خستو در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
با سلام خدمت همه ی بزرگواران و اساتید
از مطالب ارزنده ی شما گرامیان بسیار استفاده کرده و از آشنایی با این فضای زیبا خرسندم .
من در رابطه با مشکلی در زندگی تفال به حافظ عظیم الشان زدم و درپاسخ این غزل آمد.میخواستم خواهش کنم اگر امکان دارد تفسیر و تعبیر این غزل را در صورت امکان مرقوم فرمایید .البته اگردر حوصله این جمع می گنجد .باتوجه به جایگاه حافظ شنیدن تعابیر از زبان اساتید زیبنده است .با تشکر
محمد رضا نیک زاد در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۴:
سلام به همۀ دوستان
« دست در شاخ زدن» یعنی از شاخه ای آویزان شدن به منظور به زمین نیفتادن یا برای این که از افتادن در سیل در امان ماندن . به کنایه یعنی کمک خواستن ، متّکی شدن ،حمایت خواستن و مواردی از این قبیل است.
در مثل عربی آمده « الغریق یتشبّث بگلّ حشیش» یعنی : انسان در حال غرق شدن به هر شاخۀ پوسیده و پوشالی متوسّل می شود و به امید نجات از غرق شدن از آن کمک می طلبد.
روحالله پریشان در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
بر گرد پیاله چه آیتی هست مقیم؟
حسین در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۷:
بسیار عالی خونده،خیلی از آهنگ سازی و صدای زیباش و بالاخص شعر زیباش لذت بردم.
میلاد در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۵:
استاد مشکاتیان روی این غزل زیبا تصنیفی در دستگاه همایون ساخته اند که در آلبوم افق مهر (با صدای ایرج بسطامی) انتشار یافته است.
علی رجمتی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۲۶ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۲۱:
یاسلام
سیم بدن درست است و وزن شعر هیچ مشکلی ندارد.
۳jaaf_naameh در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۲۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۴:
فکر کنم صدا درست هست , احتمالن اشاره به یک دست صدا ندارد داشته, زیاد هم ربطی نداره ولی صدای دست هم نامعقول نیست
نوروز فولادی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴ - سبب نظم کتاب:
ترکی صفت وفای مانیست
ترکانه سخن سزای ما نیست
آن کز نسب بلند زاید
او را سخن بلند باید
معنی و مناسب این شعرها چیست؟؟؟
محمد حسنپور در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴:
من این بیت رو در یه نسخه قدیمی اینجور دیدم :
هر کس که دیده باشد جسمی زجان مرکب
از خاکیان مبادا بر دامنش غباری
سینا در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
ظرافت و زیبایی چنین شعری در حدی است که هم دگرجنس گرا ها و هم همجنس گرا ها از شنیدنش تحت تاثیر قرار می گیرند و اون رو بیانگر احساس خودشون تلقی می کنن. اما به نظرم توی این شعر بیشتر از هر چیزی عشق و وفا و جفا هست که به چشم میاد. حتما شاعر بعد از سالها زندگی توی جامعه پرتضاد روزگار خودش موضع گیری خاص خودش نسبت به شاهد بازی رو پیدا کرده بوده و با توجه به این شعر بنده احساس می کنم برای وحشی خود عشق و وفا مهم تر از معشوق بوده است چرا که در پایان می گوید حال که از معشوق جفا دیده است پس بهتر است فرد دیگری که شایسته عشق و وفاداری باشد پیدا کند.
سهیل قاسمی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
بیت پنجم: چو عنقا قیاس کار بگیر یعنی عنقا را ببین... گوشه نشین است اما از نوک این قله تا نوک آن قله در قلمرو او است.
بیت آخر: نکته های چون زر (طلا) ی خودت را پیش خودت نگه دار و (برای فروش) عرضه نکن. چون کسی که در این شهر صراف است (کسی که سکه معامله می کند) آدم حقه باز و متقلبی است.
راویان در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
سلام،
بیت دهم مصرع دوم کانرا ،
همچنین بیت سیزدهم شب صحیح است.
mm در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
نمی دانم چه تیپ آدمی ممکن است آزار ببیند و جفا و کم توجهی و تحقیر و سنگدلی،
همچنان عاشق بماند؟!!!!
یک عاشق واقعی اینکار را میکند!
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
کسانی این پرسش را میپرسند در واقع عاشق نیستند و نمیشوند. عشق محبت بدون شرط است مثل عشق خداوند به بندگان: اگر تمام جهان کافر شوند خداوند از جود ازلی خود نمیکاهد.
کمال داودوند در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۷۶:
4658
فرزام در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۷:
مراد از معراج نه اینکه حضرت مولانا سوار بر مرکبی می شده و با گذشتن از افلاک بلورین هفت گانه به عالم بالا می رفته، بلکه معراج درونی و یا رسیدن به حالتی از مکاشفه است که در تمامی دیوان کبیر و مثنوی شریف نشان از آن هست. خودش می فرماید : بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا جایی که جهان آنجا بس مختصرم آمد" . دیگر اینکه خود مولانا بارها از منع شدنش به گفتن اسرار یاد کرده؛ مجملش کردم نگفتم زان بیان ورنه هم لبها بسوزد هم زبان. من تمام آن نیارم گفت ازآن منع می آید ز صاحب مرکزان. از کجا این الهامات به او می شده؟ اگر بخواهید بگویید مالیخولیا داشته و یا دروغگو بوده، بهتر است دست از او بردارید.اگر هم بخواهید با روش ماتریالیستی و امروز گرایانه به مولانا نزدیک شوید، نتیجه اش جز گمراهی نیست. خود او می فرماید : زین رسن قومی درون چه شدند
امید در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
ضمن عرض ادب در پاسخ به سرکار خانم فریبای عزیز . دلم نمیخواد از این حقیر رنجیده خاطر شوید اما احساس میکنم در فضایی که در مورد ادبیات خصوصاً شعر فارسی قرار است نظر دهیم فکرمیکنم اگر این کار به همین زبان نوشته شود پسندیده تر باشد . البته فکر میکنم اینجور بهتر باشه . با تقدیم احترام . امید
بهرام شاگرد سعدی و فردوسی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:
به به !
چقدر عالی!
چه تصاویری!
alireza۰fa در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹:
حتمن روی "شعرهای مشابه" کلیک کنید، این وزن بسیار زیباست
alireza۰fa در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۰۴:
چقدر زیباست!
مهشید یوسفی در ۱۰ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۳۰ - حکایت: