گنجور

غزل شمارهٔ ۱

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای آتش سودای تو خون کرده جگرها

بر باد شده در سر سودای تو سرها

در گلشن امید به شاخ شجر من

گلها نشکفند و برآمد نه ثمرها

ای در سر عشاق ز شور تو شغب‌ها

وی در دل زهاد ز سوز تو اثرها

آلوده به خونابهٔ هجر تو روان‌ها

پالوده ز اندیشهٔ وصل تو جگرها

وی مهرهٔ امید مرا زخم زمانه

در ششدر عشق تو فرو بسته گذرها

کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم

بسیار کند عاشق ازین گونه خطرها

خاقانی از آنگه که خبر یافت ز عشقت

از بیخبری او به جهان رفت خبرها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سیما.م نوشته:

با سلام
در بیت دوم :گل ها نه شکفتند و برآمد نه ثمرها ,
و در بیت پنجم:در ششْ درِ عشق تو فرو بسته گذرها , صحیح می باشد

امین کیخا نوشته:

ششدر شدن در نرد مانند مات شدن است به شترنج

علیرضا مختار نوشته:

خواندن این شعر برای تصنیف در آواز افشاری بسیار مناسب باشد.

Firooz نوشته:

با سلام به کیخای عزیز.

ششدر شدن این امکان را به حریف میدهد که طاس بریزد و به بازی ادامه دهد تا مهر‌هایش را بردارد به خانه ببرد. دیر یا زود حریف از ششدر شدن خارج میشود.

ششدر شدن به معنای پایان بعضی‌ نیست بر خلاف مات شدن که پایان نبرد است.

با احترام به همه.

فیرو

کانال رسمی گنجور در تلگرام