زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
نهان در هر دل از شور تمنای تو محشرها
به باغ از جلوهٔ رنگین فروزی آتش رشکی
که دود از گل گل طاووس برخیزد چو مجمرها
به بحر خون، تپیدنهای دلها کی عبث باشد؟
به جایی می رسد آخر تلاش این شناورها
زشرح زخمهای سینه کردم نامه ای انشا
که باشد چاک چاک از درد او بال کبوترها
تماشا دارد امشب سینهٔ سوراخ سوراخم
به دم آورده است از داغها فوج سمندرها
گدای نعمت دردم به راه جست و جو جویا
ببندم بر میان دل را، چو کشکول قلندرها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف عمیق عشق و شوق اشاره دارد. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند که دلها را تحت تأثیر قرار میدهد و در جایی از آن تشبیهاتی از آتش و دود استفاده میکند. او به زخمهای عاطفی خود میپردازد و آنها را به نامهای تشبیه میکند که از درد ناشی از عشق نوشته شده است. همچنین، شاعر به تماشای رنجهایش میپردازد و رابطهاش با درد و امید را به تصویر میکشد. در نهایت، او به جستوجوی نعمتها در دل خود اشاره کرده و به تلاش برای یافتن آرامش و رضایت میپردازد.
هوش مصنوعی: شادی و عشق تو همچون نوشیدنیای از شراب است که در کاسهٔ سرها نهفته و در دلها از آرزوی تو، غوغا و شور فراوان برپا شده است.
هوش مصنوعی: در باغ، به خاطر زیبایی رنگارنگی که دارایی، آتش حسادت شعلهور میشود و دودی مانند دودی که از گلهای طاووس برمیخیزد، به راه میافتد، مثل بویی که از عود و مشک بلند میشود.
هوش مصنوعی: دلها هنگامی که در دریای خون میتپند، تلاششان هرگز بیفایده نیست. در نهایت، این شناورها به مقصدی خواهند رسید.
هوش مصنوعی: احساسات عمیق و درد خود را در نامهای نوشتهام که از شدت رنج و غم به مانند بالهای کبوترها پارهپاره است.
هوش مصنوعی: امشب دل آزار و پر از درد من، به شکل عجیبی، مملو از تماشاست و مثل این است که از شدت غم و اندوه، سمندرها به آن وارد شدهاند.
هوش مصنوعی: من با درد و نیازمندیام در جستجوی نعمتها هستم و میخواهم دل خود را پر از آرزوها و خواستهها کنم، همانند کشکولی که در دست درویشان است و همیشه پر از چیزهای ارزشمند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
همیریزد میان باغ، لؤلؤها به زنبرها
همیسوزد میان راغ، عنبرها به مجمرها
ز قرقویی به صحراها، فروافکنده بالشها
ز بوقلمون به وادیها، فروگسترده بسترها
زده یاقوت رمانی به صحراها به خرمنها
[...]
هوا اکنون نهد بر گلبن از زنگار افسرها
صبا اکنون کشد در باغ از شنگرف چادرها
سحاب اکنون بیالاید کف گلبن بحناها
نسیم اکنون بیاراید رخ بستان بزیورها
بسان دیده وامق بگرید ابر برگلها
[...]
ز گلها، سروها را دورمنشان ای چمن پرور
که دایم شیشه ها را جا بود نزدیک ساغرها
ز مروارید شبنم، تاکهای سبز پیراهن
کنند آرایش دخترچه های خود چو مادرها
چو آن سرو سهی قامت به سیر کوچه باغ آید
[...]
ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها
مه نو گشت میل آتشین در چشم اخترها
گرفتار تن خاکیست روح از پستی همت
به دام افتاده است این مرغ از کوتاهی پرها
ندارد مادر از تأدیب فرزند خود آسایش
[...]
زهی نظّاره را ازجلوهٔ حسن تو زیورها
رگ برگگل ازعکس تو درآیینه جوهرها
سر سودایی ما را غم دستارکی پیچد
کههمچون غنچهاز بویت بهتوفانمیرود سرها
به حیرت رفتگانت فارغند از فکر آسودن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.