گنجور

غزل شمارهٔ ۵۶

 
هاتف اصفهانی
هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات
 

به حریم خلوت خود شبی چه شود نهفته بخوانیم

به کنار من بنشینی و به کنار خود بنشانیم

من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودت مران

که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم

منم ای برید و دو چشم تر ز فراق آن مه نوسفر

به مراد خود برسی اگر به مراد خود برسانیم

چو برآرم از ستمش فغان گله سر کنم من خسته جان

برد از شکایت خود زبان به تفقدات زبانیم

به هزار خنجرم ار عیان زند از دلم رود آن زمان

که نوازد آن مه مهربان به یکی نگاه نهانیم

ز سموم سرکش این چمن همه سوخت چون بر و برگ من

چه طمع به ابر بهاری و چه زیان ز باد خزانیم

شده‌ام چو هاتف بینوا به بلای هجر تو مبتلا

نرسد بلا به تو دلرباگر ازین بلا برهانیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمود کریمی » آموزش آواز (ردیف آوازی موسیقی سنتی ایران) ۱ » مهربانی (آواز بیات ترک)

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

یداله خدادادیان نوشته:

در بیت زیر کلمه نوازد اشتباها نوزاد تایپ شده است

به هزار خنجرم ار عیان زند از دلم رود آن زمان

که نوزاد آن مه مهربان به یکی نگاه نهانیم

پاسخ: با تشکر از شما، تصحیح شد.

حمیدرضا نوشته:

دختر هاتف غزلی در همین وزن و قافیه دارد:
چه شود اگر که بری ز دل همه دردهای نهانیم …

نگین شکروی نوشته:

وزن این شعر ” متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن= بحر کامل مثمن سالم” می باشد

مهدی نوشته:

مصراع اول بیت دوم به این صورت هم گفته شده که روانتر هم به نظر می رسد:
من اگر چه پیرم و ناتوان تو مرا زدرگه خود مران

مهدی نوشته:

در تایید حرف آقای مهدی و تصحیح مصرع اول بیت دوم چنانکه در دیگر منابع نیز آمده است به صورت زیر صحیح میباشد:
من اگر چه پیرم و ناتوان تو مرا زدرگه خود مران

شاپور نوشته:

سلام
بیت “من اگر چه پیرم و ناتوان تو ز آستان خودت مران

که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم”صحیج آن”من اگر چه پیرم و ناتوان تو مرازدرگه خود مران

که گذشته در غمت ای جوان همه روزگار جوانیم”است.

پاسخ: با تشکر، جهت تحقیق صورت صحیح این بیت که شما و حاشیه‌گذار عزیز دیگر مهدی متذکر شدید دیوان هاتف چاپ انتشارات نگاه مطابق نسخهٔ تصحیح شدهٔ وحید دستگردی چاپ شده در سال ۱۳۸۵ را تهیه کردم و مقابله نمودم. متأسفانه ;) متن چاپی مطابق متن حاضر گنجور است (تو ز آستان خودت مران) با شما -احتمالاً- هم‌عقیده‌ام که صورت مشهور «تو مرا ز درگه خود مران» زیباتر است اما این دلیل آن نمی‌شود که اصل سخن هاتف همین بوده باشد. تغییری اعمال نشد.

محمد نوشته:

سلام دوست عزیز من هم آمدم نکته بالایی را بگویم (تو مرا ز درگه خود مران)
گویا گفته بودند
حال که میفرمایید اینگونه است فکر میکنم بهتر باشد در این مورد و مواردی شبیه این یک ستاره ایبزنید و زیر اشعار اشاره کنید که این شکل هم بیان شده

با تشکر

parsa نوشته:

در جایی این بیت به جای بیت سوم دیده شده:

توکمان کشیده ودر کمین که زقید جان برهانیم

به مراد دل برسی اگر به مراد دل برسانیم

هرمز رضائیان نوشته:

سلام در بیت دوم مصرع دوم مشکل معنی وجود دارد به این صورت که اگر همه روزگار جوانی شاعر درغم یار گذشته است یار هم همراه شاعر روزگار جوانی اش گذشته است ودیگر خطاب ای جوان به او بی مورد است .

محمود نوشته:

من منظور “منم ای برید و دو چشم تر” را متوجه نمیشوم شاید باید اینطور باشد”منم این ورید و دو چشم تر” یعنی منم و این رگ که ظاهرا خون گریه میکند

حمید طاهری نوشته:

سلام فکر میکنم در مصرع آخر “نرسد بلا ز تو مهربان گر از این بلا برهانیم “بهتر باشه .چون در هر صورت قرار نیست بلا به یار برسه.

بهزاد نوشته:

مصرع اول بیت دوم رو توی چاپ کاهی دیده بودم که نوشته بود : من اگر چه پیرم و ناتوان ، تو ز آستان خود به مران. که توی رکن دوم افاعیلش تعویض کوتاه -بلند با بلند - کوتاه ( uu-u- /u-uu-)انجام شده و وزن درست میشه. دال و ت ی خودت توی این مصرع دلچسب نیست

mehr نوشته:

با درود
دوستان دقت کرده اید؟
به جز بیت مطلع در بقیه ی ابیات سعی شده بیت هادر سه قسمت هم خوانی داشته باشند . مثل بیت دوم : ناتوان، مران و جوان
بیت سوم : چشم تر، نوسفر و اگر
بیت چهارم: فغان ،جان و زبان
بیت پنجم : عیان ، زمان و مهربان
ولی در بیت ششم این همخوانی رعایت نشده که ” چمن و برگ من “ با ”ابر بهاری و “ همردیف نیستند
در بیت هفتم : بینوا ، مبتلا ، با ” دلربا“ همخوانی دارد
ایرادی نیست ولی زیباتر بود بیت ششم هم با دیگر ابیات یکسان بود
هاتف اصفهانی در غزل زیبای دیگری همه ی نکات را به دقت و زیبایی رعایت کرده:

چه شود به چهرهٔ زرد من نظری برای خدا کنی

که اگر کنی همه درد من به یکی نظاره دوا کنی

تو شهی و کشور جان تو را تو مهی و جان جهان تو را

ز ره کرم چه زیان تو را که نظر به حال گدا کنی

ز تو گر تفقدو گر ستم، بود آن عنایت و این کرم

همه از تو خوش بود ای صنم، چه جفا کنی چه وفا کنی

همه جا کشی می لاله گون ز ایاغ مدعیان دون

شکنی پیالهٔ ما که خون به دل شکستهٔ ما کنی

تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین

همهٔ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی

تو که هاتف از برش این زمان، روی از ملامت بیکران

قدمی نرفته ز کوی وی، نظر از چه سوی قفا کنی
با احترام
مهری

merce نوشته:

آفرین ، مهری جان
تا شاعر نباشی به این ظرافت نمی رسی
مرحبا به ریز بینی تو خواهر شاعرم
مرسده

شبرو نوشته:

سلام
این ها را قافیه های میانی می گویند. مانند شعر سعدی:
در رفتن جان از بدن، گویند هر نوعی سخن *** من خود به چشم خویشتن، دیدم که جانم می رود
رعایت این قافیه های میانی در تمام ابیات ضروری نیست. علاوه بر قافیه های میانی، قافیه های درونی، اشعار ذوقافیتین، قافیه های محجوب و … هم داریم. بیکارها بروند سراغشان :)

lyam نوشته:

سلام
بنده با صحبت مهری بانو در مورد اینکه اگر شاعر رعایت همخوانی همه ی قافیه هارا می کرد شعر زیبا و محکمتری عرضه کرده بود موافقم
ایشان هم نوشتند که ایرادی نیست که این همخوانی نباشد ولی به نظرم گاهی شعرا کم میاورند یا کم دقتی می کنند وگرنه از توانایی چون هاتف انتظار کم آوردن نمیرود
با عرض پوزش از هاتف
میتوانست بسراید:
ز سموم سرکش این چمن همه سوخت چون بر و برگ من
چه غمم ز پاره ی این بدن ،چه زیان ز باد خزانیم
که البته هاتف زیبا تر میسرود
بگزاریم به حساب کم توجهی او
باپوزش از جسارتم
در جواب آقا محمود هم اگر درست فهمیده باشم
منظور شاعر در بیت :”منم ای برید و دو چشم تر ز فراق آن مه نوسفر
به مراد خود برسی اگر به مراد خود برسانیم “ از برید نامه رسان است که میفرماید دو چشم تر دارم در فراق یار که آرزو میکند نامه رسان خبری بیاورد
لیام

شبرو نوشته:

جالب بود لیام گرامی. پدر بزرگوار بانو پروین اعتصامی برای اینکه ذوق و قدرت شاعری دخترش را تقویت کند، غزل یا قطعه شعری را در اختیار پروین قرار می داد و از او می خواست همان شعر را با قافیه ای دیگر بسازد. براستی شیوه خوبی است.

بهزاد نوشته:

غزل با قافیه ی میانی در اشعار مولانا زیاد وجود داره اما حافظ فقط یک غزل با قافیه ی میانی داره { آن کیست کز روی کرم با من وفاداری کن } اما چند عزل از صفی علیشاه با قافیه ی میانی هست که بسیار زیبا هستند مثله { برده عقل و هوش از من ، دلبری قدح نوشی }

lyam نوشته:

ممنون جناب شبرو
دوست نادیده ای دارم که خود یک حافظ زمان ماست در نهایت گمنامی میسراید یکی از سروده هایش را که در همین زمینه بقول شما قافیه های میانی ست را میآورم تا نظر شما چه باشد .

مستانه آیم سوی تو  تا بو کنم گیسوی تو 
بنشسته ام در کوی تو  از من گریزانی چرا
در جان من آسایشی در دل دمیدی آتشی
اکنون که دامن میکشی چون شعله سوزانی چرا
مخمور جام ِ مهر تو ،  پای من و زنجیر تو
جان و تنم تسخیر تو ، رویت بگردانی چرا
ای بخت بی سامان برو ، ای شام بی پایان برو
ای درد بی درمان  برو ، این بحر توفانی  چرا
بالیده ام بر پاکی ام ، من چون قلندر خاکی ام
چون عارفان افلاکی ام ، سر در گریبانی چرا
سوزی به جان افکنده ام ، در بحر لطفش غرقه ام
نامی جز او نشنیده ام ،اسرار  پنهانی  چرا
مهرش به جان آکنده ام ، چون پر کند پیمانه ام 
گرد  رخ اش  پروانه ام ، دیگر  گرانجانی  چرا
با آن دو چشم روشنش ، دست ” نیا “ و دامنش  
 گر نرم  سازم  آهنش ،  دیگر  پریشانی  چرا  
با احترام
لیام

شبرو نوشته:

بسیار لذت بردم لیام عزیز. سپاس از شما و هم از دوستتان نیا. هماره دوستکام باشید.

پویا نوشته:

در غزلی هم که رشحه به استقابل از این غزل سروده دقیقا در بیت اول و بیت یکی مانده به آخر آن نا منظمی که mehr اشاره کرده وجود دارد.

مرتضى قمشه اى نوشته:

همخوانى در کلیه ابیات إز شیرینى همخوانى مى کاهد. عدم رعایت همخوانى در بیت ششم نقصى نیست بلکه به زیبایى غزل مى افزاید زىرا که باعث جلوه بیشتر همخوانى ها على الخصوص در بیت زیبایى خاتمه است. به بیانى بیت ششم یک نوع قرینه شکنى زیباست.

حسین نوشته:

آقای قمشه ای
اگر شما اینگونه می پسندی نوش جانتان ولی وقتی همه ی ابیات مانند همند آن یکی که مثل گاو پیشانی سفید است مورد تمسخر است
با لیام موافقم که نوشت :
ز سموم سرکش این چمن همه سوخت چون بر و برگ من
چه غمم ز پاره ی این بدن ،چه زیان ز باد خزانیم

pooya نوشته:

سمانه به احتمال خیلی قوی همان لیاام سابق است. خودش خودش را تایید می کند. عجب زمانه ای شده ها.
بیچاره از بس عقده ای است عقده هایش را با نظرات ضد دینی می خواهد خالی کند.
در ضمن من این پویای فارسی که قبلا نظر نوشته نیستم.من پویای خارجی ام.

شمس الحق نوشته:

خدمت بانو مهری سلام میکنم و به عرضشان می رسانم بیت آخر غزل هاتف با مطلع :
چه شود به چهره زرد …
نیز فاقد آنچه دوستان بعنوان قوافی میانی ذکر نموده اند ، می باشد :
” تو که هاتف از برش این زمان روی از ملامت بیکران / قدمی نرفته ز کوی وی نظر از چه سوی قفا کنی
و اگر مصرع اول آنگونه باشد [اینزمان - بیکران] مصرع دوم اینگونه نیست :
” قدمی نرفته ز کوی وی نظر از چه سوی قفا کنی”
و اگر هست و بنده از فهمش عاجزم ، از سر لطف و تحبیب ارشاد فرمایند . سپاس بسیار .

مهری نوشته:

درود بر شما جناب استاد شمس الحق
ممنون از لطف حضرت عالی ، درست می فرمائید
کم دقتی من بوده که به بیت تخلص توجه نکرده ام ، یکی از نکات در شعر ظرافت و نکته سنجی ست ، منظورم این بود : چنانکه این میان قافیه ها رعایت شده بود ، غزل زیباتری ارائه داده بود ، ولی آیا توجه فرمودید به غزلی از ” نیا “ در بالا که گویی از سبک و سیاق مولانا پیروی شده ؟ ، حتا میان قافیه هارا هم رعایت کرده .
این نوشتم تا بگویم ارادتم به شما همچنان پا بر جاست
با احترام
مهری

شمس الحق نوشته:

مرحمت دارید مهری بانو ! آری شعر مستحکم و دلاویز نیا را دیدم و لذت بردم ، صد حیف که شاعر زبردستی همچون لیام گرامی اینک در گنجور حضور ندارند ، که نثرشان هم چیزی کم از نظم نداشت ، وجود دوشیزگان و بانوان فرزانه ای چون حضرتعالی و روفیای عزیز و خانم مرسده و سایر خانم های محترم و فرهیخته که نامشان را اینک در ذهن ندارم موجب غرور و افتخار است .

الف.محبت نوشته:

دوستان عزیز.ما باید توجه داشته باشیم که باید نسخ معتبر تکیه کنیم نه به فکر خودمون
در ضمن،”تو مرا ز درگه خود مران”بعلت اینکه دو نهاد برای یک فعل،آمده،حشو قبیح به حساب می آید و از زیبایی کلام میکاهد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام