گنجور

حاشیه‌ها

در سکوت در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۲ - کشتن وزیر خویشتن را در خلوت:

مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

در سکوت در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۱ - ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا:

مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

در سکوت در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۰ - نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت:

مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

در سکوت در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر:

مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

در سکوت در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲۸ - جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمی‌شکنم:

مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

   

Listen to the Masnavi "in silence":

پیوند به وبگاه بیرونی

 

nabavar در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴:

غزلی دیگر از کتاب ” هلهله “ اثر  ” نیا “

بدر منیر
اگر دلت ز بد روزگار محزون ست
اگر ز گردش ایام بر جگر خون ست
اگر که پنبه شود آنچه رشته ای ناگاه    گمان بری که ز ادبار وبخت وارون است
به جد و جهد نهالی درخت گشته ولی   سپاه و لشگر آفت بسر شبیخون است 
گمان مبر که به تقدیر بر نوشته چنین     که دست چرخ ازین نا نوشته بیرونست
به چشم جان اگر این شاخسار در نگری    هزار چهره ببینی ز خشم میگون ست
هر آنچه از سر تدبیر عقل نیست فنا ست     هر آنکه کار نسنجیده کرد مغبون ست
 چو باغبان به پرستاری گلستان باش     به کوشش تو قد ِ سرو ناز موزون ست
سمن بر آمده از خواب صبح مستانه     ز عطر سنبل و گلهای باغ افسون ست
در این سرا مده از دست شادمانی را     که غم بجان تو امروز ظلم بی چون ست
دگر ز خاطر خود زنگ نا امیدی را      به صیقلی بزدا ، طالع ات همایون ست
”نیا“ و طلعت اقبال  نیک  و بدر منیر 
گواهم آینه ، رخساره ام چه گلگون است 

بیژن امرایی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸:

 کلمه دی  با تلفظ دییdee صحیح است

دی به معنای دیروز است ونه دیماه!!

تلفظ کلمه هِزار  صحیح است،تلفظ هَزار به معنای بلبل دراین غزل خطا ست.

بدرود

سورنا در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۰۳ در پاسخ به خسروساسان دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیت‌المقدس پایتخت ضحاک:

عالی بود

H Hj در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱۹:

جوهر ما رو نمود لیک از آن سوی بحر

آه که تو زین سوی آه که ما زان سویم ꃋᴖꃋ

 

 

nabavar در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

غزلی از کتاب ” هلهله “ در همین وزن و قافیه

درگاه دلبر
هر دم در انتظار ، فلک را چه در سر است
بر ما هر آنچه می رود آیا مقرر است ؟ 
تو در خیال ، روضه ی رضوان بپروری     
 آنجا که حوری و می و ساقی و ساغر است
میخا نه اش مدام و شرابش حلال و می      
جامش ز لؤلؤ و قدح ش حوض کوثر است
جوی روان و سا یه ی طوبا و شهد و شیر    
 شاید به حلق نوشتر از شیر مادر است
عطر ی ز زلف ماهوشان میرسد که بوش     
بهتر ز بوی نافه ی تاتار و عنبر است 
غلمان به صف نشسته که تا رخ نشان دهی        
ورد زبانشان همه الله و اکبر است
خوش عالمی ست عالم رویا و خواب ناز      
 هر روز و شب بخاطر و ذهن ات مکرر است
ما را بهشت و باغِ  ارم جایگاه نیست         
تا روی ما به درگه و در بار دلبر است
یک لحظه روی دوست به از صد هزار حور
چون آتشست عشق و” نیا “ را به مجمر است 

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۲۴:

وزن شعر اصلاح شود: فاعلاتن 3 بار فاعلن

 

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸:

مصرع نخست بیت 6 در پایان یک هجا کم دارد.

علیرضا بدیع در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۶:

وزن شعر اصلاح شود: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

امیر صغیر در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳۲:

سید خلیل الدین عالی نژاد این قطعه را به زیبایی اجرا کردند

پریسا لنگرودی در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۹ در پاسخ به سعید نوری دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱:

به نظر میاد حضرت حافظ این شعر را در وصف شاه شجاع سروده،چون مرید شاه شجاع بود.

Arash در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۷:

ایرج میرزا هنرمندی بود بی نظیر که به جد میتوان گفت یکصد سال جلوتر از زمان خود می‌نگریست 

در آن زمان با اینهمه تعصبات مذهبی و عدم آگاهی توام در جامعه مذهبی ایران سرودن چنین ابیاتی صرفا برای روشنگری مردم ایران بسیار شجاعت میطلبد و هنر 

صد البته کمتر شاعری به زیبایی ایرج  توصیف و وصف موضوعات را بیان مینماید 

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۳ در پاسخ به منصور دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:

هر شاعری زبانی دارد که عین اثر انگشت، اختصاص به خودش دارد و در این بین، زبان سعدی از همه روشن‌تر است.
سعدی هیچگاه از تیر محبوب فراری نیست بلکه خود را هدف و آماج آن قرار می دهد
برای این که مشخص شود این بیت ها از سعدی نیست نیاز نیست راه دوری برویم، به بیت هفتم همین غزل نگاه کنید:
ز دیدنت نتوانم که دیده دربندم
و گر مقابله بینم که تیر می‌آید
و نیز
مشغول عشق جانان گر عاشقیست صادق
در روز تیرباران باید که سر نخارد
تیرباران عشق خوبان را
دل شوریدگان سپر باشد
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
خلاف شرط یاران است سعدی
که برگردند روز تیرباران
چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
تیرباران قضا را جز رضا جوشن مکن
این مشتی از خرمن گل‌های سعدی است.
با این وجود سعدی چگونه می‌تواند توصیه کند که:
نگه به گوشه آن چشم مست مکن
کناره گیر از آن گوشه تیر می آید
بیت دومی هم که اشاره نمودید خودش با زبان روشن می‌گوید که من از ادبیات سعدی نیستم و همین چند وقت اخیر توسط یک فرد تازه‌کار، سروده شده‌ام.

 

ساسان پروانه در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲:

تو این بیت ها ناخوداگاشو دیده، اون شدوها و سایه هاشو، و داره در اغوش میکشدش😍:

(آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت
بی‌دل و بی‌خودت کنم در دل و جان نشانمت

آمده‌ام بهار خوش پیش تو ای درخت گل
تا که کنار گیرمت خوش خوش و می‌ فشانمت

آمده‌ام که تا تو را جلوه دهم در این سرا
همچو دعای عاشقان فوق فلک رسانمت

آمده‌ام که بوسه‌ای از صنمی ربوده‌ای
بازبده به خوشدلی خواجه که واستانمت

گل چه بود که گل تویی ناطق امر قل تویی
گر دگری نداندت چون تو منی بدانمت

جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی
فاتحه شو تو یک سری تا که به دل بخوانمت)

 


اینجا صیدش کرده 
و دیده لایه های انکارشو:

(صید منی شکار من گر چه ز دام جسته‌ای
جانب دام بازرو ور نروی برانمت

شیر بگفت مر مرا نادره آهوی برو
در پی من چه می‌دوی تیز که بردرانمت)

 


اینجا میگه برای بقا طراحی شدیم نگران نباش شجاع باش و زخم بخوری نمیمیریم و به اون استدلالها و انکار ها گوش نده تا بتونیم پر قدرت حرکت کنیم 😍😍 خودمونو زندگی کنیم :


(زخم پذیر و پیش رو چون سپر شجاعتی
گوش به غیر زه مده تا چو کمان خمانمت

از حد خاک تا بشر چند هزار منزلست
شهر به شهر بردمت بر سر ره نمانمت)


اینجا داره میگه هیجان زده نشو و چیزی نگو به سامانه یکه میگه که از ویژگیهای این سامانه هست بیدرنگ تصمیم میگیره
داره میگه صبر کن و با درنگ تصمیم بگیر:


(هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را
نیک بجوش و صبر کن زانک همی‌پزانمت)


اینجام میگه تو منی و من حکم میکنم و تو میدوی 
و منم دارم به واسطه اینکه تو میری به واسطه حکم رفتنت دنبال تو میام 
اشاره به وجود فرمانده و فرمان بر در اراده 
و اینکه ناخوداگاه رو میشه دوباره کدش کرد و رولش کنی و منظم انجامش بدی از یه جایی به بعد خودش میدوه و تو باید حالا دنبالش بدویی 😍😍:


(گوی منی و می‌دوی در چوگان حکم من
در پی تو همی ‌دوم گر چه که می‌دوانمت)

ali asgari.۹۷ در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۸:

معنی واژه ی مجه چیه ؟ کسی میدونه ؟ دهخدا گفته نوعی گیاهه . در این مصرع چطور معنی میشه ؟

 

مهدی هزاران در ‫۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱:

سلام بر دوستان عزیز

در مورد بیت دوم میشه این گونه هم برداشت کرد

من همت کردم و هر چه را فقط از خداوند متعال خواستم، به بهترین وجه ممکن و تمام و کمال به من بخشید.

یعنی اراده بنده در راستای اراده خداوند

۱
۸۳۵
۸۳۶
۸۳۷
۸۳۸
۸۳۹
۵۷۲۵