گنجور

حاشیه‌گذاری‌های فرهود

فرهود


فرهود در ‫۹ روز قبل، چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۳۹ در پاسخ به بابک چندم دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

بله دیده‌ام، با تمام احترامی که برای زنده‌یاد دستگردی و اثر ارزشمندشان قائل هستم باید بگویم معنایی که من نوشته‌ام درست‌تر است.

این دو بیت درباره یک یزک‌دار است که تصمیم به مسابقه چوگان می‌گیرد اما ایشان ‌«یزک‌داری» را فرماندهی در نظر گرفته‌اند و این دو بیت کلا طور دیگری تفسیر شده است.

در معنای بیت اولی، ایشان نوشته‌اند: «‌یزک‌داری کردن و پیشروی کردن از لشکرگاه خورشید‌» را خسرو و شیرین در اختیار گرفتند. در حالیکه بیت یعنی یک یزک‌دار‌ از لشکرگاه خورشید (که منظور لشکریان خسرو است) عنان‌افکند و قصد کرد که «برجیس یا ناهید؟» نماید. اما ایشان عنان‌افکندن را اختیار در دست داشتن معنا کرده‌اند. و «یای» پس از یزک‌دار را یای مصدری در نظر گرفته‌اند.

یزک‌دار‌، طلایه‌دار بخشی از یک لشکر بوده و یزک‌داران یقینا سوارکاران ماهری نیز بوده‌اند. در اینجا به این جهت یک یزک‌دار پیشنهاد مسابقه چوگان را می‌دهد که می‌خواهد مهارت سوارکاران را بیازماید. در مسابقه چوگان، داور سوار بر اسب است و در اینجا «انجم‌گر» و داور نیز خود اوست.

در معنای بیت دوم هم زنده‌یاد دستگردی نوشته‌اند که «خسرو یک‌تنه یزک‌داری ساز کین کرد» در حالیکه معنی درست‌تر این است که همان یزک‌دار که‌این (موضوع مسابقه چوگان‌) را ساز کرد و قصد کرد همان شخص انجم‌گری (و داوری) کرد.

در حدی که من یافته‌ام زنده‌یاد دهخدا نیز معنای انجم‌گری را در این بیت،  مجازا «حیله‌گری» نوشته‌اند که به‌نظر درست نمی‌رسد.

معنای درست انجم‌گری در اینجا «داوری‌ِ بازی» است. زیرا بخت و اقبال تیم‌ها را برای بُرد و باخت رصد می‌کند.

در حاشیه نسخه زنده‌یاد دستگردی «کین» نوشته و معنا شده که درستش «که این» است. چنانکه در بالاتر نوشتم مرجع ضمیر «این»، مسابقه چوگان بین ناهید و برجیس است در بیت قبل. اگر منظور از یزک‌دار خسرو باشد (که نیست) چرا باید برای دیدن مسابقه یا رفتن به مسابقه چوگان «ساز کین» بردارد. بنابر این «که‌این» درست است.

ساز کرد در بیت دوم یعنی قصد کرد.

باید اضافه‌کرد که قدردانی از زحمات این اساتید لازم است و در حال حاضر به نظر صاحب‌نظران بهترین نسخه خمسه نظامی، تصحیح زنده‌یاد دستگردی می‌باشد.

پیروز باشید.

 

فرهود در ‫۱۰ روز قبل، سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۶ - اندرز و سوگند دادن مهین‌بانو شیرین را:

یزک‌دار‌ی ز لشکر‌گاه خورشید ...

کشف معنی این بیت و بیت بعد به این شکل که منظور از «ناهید و برجیس» این است که یکی از فرماندهان خسرو قصد کرد که مسابقه چوگان بین زنان و مردان (برجیس یا ناهید کدام برنده می‌شوند؟) بگذارد و «انجم‌گری» در اینجا یعنی داوری مسابقه (شمارش بازیکنان و امتیازات‌)، توسط بنده صورت گرفت و در کتابی یا نوشته‌ای نخوانده‌ام که کسی این را نوشته باشد. اگر کسی معنی این دوبیت را قبلا گفته و یا در جایی نوشته لطفا در اینجا بنویسید که مطلع شوم.

خدای را سپاس می‌گویم و در اینجا درود می‌فرستم به روان پاک حضرت حکیم نظامی گنجوی و اگر خطا و اشتباهی مرتکب شده‌ام‌، از آستان پاک ایشان، طلب عفو دارم.

امروز سه‌شنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۳

 

فرهود در ‫۱۱ روز قبل، دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۹ - مجلس بزم خسرو و باز آمدن شاپور:

به گرداگرد خرگاه کیانی فرو هشته نمد‌های الانی

آلان‌، امروزه اوستیای شمالی ـ آلانیا است و هنوز هم نمد در آنجا تولید می‌شود.

 این ویدئو درباره این صنعت است در آنجا.

 

فرهود در ‫۱۸ روز قبل، دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۵ در پاسخ به آرش اسدی دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۹ - اندرز و ختم کتاب:

(در زمانه‌ای که تاریکی همه‌جا را گرفته بود) چراغ فرهنگ را با مهارت و پختگی در طوفان زنده و روشن نگه‌داشتم. در هر سرزمینی وقتی چراغی نور دهد هر‌کس برای بهتر افروختن آن کمک ‌می‌کند اما در این سرزمین، رشک‌بران و حاسدان از باد سرد و کافور بر این چراغ می‌ریزند و در خاموش کردن آن می‌کوشند.

 

ایاغ‌ یعنی پیاله. یعنی هرکس در توان خود کمک کند و پیاله‌ای روغن به چراغ بیفزاید‌. عنبرین چراغ‌: چراغ خوش‌عطر . باد سرد‌: سخنان دلسرد‌کننده

نظامی قدر اشعار گرانبهای خود را می‌دانسته و این توصیفات نه از روی خود‌پسندی بلکه از روی قدر‌دانی از گوهر‌ و گنج‌هایی گران‌بها بوده که مقیاس آنها فراتر از مرزهای زمانه خود بوده است. اما ظاهرا شاعران حسود زمانه او در «سنگ زدن به کاسه او» کوتاهی نمی‌کرده‌اند. در بالا نظامی به آنها پاسخ داده که هر چقدر دُر باشند وقتی که به الماس بزنند خود خُرد می‌شوند.

در جایی دیگر نیز دوست نظامی به او توصیه می‌کند که از گنجه برود اما نظامی آنچنان که بوده تا پایان عمر در گنجه مانده است. 

 

فرهود در ‫۲۷ روز قبل، شنبه ۵ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجاه و ششم - اکمل‌الدّین گفت مولانا را عاشقم:

پیش خلیفه رقاصه‌ای شاهد چار‌پاره می‌زد خلیفه گفت که فِی یَدَیْکِ صَنْعَتُکِ قَالَ فُی رِجُلَِی یَا خَلِیْفَةَ رَسُوْلِ اللّه خوشی در دست‌های من از آنست که آن خوشی پا درین مضمر است.

 

یعنی: رقاصه‌ای پیش خلیفه ساز چارپاره می‌زد خلیفه به او گفت: «هنر تو در دست‌های توست» رقاصه پاسخ داد: «در پاهایم»

منظورش این بوده آن حس موسیقی و رقص از پاها می‌آید که در دست نمایان می‌شود.

اگر داستان زندگی «علی‌اکبرخان نوروزی» را به روایت حسن کسایی که در یوتیوب و سایر وبسایت‌ها به راحتی قابل پیدا کردن است بشنوید این جملات بهتر قابل درک است.

 

 

فرهود در ‫۲۹ روز قبل، پنجشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۲ - در مقام و مرتبت این نامه:

نیم نگاهی به مخزن‌الاسرار نظامی - دکتر الهی قمشه‌ای

پیوند به وبگاه رسمی دکتر الهی قمشه‌ای

 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

وجهی دیگر از این قضیه بخش طنز و اغراق در شعر هست. مثلا جایی که می‌گوید: زن نو کن ای دوست هر نوبهار

مسلّم است که اغراق و طنز است وگرنه سعدی خود یک‌بار بیشتر ازدواج نکرده و از آن هم پشیمان!

غزل‌های با محتوای «سعدی‌! تو کیستی؟» و این قبیل حالات بیشتر یادگار این تجربه سعدی است که به دیگران توصیه کرده که هر بهار آن را تکرار کنند!

 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

اگر تصور می‌کنید که زنان در زمان سعدی و یا گذشته‌ها در جامعه نبوده‌اند و ... (به مانند محتوای بعضی از نظرات که در بالا نوشته شده است)؛ تصور شما درست نیست.

در زیر دو مثال می‌آورم از سفرنامه ناصر خسرو؛ از دو نقطه جغرافیایی متفاوت یکی در بصره بوده و دیگری در مصر.

« .... یکی مرا حکایت کرد که زنی است که پنج هزار از آن سبو دارد که به مزد می‌دهد هر سبوی ماهی به یک درم و چون بازسپارند باید سبو درست باز سپارند ...»

«... زنی از مالداران بصره فرمود تا چهارصد کشتی بساختند و همه پر استخوان خرما کردند و سر کشتی‌ها محکم کردند و بدان جایگه غرق کردند تا آن چنان شد که کشتی‌ها می‌گذرند ...»

 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۸ در پاسخ به ملک دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۱ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار دوم:

گِلی خوشبوی در حمام روزی

رسید از دست محبوبی به دستم

 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح جمال المعاشرین قوال:

زهره دارد حوادث طبعی که بگردد به گرد لشکر تو

حوادث‌طبع به نظر می‌رسد به معنی آدم ماجراجو باشد.

مولانا این بیت را در یک غزل استفاده کرده است.

 

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۷ - رفتن خسرو سوی قصر شیرین به بهانهٔ شکار:

بخورانگیز شد عود قماری هوا می‌کرد خود کافورباری

قمار یا قماره، جایی است در جزیره جاوه که عود ( عود قماری ) منسوب بدان است ( دزی .ج ۲ص ۴٠۴ قماره ) . توضیح یاقوت در معجم‌البلدان آنرا جایی در هند می‌داند و گوید عود بدان منسوب است عامه آنرا چنین تلفظ کنند و اهل معرفت [ قامرون ] گویند . مولف برهان آنرا نام شهری میداند در هند که عود قماری و عنبر اشهب و طاوس خوب از آن شهر آورند .

 

فرهود در ‫۱ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۸ - مقالت پنجم در وصف پیری:

شیفته شد عقل و تبه گشت رای ...

زمن یعنی زخمی.  در کردی و بلوچی زام یعنی زخم.

 

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۵ در پاسخ به Mokoshle دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

پروفسور! از خودم که نگفتم.

در بعضی نسخه‌ها اینطور آمده است. مثلا در این نسخه خطی.

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۲۴ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۷ در پاسخ به اردشیر دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند:

ظاهرا کامنتی که به آن اشاره کرده‌اید حذف شده است.

پاسخ جایی که گفته‌اید سنایی از «لیلی و مجنون» نگفته، این است که سنایی بجز در قصاید و غزلیاتش حداقل یک مثنوی کوتاه درباره لیلی و مجنون دارد در‌:

حدیقه‌الحدیقه و طریقه‌العشق » باب السابع » بخش ۳۲

لینک در گنجور 

 

 

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۴ در پاسخ به امین کیخا دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند:

پس چرا در نظری که در پایین‌تر این صفحه نوشته‌اید، خلاف این را تایید کرده‌اید؟ در زیر کامنتی که نوشته‌اند «کرد و پارسی از هم جدا شده‌اند» نوشته‌اید:

«صابر جان از نوشتار دانشورانه‌ات سپاسگزارم. مایه برازش ما هستی»

 

نتیجه و جمع این دو کامنت شما می‌شود: کم‌حافظه.

 

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۱ در پاسخ به صابر دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند:

ناصر خسرو در سفرنامه خود در بازدید از شهر اخلاط (که امروزه در ترکیه قرار دارد‌)، کرد و پارسی را از هم جدا نکرده است. در حالیکه می‌دانیم اکثر آن ناحیه در گذشته و در امروز اکثریت ساکنانش کرد بوده و هستند.

ناصر خسرو » سفرنامه » بخش ۱۳

 

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۹ در پاسخ به علیرضا دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۰ - رفتن پدر مجنون به دیدن فرزند:

هیچ می‌دانید که نظامی آش‌دوغ خوشمزه هم می‌پخته است؟!!

چون در جایی گفته:

«‌ تُرکی‌ام را در این حبش نخرند

لاجرم دوغبای خوش نخورند »

اگر منظور نظامی از «دهقان پارسی‌زاد» شخص خاصی باشد به احتمال فراوان سنایی است. بدان که در بسیاری جاها پارسی و ترکی و رومی و ... تشبیهات و استعارات است بعنوان مثال در بیت بالا ترکی  یعنی سپیدی که در مقابل حبش است یعنی سیاهی. 

شخصی مثل شما این ادعا را در یک کتاب نوشته و این را به عنوان سند آورده و در ویکی‌پدیای فارسی هم به این کتاب شاهکار استناد شده و در مورد نسب پدر نظامی سند شده است! اما متاسفانه این محقق، فراموش کرده بیت بالا را نیز به عنوان سند در کتابش و در ویکیپیدیا بیاورد که نظامی آش دوغ خوشمزه هم می‌پخته است.

این کارها یعنی جعل و شیادی.

این مصرع هم از نظامی است: فرزانه سخن سرای بغداد

پس با استدلال شما نظامی اهل بغداد نیز بوده است و این نشان می‌دهد که نظامی  در پختن آش شله‌قلمکار هم دستی داشته است.

 

در مورد اصل و نسب نظامی تنها سند موجود در «‌لیلی و مجنون‌» است در بخش «‌‌یاد کردن بعضی از گذشتگان خویش‌‌»‌؛ بقیه گفته‌ها و نوشته‌ها حدس و گمان است.

 

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۱۷ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب دوم » داستان دهقان با پسر خود:

خُرد در او نگرد‌ یعنی با دقت به آن بنگرد

 

فرهود در ‫۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۴۱ - مراد طلبیدن خسرو از شیرین و مانع شدن او:

حساب حلقه خواهد کرد گوشم تو ...

تو مْی‌خر بنده تا من مْی‌فروشم !!!؟؟؟؟

اسیری را به وعده شاد مْی‌کن!!؟؟

 

لطفا روی حروف متحرک علامت ساکن نگذارید، واضح است که به معنی بخر و بفروشم است لازم نیست یک غلط املایی را بکار ببرید.

حرف میم در «می‌خر» متحرک به «ای» بعدی است پس گذاشتن علامت ساکن بر روی آن غلط است.

اگر «می‌» به معنی شراب باشد چون «ی» در اینجا، «ی» است نه «ای» ‌؛ گذاشتن علامت کسره بر میم ایرادی ندارد.

 

فرهود در ‫۳ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۲۹ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل هفدهم - این مقری قرآن را درست می‌خوانَد آری صورت قرآن را درست می‌خواند:

مقری‌: تلاوتگر

قندز‌: پوستین جانور قندز

واسط: یا واسط‌الحجاج شهری بوده است میان کوفه و بصره.

 

 

۱
۲
۳
۱۱
sunny dark_mode