گنجور

حاشیه‌ها

حسین در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

آنچه بودش در بیت پنج صحیحه

سیدمحمد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

دشنام همی‌دهی به سعدی
من با دو لب تو کار دارم
،
میفرماید : دشنام از دو لب تو شنیده ام ، دَماز از لبهای تو در میآورم
اسماعیل اصفهانی هم موضوع را روشن کرده ، میگوید :
گر دریابم شبی ز بوسش
حقا که دو مه فگار دارم
موضوع بسیار کش دار است

فرهاد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):

جناب شفیق شرق: همان "فردا" با تلفظ "فردن" درست میباشد. که تضمینی است از آیه 89 سوره انبیا: رب لا تذرنی فردا: خدایا مرا تنها رها مکن.

فرهاد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:

جنابان ناشناس و جلال، اینهمه کیبورد فرسودید اما دریغ از یک توضیح مختصر و مربوط به این رباعی!
این آیاتی که از قرآن آوردید هیچ ربطی به این رباعی ندارند. بنابراین کار شما مغلطه است.
آن آیاتی از قرآن که به این رباعی مربوطند اینها میباشند:
93 - نحل: ... یضل ما یشا و یهدی ما یشا: هر که را بخواهد گمراه میکند و هر که را بخواهد هدایت!
26 - بقره: ... اذا ارادالله بهذا مثلا یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا: اگر خداوند بخواهد عده زیادی را با آن گمراه میکند و عده زیادی را هدایت!
خیام میگوید: تو که گمراهی و هدایت انسانها در اختیار توست، از چه رو از "ما" باز خواست خواهی کرد؟!

حال شما آسمان به ریسمان ببندید و تو جیه و تفسیر مع الفارق بنویسید، توفیری نمیکند. خود خیام برای شما جوابی در خور دارد:
آنان که (به ظاهر) محیط فضل و آداب شدند
در جمع (به ظاهر) کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند به روز (یا برون)
گفتند فسانه ای و در خواب شدند!
این خواب بر همه شما مبارک

رستمی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۵:

شبست و شاهد و شمع و شراب و شیرینی
فکر میکنم سعدی اشاره دارد به هفت شین نوروزی در آن دوره که بعدها به هفت سین تغیر پیدا کرد

دکتر رضا شاکری در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:

آیا اکنون هم باید فرزندان را فریب بدهیم تا کار بکنند؟
آیا کشاورزان پدر خودشان حاضر به شخم زدن هستند ؟
آیا خبر دارید که الان هم تا پدر نمرده باشد پسر کشاورزی نمیکند؟
آیا میدانید چرا؟
چون1_ با تصمیمات بانک مرکزی ایران کشاورزی اصلا مقرون به صرفه نیست.
2 _ مدیریت کشاورزی کشور فدایی منافع تاجران واردکننده محصولات کشاورزی شده.
3_ مصالح اقتصادی و صنعتی کشور در میان شعارها گم شده.
4 - هیچکس حاضر به مقایسه میزان بازده تن بر هکتار زمینهایی کشاورزان ایرانی و خارجی نیست.

فرهاد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۲۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰:

همان "زر" (طلا) درست میباشد که اگر زیر خاک پنهان کنند به همان صورت دست نخورده بیرون میاورند (کسی رز یعنی درخت یا شاخه انگور را زیر خاک نمیگذارد و از زیر خاک بیرون نمی آورد!)
خیام در اینجا معاد و برانگیختن پس از مرگ را زیر سوال برده است. همانگونه که در جای دیگر گفته: باز آمدنت نیست، چو رفتی، رفتی!

فرهاد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱:

"عمرت تا کی به خودپرستی گذرد
یا در پی نیستی و هستی گذرد"
خیام میگوید مبادا که عمرت را به خودپرستی (غرور و خود بزرگ بینی) گذرانی، یا به دنبال "هستی" و "نیستی" باشی.
هستی و نیستی چیست؟ منظور از هستی، مال دتیاست. اما نیستی چیست؟ چگونی میتوان عمر را در پی "نیستی" گذراند (که خیام آن را نکوهیده است)؟
منظور از "نیستی"، نادیده است، بهشت و جهنم، آنچه به آن وعده داده اند و از آن ترسانیده اند، اما کسی را از بودن آنها آگاهی نیست. خیام میگوید مبادا که عمر خود را به وعده بهشت و یا ترس از جهنم تباه کنی، می نوش که این زندگی که مرگ به دنبال آن است همان بهتر که مستی بگذرانی یا به خواب!

الهامی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

این شعر زیبا بر مزار سعدی ره نقش بسته است

دوستدار در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

آسید محمد گرامی،
همین گونه است که فرمودید ، گر چه طی مکان و زمان در مصرع نخست این بیت ایجاب میکند در دومین ره صدساله و نه یک ساله باشد.
یک شبه و یک ساله باجی به هم نمی دهند!!

دوستدار در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

جناب عندلیبی،
تجاهل می فرمایید؟؟!!
می خواهید بگویید نمی دانید شیخ با دولب طرف مربوطه چه کاری می تواند بدارد؟؟!!

دوستدار در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۱۲ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۶۵ - در بیان علامتهای منافق:

علی آقای گرامی.
میگوید هر که با دورویان ( منافقان)همراه ( همره )میشود
سرانجام منزلگاهش ته (تک) چاه (چه) خواهد بود.
چاه گمراهی.

حسین عندلیبی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

عذرخواهی میکنم . یک بیت مانده به پایانی

حسین عندلیبی در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۰:

سلام . منظور سعدی در مصرع دوم بیت آخر شعر چیست ؟ من با دو لب تو کار دارم . منظور از دو لب چیست ؟

سیدمحمد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

آقای صفا سراج
مکان راهم طی میکنند ، طی الارض نشنیده اید

سیدمحمد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

اشتباه قلمی
طفل اسم است ، نه فعل

سیدمحمد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

آقا رضا دشتی
همان صفت باید درست باشد ، چون طفل اسم است و “ یکشبه “صفت ، که بعداز اسم آمده ولی قید بعد از فعل میآید
یکشبه به معنای کوچک و خردسال است
آقای خرمشاهی یکشبه را به مانای زمان گرفته اند ، ولی توجه نفرموده اند که طفل اسم است ، به فعل .
تا نظر صاحب نظران چه باشد.

shakaib Salik در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:

اولین جوش بهار عشق می باشد هور
هور در این فرد اشتباه است
به بنیاد نسخه مطبعه کابل این کلمه هوس است یعنی:
اولین جوش بهار عشق می باشد هوس
بی‌خس‌و خاشاک نتوان رنگ آتشخانه ریخت

رامین در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۷:

با سلام. در مورد اینکه از دو مصراع " نه به استر ... " یا " نه به اشتری ... " کدام مناسب تر است بنظر اولی از لحاظ تطبیق با شرایط آب و هوایی منطقی تر است . در بیابانهای گرم و خشک شتر برای باربری و استر برای سواری مناسبتر است چرا که در این مناطق استر تحمل بردن بار سنگین را به مدت طولانی ندارد. اما اینکه از لحاظ قواعد کدام مناسب تر است تشخیص با صاحب نظران است.

جواد در ‫۹ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:

سلام
من این رباعی بر روی بنای آرامگاه خیام چنین دیدم:
این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
لب تشنه لعل آبداری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است

۱
۴۱۰۱
۴۱۰۲
۴۱۰۳
۴۱۰۴
۴۱۰۵
۵۷۲۵