گنجور

غزل شمارهٔ ۸۸۶

 
خواجوی کرمانی
خواجوی کرمانی » غزلیات
 

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی

به تو از تو راه جویم به نشان بی‌نشانی

چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می‌نماید

رخ همچو آفتابت ز نقاب آسمانی

تو چه معنی لطیفی که مجرد از دلیلی

تو چه آیتی شریفی که منزه از بیانی

ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده

ز تو کی کنار گیرم که تو در میان جانی

همه پرتو و تو شمعی همه عنصر و تو روحی

همه قطره و تو بحری همه گوهر و تو کانی

چو تو صورتی ندیدم همه مو به مو لطایف

چو تو سورتی نخواندم همه سر به سر معانی

به جنایتم چه بینی به عنایتم نظر کن

که نگه کنند شاهان سوی بندگان جانی

به جز آه و اشک میگون نکشد دل ضعیفم

به سماع ارغنونی و شراب ارغوانی

دل دردمند خواجو به خدنگ غمزه خستن

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » نگاه آسمانی » نشان بی نشان

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمیدرضا نوشته:

آخرین مصرع از سعدی است:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی»
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی
همچنین:
«نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانی
که ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد»
اوحدی هم از آن استقبال کرده است.

حمیدرضا نوشته:

اجرای فوق العاده استاد حسام الدین سراج از این غزل را در آلبوم نگاه آسمانی تصنیف نشان بی نشانی گوش کنید.

علیرضا نوشته:

در بیت ششم مصرع دوم به چه معنایی در شعر بکار برده شده

علیرضا نوشته:

سورتی چه معنی میدهد

جواب علیرضا نوشته:

سورتی یعنی سوره ای

نعمتی نوشته:

سلام
در این شعر جناب خواجو به استقبال شعر معروفی از حضرت سعدی رفته اند با مطلع

نه طریق دوستانست و نه شرط مهربانی
که به دوستان یک دل سر دست برفشانی

مقطع غزل هم بسیار به هم شبیه هست:

دل دردمند خواجو به خدنگ غمزه خستن
دل دردمند سعدی ز محبت تو خون شد

کانال رسمی گنجور در تلگرام