محسن همتی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا/ نثار مقدمش سازم سرو دست و تن و پا را/ به خوبان هرچه میبخشم از آن خویش میبخشم/ نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
محسن در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۰:
مصرع سوم: بباید کندنش از بیخ و از بن
تاوتک در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
دست گزان هم زیباست و برای رساندن تعجب به کار میرود به جای از فرط تعجب میتوان دست گزان یا انگشت گزان و یا اصلا انگشت به دهان را به کار برد
تاوتک در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
ناداشت یعنی کسی که چیزی ندارد وافزون بر اینکه چیزی ندارد هیچ صفت خوبی هم ندارد میشود آنرا به جای اصطلاح بی همه چیز به کار برد .به نظر خوش نما تر هم می آید
نورالدین در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۵ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):
بیت 6 به جای بو که « بود که »
نگار مسعودی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۵ - بلبل و مور:
این شعر مال کلاس پنجم ما بود و خیلی از قسمت های آن در کتاب ما حذف شده بودند از اینکه شعر را کامل نوشتید ممنونم.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
ملیء افزون بر صفت قید هم می تواند باشد که در مثال بالا قید است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
ناستالژی به فرانسه کمی فراخ میدان تر از فارسی است یعنی غم غربت درست است ولی وقتی می گوییم ، من ناستالژیک روزگار گذشته ام هستم غم غربت بسنده نیست . استاد گوهری بزرگوارم سرورید باشد می خوابیم ! البته اگر باز تلفن در گوشم مرگ را فوت نکند !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
بله استاد ، اما عشرت لجباز را ترجمه می کنم به عشرت ستیهنده که بدش نیاید !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
کارا به فارسی هم معنی لشگر می دهد چنانچه کاراکاسی یعنی لشگر کاسی ها و نام کرمانشاه بوده گویا به فارسی باستان .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
اما در عربی ملیء صفت هم تواند بود مثلا وقتی می گوییم خوب فکر کن می گوییم فکر ملیا .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
خلاء وارون ملاء است چنانچه تهی وارون پری .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
کربلا لغتی آشوری است و کارابلا بوده است چنانچه نینوا نیز ربطی به نوای نئ. ندارد و ninowa بوده و آشوری بوده است . أربیل نیز اربلا آشوری است . بغداد نیز خداداد ، بصره بسره است ،بعقوبة نیز باگبه است که فارسی است و باز بغ یا بگ در ان مثل بغداد دیده می شود .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
سخن داری برابر رازداری اینجا اورده شده است . گویا راز ها به واژ ها می مانند !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
دش در فارسی با dys در انگلیسی یکیست هر دو پیشوند هستند . از دش لغت دشدید را داریم یعنی بد منظره و موطن ضحاک است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
خیال اینجا هم چنانچه ابن عربی فرموده برای سالک مهم و سپند پنداشته شده است ، ابن عربی می فرماید حضرت الخیال !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
دراز گویی منظور اطناب است . إیجاز هم که گزیده گویی است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
در این همانی ای که بین مهدی ع و نیز سوشیانت مزدیسنا می گیرند یک بنپار( مؤلفه) دیگر هم جناب حصوری در افسانه ادین می اورد وان یکی بودن ضحاک با دجال است ! چنانچه می دانیم سام یل ( کرساسپا ) ضحاک را نکشت و در دماوند در بند کرد و در روزگار فرجامین باز جهان را پالاپال و اشفته می کند و سام یل به یاری سامیاران سر اورا فرو می کوبد .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
برای ناستالجیا لغت دریغاگو ی درخور است
محسن همتی در ۱۲ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵: