محمدرضا در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
ازونجایی که مولانا ارادت خیلی زیادی به حضرت محمد داره و این رو میشه در سراسر مثنوی و غزلیاتش به وضوح دید، من وقتی بار اول این شعر رو شنیدم مخاطب شاعر رو پیامبر دونستم
اینجا که نظرات دوستان رو خندم جالب بود برام که کسی به این مخاطب اشاره نکرده بود.
البته باید در نظر داشت که مولوی یک انسان کامل رو مخاطب قرار داده. خداگونه ای در زمین!
پس خیلی فرقی نمیکنه که پیامبر باشه یا حضرت امیر یا شمس. گرچه من مرد اول رو نزدیک تر می بینم
جلال الدین در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
خیلی از فرهنگمان دوریم، باری جای بسی شکرگزاری است که چنین هنرمندان خوش ذوقی داریم که ما را به فرهنگمان پاس همی دهند.
تکیه گاهش فراز مسند خورشید باشد.
حمید در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۸ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
حبیب عزیز به زیبایی هرچه تمام این شعر رو اجرا کردن
۷ در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
همیگدازم و میسازم و شکیباییست
که پرده از سر اسرار بر نمیگیرد
همیگدازم و میسازم و
شکیبایی است که باعث میشود
که پرده از سر اسرار بر نمیگیرد=که پرده از روی رازهای درونم برنداشته نشود=رسوا نشوم
۷ در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
اگر خواهان این نمی باشد که ناگاه من را از سر راه بردارد چه میشود برای یک بار و از روی وفاداری دستم را بگیرد
۷ در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
چه باشد ار به وفا دست گیردم یک بار
گرم ز دست به یک بار بر نمیگیرد
اگر خواهان این نمی باشد که ناگاه من را از سر را بردارد چه میشود برای یک بار و از روی وفادار دستم را بگیرد
فلاح کهن در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۰۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۲۶:
بخشنده خداست امیدت را ازدست نده
میترا در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مسمطات » سعدی:
با سلام خداوند رحمت کند حضرت سعدی را که حتی استفاده از بیت های ایشون در این شعر جناب بهار مسمط بسیار زیبایی پیش روی ما نهاده است
دکتر ترابی در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۴:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
می بینم برخی گنجوریان ، نامی و گمنام پیرامون خوانش پاره بیتی از استاد سخن سر سخن میشوند
(امید که به ناسزاو دشنام گویی نیانجامد)
به شگون نیک بگیریم، چه دادوستد دیدگاههای گوناگون مارا از خودستایی و کژ اندیشی برکنار میدارد
واز فسردگی اندیشه در امان، همان که تحجر فکریش می خوانند، زمانی که در بر هوای تازه فراز میکنیم و از اندیشیدن آزاد باز می مانیم.
باری،
زحمت افزا میشوم و در من این عیب قدیم است،
دوستان نامی و گمنام سخن از بد خوانی به میان آورده بودند، دریغم آمد پرده از بد خوانی که این بخش از سرگذشت ضحاک را پوشانیده است ، بر ندارم.
داستان چنین است:
دست کم در چهار نسخه شاهنامه که دیده ام از جمله گنجور چهار بیت آخر این بخش به همین گونه آمده است ( جز اینکه بکشتی و که به جای چو)
در شاهنامه ای که آقای خالقی مطلق فراهم آورده است؛ بیت های :
پس آَیین ضحاک وارونه خوی
چنان بد که چون می بدش آرزوی
زمردان جنگی یکی خواستی
بکشتی، که با دیو برخاستی
چنین مانا شده اند
" ضحاک هرگاه که آرزو میکرد !! یکی از مردان جنگی را به این بهانه که بر دیوان شوریده است ، می کشت"
در دوبیتی که سپس تر می آیند استاد توس از پرستنده کردن پردگیی نامور سخن میگوید
کجا نامور دختری خوبروی
به پرده درون پاک بی گفتگوی
پرستنده کردیش بر پیش خویش
نه رسم کیی بد آیین و کیش
این رفتار ، رسم کیی و آیین و کیش نبود
کشتن مردان جنگی و پرستنده کردن خوبرویان پیش و پس از ماردوش و هم امروزبیرون از کیش و آیین حکومتگران نبوده و نیست.
آنچه دست کم در آن روزگار به آیین نبوده است ، اینکه پادشاه مردان جنگی را به گشنی بخواند.
از دید دستوری نهایت بد خوانی است اگر می بدش را گذشته پیاپی( ماضی اسمراری می بودش ) بدانیم جایی که شاعر خواستی( میخواست)، خاستی (می خاست،) و کردی( می کرد) به جای آن به کار برده است. ازین رو می بدش ارزوی( هوس می کردن) به باده گساری نشستن مراد استاد بوده است.
دو دیگر کننده خواستی ، برخاستی و کردی او ست و نه مردان جنگی .
نکته باریک واژه وارونه خوی است می دانیم و هنوز در باور برخی مردم ایران دیده میشود که خوی دیوان وارونه رفتار آدمیان است.
پرستنده کردن زیبایان و به گشنی گرفتن مردان جنگی حکایت از همین خصلت وارونه دارد
بدین قرار
" ضحآک که منشی وارونه خوی آدمیان داشت، هر گاه که به می گساری می نشست مردی از جنگیان و خوبرویی از پردگیان را به بزم خویش می خواند به گشنی و پرستندگی کاری که به رسم و آیین نبود" فراموش نکنیم که این رفتار دیوانه پس از آمدن تازیان در دربار شاهان و امیران رسمی حتا پسندیده بوده است.
و سرانجام گمان میبرم خواستن مردی جنگی بدین ماناست که آنان را بر خویش می کشیده است.
امید در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
لطفا شعر رابرای مازیر دیپلم ها ترجمه کنید تا دعاگوتان باشیم
سعید جافر در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
فقط میتونم انگشت حیرت به دهن بگیرم و بس. جات وسط بهشته با این خدمتی که به بشریت کردی
بیژن در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سیام:
باسلام و عرض ادب درود ...
مگر نه انکه برای امیرالمومنین 1000 صفت و برای خدا 1001 صفت آورده اند و آن یک صفت یگانه الله است.
.........پس دیگر صفات حضرت علی مشابح خداوند است.
........ای دوستان مگر نه اگر صفات خداوند دیده نشود و مثال و مانند نداشته باشد درک نمیشود پس این صفات نشان امامت یا همان نمونه و اسوه یک انسان است که خداوند او را احسنت الخالقین قرار داده
و برای بعضی ها این ها صفات خود خداوند است
...............اما به نظر من صفات انسان کامل چون امیرالمومنین علی ابن ابی طالب نیز هست.
سعید جافر در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
خدا رحمتت کنه که هر بیتت یه کتاب معنی داره
جلال الدین در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۲:
گمناما
اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر
زیرا برهنهای تو و اندیشه زمهریر
اندیشه میکنی که رهی از زحیر و رنج
اندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر
ز اندیشهها برون دان بازار صنع را
گمنام در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۱:
و البته اندیشیدن بسیار زیبا تراز اندیشه کردن است
جلال الدین در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۲۳:
کمالا ابجد میرانی ؟
جوانی در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ رضیالدین آرتیمانی » مفردات » شمارهٔ ۹:
سرخی چشم کبوتر هیچ میدانی ز چیست
نامه ای میبرد،از بهر دلم خون میچکید
abbas در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:
چار مادر امهات اربعه . آب و خاک و باد و آتش
هفت آبا هفت آسمان
سعید جافر در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:
کاش دوستان یکم با محبت تر برخورد کنند تا توی این روزایی که شعرخوانی کم رنگ شده از این فرصت بیشتر استفاده بشه و خاطر مردم آزرده نشه توی این سایت که یک سایت ادبی هست
ایران در ۹ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند: