رو ازش نکنیم.خوبه به رباعی های دیگش نگاه بندازیم و اندیشه ش رو دریابیم.باز خوبه خیام ترسی نداشته مث حافظ ، که دیدید نتیجه ی حافظ چی شد که با ترس بیان کردندش باعث شد تمام شعرهاش رو تعبیری از پیغمبر و اما زمان و از این ها بگیرند.

خلیل فتحی نوشته:

من نمیدونم چرا شعرهای اصلی خیام رو که واقعا با وزن اصلی خودش خیلی شیرین و روان سروده شده و زیبایی این شعرها نیز به همین وزن زیباست ایگونه تحریف شده؟ فقط تنها یک پاسخ در ذهنم وجود داره و اونهم در هر دوره از تاریخ هر کس به نفع خودش اونها رو تحریفش میکنه و اینهم جزء زیباییهای شعرهای خیام است.

گویند که دوزخی بود عاشق و مست
قولی است خلاف دل در آن نتوان بست
گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود
فردا باشد بهشت همچون کف دست

رضا نوشته:

مهم نیست که شعر خیام عرفانی باشد یا نه
مهم اینست که شاعرانی همچون خیام و مولوی به صراحت و بدون هیچگونه تعارف حرف خود را میزنند و با این کار به ما هم یاد میدهند که صریح باشیم بعنوان مثال به این شعر خیام توجه کنید که با چه صراحتی بعضی از اعتقادات مارا به زیر سوال میبرد
یارب تو جمال آن مه مهر انگیز آراسته ای به سنبل و انبر نیز
پس حکم چنان کنی که در وی منگر این حکم چنان بود که کج دار و مریز

کمک به گسترش دامنهٔ داده های بزرگترین سایت شعر فارسی