عزیز اگر ز روی غمگساری
خیال دوستان در خاطر آری
ز هجران آب بحرین دو دیده
ابد بر بنده روم است جاری
به گاه گریه ام صد خنده آید
به اشک و آه ابر نوبهاری
میازار ار نمردم از فراقت
لعمر الله ما فیه اختیاری
دل از داغت چنان سوزد، نسوزد
به بزم خسروان عود قماری
من از مردن نترسم، لیک ترسم
گهی برتربتم تشریف ناری
ز هجر دوست چندین شکوه خالد
بعید است از طریق جانسپاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و فراق دوستان است. شاعر از درد جدایی و اشکهایی که به خاطر فقدان آنها میریزد، صحبت میکند. احساسات عمیق او نشاندهندهی عشق و دلتنگیاش برای دوستانش است. او به زجر و رنجی که از جدایی میکشد، اشاره میکند و همچنین از ترس خود از مرگ در حالی که به یاد محبوبانش است، سخن میگوید. شاعر در پایان، با بیان شکوه از درد جدایی، تأکید میکند که این درد او را به نهایت نمیرساند و زندگیاش به خاطر دوستش ارزشمند است.
هوش مصنوعی: عزیزم، اگر به یاد دوستانت بیفتی و احساس دلتنگی کنی، این حس میتواند تو را آرامش دهد.
هوش مصنوعی: از دوری و فراق تو، اشکهای چشمانم مانند آب دریا بر دلم میریزد و همیشه جاری است.
هوش مصنوعی: هر وقت که میگریم، به جای اشک و آه، صدای خندهای به گوش میرسد، مانند بارانی که در بهار میبارد.
هوش مصنوعی: مرا آزار نده، چون اگر به خاطر دوری تو بمیرم، به خدا قسم، در این موضوع من دخالتی نداشتم.
هوش مصنوعی: دل من از درد فراق تو به شدت میسوزد، حتی در مهمانیهای بزرگ و مجلل خسروان، خوشبوترین عودها هم نمیتوانند این آتش را خاموش کنند.
هوش مصنوعی: من از مرگ نمیترسم، اما میترسم که در زمان مرگم دیگران جلوی من بیایند و به من احترام بگذارند.
هوش مصنوعی: از دوری دوست نمیتوان به این اندازه نالید و شکایت کرد؛ چنین احساسی از کسی که جانش را به عشق داده باشد، بعید است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهان را نیست جز مردم شکاری
نه جز خور هست کس را نیز کاری
یکی مر گاو بر پروار را کس
جز از قصاب ناید خواستاری
کسی کو زاد و خورد و مرد چون خر
[...]
ز تو نشگفت فضل و بردباری
چنان کز ما جفا و زشتکاری
بهمو واجی چرا ته بیقراری
چو گل پروردهٔ باد بهاری
چرا گردی بهکوه و دشت و صحرا
بهجان او ندارم اختیاری
ندارم جز غم تو غمگساری
نه جز تیمار تو تیمارداری
مرا از تو غم تو یادگارست
از این بهتر چه باشد یادگاری
بدان تا روزگارم خوش کنی تو
[...]
الا ای خوش نسیم نو بهاری
تو بوی زلف آن بت روی داری
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.