گنجور

 
حزین لاهیجی

دلا، به جبهه، در دوست را نشان چه دهی؟

صداع سجده به آن خاک آستان چه دهی؟

چو عمر من به سر راه انتظار گذشت

فریب وعده ام ای شوخ سرگران چه دهی؟

کدام میکده دیگر خمار من شکند؟

شراب حسرتم از لعل می چکان چه دهی؟

نگاه خشم تو، مخصوص جان خسته چراست؟

همین به میکده، رطل مرا گران چه دهی؟

به حرف هجر، زبان آشنا مساز حزین

کلید باغ، به غارتگر خزان چه دهی؟

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اوحدی

گلا، عنان عزیمت به بوستان چه دهی؟

بتا، تعلق خاطر به سرو وبان چه دهی؟

ز سرو راست تری، یاد نسترن چه کنی

ز لاله خوب‌تری دل به ارغوان چه دهی؟

چو غنچه تنگ دلی را به خندهٔ چو شکر

[...]

صائب تبریزی

دل عزیز به این تیره خاکدان چه دهی؟

به مفت یوسف خود را به کاروان چه دهی؟

عنان به طول امل دادن از بصیرت نیست

گهر ز دست به امید ریسمان چه دهی؟

ترا گذر به غزالان قدس خواهد بود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه