رسید عید کمین کرد و تاخت بر رمضان
چنانکه یکشبه یک ساله ره گریخت از آن
خراب کرد بدانگونه عید خانه صوم
که جان به تهنیتش گفت خانه آبادان
همین معامله را پار چرخ با اوکرد
چنانکه یازده مه خود نبد ز روزه نشان
ولیک بسکه وسایط چرخ انگیخت
دوباره یافت حکومت پس از مه شعبان
نخست شب که زجام هلال لب تر کرد
زخشک مغزی و مستی زخلق دوخت دهان
فقیر و منعم و راد و بخیل را شب و روز
نه خورد ماند و نه خفت و نه آب داد و نه نان
زشست غمرّه خوبان بزور تافت خدنگ
زدست ابروی ترکان بجبر برد کمان
بسا رباب کزو موریانه زد در کاخ
بسا شراب کزو سرکه شد بدیر مغان
نهاد بولهبان را منابر احمد
سپرد اهرمنان را سرایر یزدان
چنان بنای جهان گشت منقلب از وی
که ظلم دید خور از شبنم و مه ازکتان
زمانه چونکه چنین یافت کار قوم از صوم
پیام داد بگردون که ای قوام جهان
چه خفته ای که زدت روزه آتشی در ملک
که ماهی از اثر آن به بحر شد بریان
کنشتیان را بخشیده جامه کعبه
بهشتیان را پوشیده کسوت نیران
بتی که پیکرش آراستی بنرمی سیم
زبان ز تشنگیش برده تندی از سوهان
مهی که از ذقنش خواستی تفرج گوی
قد از گرسنگیش گشته تالی چوگان
سپهر گفت کزو نیست این نخست خلاف
که بارها پی سودش بملک خواست زیان
ولی توسط ایام زد فریبم از او
بسا توسط بی جا که آورد حرمان
پس آنگه از سرکین گفت با مه شوال
که ای بساط زمین را زتو نشاط زمان
بکش سپاهی ابروکمان و مژگان تیر
همه بموی چو خفتان همه بقدر و سنان
بطره آفت قوم و بچهره غارت صوم
بوصل باغ جنان و بهجر داغ جنان
یکی بهیچ سخن گفته کاین مراست دهن
یکی بموی کمر بسته کاین مراست میان
بشام سلخ و یا زودتر بکه زهلال
برار تیغ و بران جیش روزه را یکران
ببر بیفکن بشکاف رنجه کن بشکن
زلشکرش سر و دست و دل و روان و توان
زچرخ چون شوال این اجازت یافت
زجای جست وکمر بست و برگرفت کمان
بعزم رزم مه روزه راندهی روزه
بدان مثابه که باد شمال و برق یمان
شبانگهی بدکآمد بجیش روزه فرار
وز انبساط بخندید همچو شیر ژیان
نواخت کوس و شد اندر عبوس و تاخت چو طوس
سوی فرود صیام است خویش در میدان
بغارتیدش افسر ز فوق و تحت از تخت
بیفکنیدش مغز از غرور و تن ز روان
ندیمهایش کز جنس شیخ و واعظ بود
هزار نوع بیازرد و برد در زندان
کنون زهر جهت آورده جشن را اسباب
کنون بهر طرف افکنده عیش را بنیان
بهر وثاق از او ساقیان سیمین ساق
بهر رواق از او مطربان خوش الحان
همان بخندد فوجش چو برق در آذر
همی بغرد توپش چو رعد در نیسان
ولیک عید از این فتح زان خوش است که باز
رسد بصف سلام خدیو ملک ستان
ستوده معتمد الدوله عم خسرو عصر
که ذخر گردش چرخست و فخر دور زمان
هزار بیشه هزبر است چونکه در ناورد
هزار کوه وقار است چونکه در ایوان
ستم کشیده از خرج نزل او معدن
درم خریده از دخل بذل او عمان
ورق ستد رخ او وقت بزم از نسرین
سبق برد دل او گاه رزم از سندان
شرر برد بجحیم از بلارکش مالک
صفا دهد به بهشت از مدارکش رضوان
ای آنخدیو که خواند بوقعه هستی خصم
زوجه صارم توکل من علیها فان
بود بچامه ابداع شوکتت مطلع
بود بنامه ایجاد حشمتت عنوان
بجز حسام تو کو تشنه کام خون عدواست
کسی بگینی نشنیده آب را عطشان
بکلک تو اثر گفت عیسی مریم
برمح تو ثمر چوب موسی عمران
کس ار ز چله رهاند بقصد حلیت تیر
دوان بجانب سوفار او رود پیکان
وگر که خیل تو تیر افکند به جانب کس
شود بر او پرسوفار ناوک پیکان
قمر مساحت خشتی زملکتت نکند
بتوسن فلک ار سالها کند جولان
مهین خدیوا شد وقت آنکه ترک شود
زمن رعایت حب الوطن من الایمان
بود بیزد مرا آنقدر جهالت قدر
که گل بگلشن و عنبر ببحر و زر در کان
تو همتی کن و برهانم از شداید یزد
بدین نیت که رهاند زهر بدت یزدان
همیشه تا نشود ممکن آنچه نی واجب
چرا که بایدش اول وجوب بر امکان
بود صدیق تو هر روز عیدش از اقبال
بود خصیم تو هر دم عزایش از خذلان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به جنبههای مختلف عید و ماه رمضان اشاره دارد. در این شعر، شاعر به تداخل و تضاد بین عید و روزهداری اشاره میکند و به توصیف زیباییها و چالشهای هر دو میپردازد. عید به عنوان زمانی برای شادی و جشن یاد میشود، در حالی که رمضان به عنوان ماهی برای عبادت و روزهداری معرفی میشود. شاعر به ابزارهای طبیعی و نمادین اشاره میکند و به رنج و شادی انسانها در این دورهها پرداخته و تأکید میکند که در نهایت، عید زمانی است که میتواند امید و تنفس جدیدی برای مردم فراهم آورد. در پایان، شاعر از قدرت و توان حکومتی سخن میگوید که میتواند در این تغییرات اجتماعی نقشآفرینی کند.
هوش مصنوعی: عید فرا رسید و با شتاب بر رمضان یورش آورد، مانند اینکه در یک شب، سالها را پشت سر گذاشت و به سمت آینده رفت.
هوش مصنوعی: به گونهای جشن عید را خراب کرد که جان با تبریک گفت خانه را آباد کن.
هوش مصنوعی: چرخ زمان با او همچون یک معاملهای کرد که در آن، یازده ماه او دیگر نشانهای از روز ندارد.
هوش مصنوعی: اما به خاطر اینکه وسایل و عوامل چرخش زمان دوباره به حرکت درآمدند، او پس از ماه شعبان حکومت را دوباره به دست آورد.
هوش مصنوعی: در آغاز شب، وقتی که ماه هلالی شکل از لیوان خود نوشید، از مغز خشک و بیمحتوا، حالتی مستی به وجود آمد و این حال باعث شد که لبها بسته شوند.
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگیاش با مشکلات و دشواریهایی مواجه است، چه فقیر باشد و چه ثروتمند. روز و شب برای همه، چه انسانهای سخاوتمند و چه آنانی که بخیل هستند، به یکسان سپری میشود و هیچکس از نیازهای اساسی خود مانند خواب و خوراک در امان نیست.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبا و دلربا مانند تیرهایی هستند که با قدرت به سمت انسان پرتاب میشوند و ابروی معشوقهها به گونهای است که مانند کمان آماده شلیک است.
هوش مصنوعی: بسیاری از نواهای دلنواز ممکن است تحت تأثیر مشکلات قرار گیرند و تبدیل به چیزی ناخوشایند شوند. همچنین، برخی از نوشیدنیهای خوشمزه میتوانند به مرور زمان و به دلیل شرایط نامناسب به حالت بیکیفیت و ترشیده درآیند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خداوند زمینیان را به هدایت و رهبری پیامبر احمد (ص) سپرد و نیروهای شیطانی را به سرنوشت و عذاب الهی محکوم کرد.
هوش مصنوعی: جهان به قدری تحت تأثیر قرار گرفته که خورشید از شبنم و ماه از تاریکی آسیب میبیند.
هوش مصنوعی: زمانه با دیدن وضعیت قوم، کار آنها را به آسمان رساند و پیامی فرستاد که ای استوارکننده جهان!
هوش مصنوعی: چه خواب طولانیای دیدهای که آتش بر گرمخانهی این سرزمین افروختهای، بهطوری که ماهیها از اثر آن در دریا سرخ و بریان شدهاند.
هوش مصنوعی: آدمهای خوب و با ایمان را در لباس زیبای بهشت پوشاندهاند و در عوض، افرادی که در راه نادرست قدم میزنند، از جامه کعبه بهرهمند شدهاند.
هوش مصنوعی: او که زیباییاش را با ظرافتی چون نقره تزیین کرده است، به خاطر تشنگیاش، تندی و تلخی را از دل سختیها و رنجها بر زبان میآورد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی میپردازد که در آن فردی به زیبایی و جذابیت خاصی اشاره دارد. او به گونهای به دیگران پیشنهاد میکند که به جای تماشای زیباییهای سطحی، باید به عمق وجود و حالت درونی آنها توجه کنند. این اشاره به گرسنگی و نیازهای عمیق انسانی به نوعی بر تلخی و چالشهایی که افراد با آن روبرو هستند، تأکید دارد. در واقع، زیبایی و جذابیت ظاهری ممکن است تحت تأثیر شرایط و دغدغههای درونی قرار داشته باشد.
هوش مصنوعی: آسمان گفت که این اولین بار نیست که در پی سود، به ملک ضرر میزند.
هوش مصنوعی: زمانه مرا فریب داد و از او چیزهای زیادی به دست آوردم که فرجامش حسرت شد. بسیاری از واسطهها و راهها که به نظر درست میآمدند، در نهایت موجب محرومیت من شدند.
هوش مصنوعی: سپس از سرکین به ماه شوال گفت: ای روی زمین، زندگی و شادی تو باعث خوشحالی زمانه است.
هوش مصنوعی: برخی از جوانب زیبایی به مانند تیر و کمان، با ابرو و مژگان شگفتانگیز به توصیف درآمده است. به طوری که این زیبایی جذاب و دلربا مانند خفتانی از موها، با قد و سن مخاطب مقایسه شده است. این توصیف نشاندهندهی تأثیر شگرف زیبایی بر احساسات و عواطف است.
هوش مصنوعی: این ابیات به وضعیتی اشاره دارد که در آن، نابودی و فساد در جامعه بر اثر زیادهخواهی و طمع به وجود آمده است. در اینجا، افرادی که با طمع به باغهای بهشت مانند و زیبایی و خوشیها دست میزنند، باعث ویرانی و آسیب به آنها میشوند. در میان این تلاشها، آتش غم و درد نیز به جانها و دلها نفوذ کرده و زیباییها را تحت تأثیر قرار میدهد. این معنا در واقع تذکری است درباره عواقب منفی رفتارهای نادرست و تباهی ناشی از آن.
هوش مصنوعی: یک نفر در سخنانی میگوید که اینجا من هستم و در میان کسی دیگر به موهای کمرش اشاره میکند که من هم در اینجا هستم.
هوش مصنوعی: در شامگاه بیست و نهم ماه رمضان یا حداکثر پیش از آن، با توجه به روشن شدن هلال، روزه را به اتمام برسانید.
هوش مصنوعی: ببر بیفکن یعنی به آهنگ قهرمانانه و برای پیروزی، دشمنان را از میدان به در کن. بشکاف و رنجه کن به این معناست که به عمق دشمن نفوذ کن و آنها را به زحمت بینداز. بشکن زلشکرش یعنی نیروهای دشمن را نابود کن و سر و دست و دل و روان و توان آنها را بگیر. به طور کلی، این جمله دعوت به جنگ و قهرمانی است و بر اراده در پیروزی تاکید دارد.
هوش مصنوعی: از آسمان چون شوال (تیر) اجازه گرفت، از جای خود حرکت کرد و کمر را بست و کمان را برداشت.
هوش مصنوعی: با نیت جنگ و مبارزه، خود را آماده کن و روزه بگیر، همانطور که باد شمال و برق یمان به سرعت به حرکت درمیآیند.
هوش مصنوعی: در هنگام شب، وقتی که روزهدار ناچار به رفع نیاز شد، خوشحال و خوشحال مانند شیر، به خود میخندید.
هوش مصنوعی: صدای طبل نواخته شد و در حالی که عبوس و جدی به نظر میرسید، به سمت میدان حرکت کرد. مانند طوس، با شجاعت و قدرت به سمت مقصد خود میرود تا به هدفش برسد.
هوش مصنوعی: به او تعرض کنید از بالا و پایین، او را از تخت به زیر بیندازید و با غرور، مغزش را نابود کنید و جسمش را از جانش جدا کنید.
هوش مصنوعی: دوستان او که از نوع شیخ و واعظ بودند، به هزار صورت او را آزار داده و در زندان نگاه داشتند.
هوش مصنوعی: اکنون زهر برای برگزاری جشن آماده شده و عیش و خوشی به همه سمتها گسترش یافته و بنیاد آن مستحکم شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر او ساقیها با ساقهای نقرهای مشغول میباشند و به خاطر او نوازندگان با صدای دلنواز فعالیت میکنند.
هوش مصنوعی: آن گروه، همچون برق در آتش، از شادی میخندند و صدای توپشان مانند رعد در فصل بهار به گوش میرسد.
هوش مصنوعی: اما عید واقعی از این پیروزی زیباتر است چون بار دیگر به صف سلام خداوند بزرگ و فرمانروای دنیا خواهیم پیوست.
هوش مصنوعی: حضرت امیر معتمدالدوله، که مانند خیری در زمان خود میدرخشد و به واسطه او، روزگار به خود میبالد و افتخار میکند.
هوش مصنوعی: درختان جنگل بسیاری وجود دارند، اما در برابر کوههای رفیع و با وقار، قدرت خود را از دست میدهند.
هوش مصنوعی: کسی که در زندگی سختی را تحمل کرده، با هزینهای که صرف کرده، به ثروت و منابعی دست یافته است.
هوش مصنوعی: وقتی ورق رخسار او در هنگام جشن و شادی نمایان شد، دل او از نسرین جلوهگری کرده و در زمان نبرد هم از سنگینی و سختی به خود میگرفت.
هوش مصنوعی: آتش خشم و عذاب از دست او به جهنم میخیزد و به برکت او، بهشتی برای او فراهم میشود.
هوش مصنوعی: ای خدایی که میخوانی مردم را به حقیقت وجود، دشمنی را کنار بگذار و بر او توکل کن.
هوش مصنوعی: وجود تو در آغاز، نشانهی توانایی و عظمت توست و نام تو به عنوان نماد شکوه و جلالت، در عالم شناخته شده است.
هوش مصنوعی: جز تو، حسام، کسی نیست که تشنهی خون دشمنان باشد؛ کسی از او صدای نالهای نشنیده که آب را میطلبد.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به تأثیر عمیق و برکتهایی دارد که از شخصیتهای بزرگ مذهبی مانند عیسی و موسی نشأت میگیرد. این شخصیتها به نوعی نماد و نمادگرای ایمان و معنویت هستند که به زندگی بشر رنگ و معنای خاصی میبخشند. در واقع، این جمله بیانگر این است که وجود و آموزههای این افراد، همواره بر زندگی انسانها اثرگذار است و میتواند به عنوان منبع الهام و امید به شمار آید.
هوش مصنوعی: اگر کسی از حبس و زندان نجات یابد و هدفش رسیدن به آزادی باشد، مانند تیرکمانی است که به سمت هدف خود شلیک میکند و در مسیر خود به سوی آن میرود.
هوش مصنوعی: اگر گروه تو تیر را به سوی کسی پرتاب کند، بر او همچون نیرویی قوی و خطرناک تاثیر خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: ماه، با وجود زیبایی و درخشندگیاش، نمیتواند مساحت زمین تو را بپیماید، حتی اگر سالها در آسمان به چرخش ادامه دهد.
هوش مصنوعی: زمانی که محبت به میهن از ایمان جدا شود، حاکمیت سلطنتی به پایان میرسد.
هوش مصنوعی: من آنقدر نادان بودم که نمیدانستم چه چیزهای با ارزشی در دنیا وجود دارد، مانند گل در باغ، عطری مانند عنبر در دریا و طلایی مانند طلا در معدن.
هوش مصنوعی: سعی کن و مرا از مشکلات نجات بده، با این قصد که خداوند تو را از بدیها آزاد کند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که باید انجام شود، ابتدا باید امکانپذیر باشد. تا زمانی که چیزی ممکن نشود، واجب نیست که انجام شود.
هوش مصنوعی: دوست تو هر روزش جشن و شادمانی است چون به لطف و اقبالش دارد، اما دشمن تو هر لحظه در اندوه و ناامیدی به سر میبرد و این ناشی از بیرحمی و ناکامیاش است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
توانگری و بزرگی و کام دل بجهان
نکرد حاصل کس جز بخدمت سلطان
یمین دولت کایام ازو شود میمون
امین ملت کایمان ازو شود تابان
همه عنایت یزدان بجمله بهرۀ اوست
[...]
بزرگی و شرف و قدر و جاه و بخت جوان
نیابد ایچکسی جز بمدحت سلطان
یمین دولت ابوالقاسم آفتاب ملکوک
امین ملت محمود پادشاه جهان
خدایگانی کاندر جهان بدین و بداد
[...]
بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان
برنگ لاله می از یار لاله روی ستان
جهان جوان شد و ما همچنو جوانانیم
می جوان بجوان ده درین بهار جوان
بشادکامی امروز داد خویش بده
[...]
اگر نجست زمانه بلای خلق جهان
چرا ز خلق جهان روی او بکرد نهان
اگر نخواست دلم زار و مستمند چنین
چرا نگاشت رخش خوب و دلفریب چنان
اگر نگشت دل من تنور آتش عشق
[...]
شب دراز و ره دور و غربت و احزان
چگونه ماند تن یا چگونه ماند جان
بسان مردم بی هوش گشته زار و نزار
دلم ز درد غریبی تن از غم بهتان
مرا دو دیده به سیر ستارگان مانده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.