گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۸ - مقالت بیستم در وقاحت ابنای عصر:

لور یعنی سیل و هین هم سیل است به لری می شود لافاو که کردی هم هست و هردو از فارسیست

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۹ - داستان بلبل با باز:

شه بند به دیوار یا حصار دور شهر میگفته اند ولی معنی خود محصور و زندانی هم میداده مانند اینجا

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

شکوه جان باز باید نگاهی بیاندازم ولی پیشتر دیده بودم

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

بر

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۸ - مقالت بیستم در وقاحت ابنای عصر:

بهدانتر یعنی دانندگی بهتر داشتن به دانش دیوان می گفته اند دشاگاسی یا دشاگاهی ،آقاسی هم که اگاهی است

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

گویا پرچم یا برچم یا برچمنده فارسیست و از ب به معنی جلو و چمیدن به معنی پیچ و تاب خوردن است و بیرق واژه ترکی ومعادل رایت است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۸ - مقالت بیستم در وقاحت ابنای عصر:

تونی را مولانا برای فحش بکار برده توی فیه ما فیه ظاهرن کاری پست بوده اتشبیاری

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۸ - مقالت بیستم در وقاحت ابنای عصر:

گلخن یا تون همان اتش خانه گرمابه است گل یعنی گل اتش و فروزانی ان و خن همان خانی و چشمه باید باشد سرهم یعنی منبع دوستی برای منابع پایان کتابش نوشته بود خانی ها

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

گرا یعنی دلاک ، به لکی که گویشی پهلوی میان کردی و لری است و البته سخت تر از هردو گرا یعنی خبرچین و دوربهمزن

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۸ - مقالت بیستم در وقاحت ابنای عصر:

غزا یعنی با کافر و ملحد و دشمن دین جنگیدن

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۸ - مقالت بیستم در وقاحت ابنای عصر:

نامزد همان کاندید استیا شخص معین شده برای منصبی یا مو قعیتی

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

عباس یعنی عبوس و ترشرو و فارسی أش می شود زوش

ادروک در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

طلسم یونانی است

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

رایت عربی و پرچم هم ترکی است

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

حلاق هم همان پیرایشگر است یا اصطلاحا سلمانی یعنی کسی که موی سر دیگری را اصلاح میکند برای ارایشگر مشاطه را هم داریم

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

چخیدن هم به معنی ستیزه کردن است و هم کوشیدن

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

دهشت در اینجا به معنی ترس و خوفش به کار رفته است وای معنی اضطراب، سرگشتگی، حیرت و حتی گاهی یکپارچگی هم میدهد

شکوه در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۷ - داستان هارون‌الرشید با موی‌تراش:

ستردن به معنی تراشیدن است

ادروک در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۴ - مقالت هیجدهم در نکوهش دورویان:

قالب از کالبد است و کرپ لغت کهنتر ان است کرپ در فارسی با corpuscule به معنی گویچه های خون همریشه است البته corp به فرانسه دقیقن می شود جسم ، به لری گزم یعنی جسم و شاید جسم هم فارسی باشد مثلا گزم دار یعنی عضلانی به لری

ادروک در ‫۱۲ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:

مجید جانم ملاصدرای بزرگ یک دیدگاه دارد به نام حرکت جوهری و تا قبل از او کسی باورمند به حرکت و گردش و تغییر در جوهر نبود بعد از او چنین به نظر می اید که فیلسوفان ما باور دارند افرینش پیوسته است و ذات مبارک الهی پیوسته در فیض و دهشمندی و افزایندگی کیهان را بپا داشته است .

۱
۵۱۴۷
۵۱۴۸
۵۱۴۹
۵۱۵۰
۵۱۵۱
۵۷۲۶