نگار شرفی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:
علی، چرا راه دور میرید؟ قسمت سیاه رنگ پایینی گل لاله داغ لاله نامیده شده و اینجا هم حافظ به همین مطلب اشاره کرده
شهرام همائی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهلتر از صبر در فراق یار بود:
بیت هفدهم :
ور نه در ذهنشان بود این فکر در . . .
محمد تقوی رفسنجانی در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
سلام
بنظر میرسد بیت دوم آنطور که در نسخهای که استاد الهی قمشهای نیز
آوردهاست به فصاحت نزدیکتراست:
آنکه یک جرعه میَش دست تواند دادن
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد
که معنی آن بقرار زیر است:
کسی که به یک پیاله شراب عشق دست یابد به مقصود نهایی خواهدرسید.
و برای بیت سوم بهترین معنی اینگونهاست:
پیر ما عشق است و عقل را با عشق بردوام مجادلهاست که این همه خطا
ازرنج و شر و فساد در عالم چیست و عشق شرح میدهد که در قلم صنع
خطایی نرفته باکه آنگه به نظر عقل ناموزون میرسد خطاست و پیر طریقت
که همان عشق است خطاهای خرد را پاک میکند.
شیوهی طنزآمیز بیان حافظ که از یک سو حقیقتی شگرف را از پرده بیرون
می آورد و از سوی دیگر به نوک نشتری عریان، قلب دین فروشان دنیاپرست را می شکافد سخت ستایشانگیز است.
روفیا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
دوست جان
می بینم که در رساندن معنای ابیات استوار و نیک رای هستید.
ممکن است در فهم معنای دو بیت اول راهنمایی ام کنید؟
روفیا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
آری حسین،1 جان
باکی نیست! معادله مرگ با زندگی تمام تلاش های مذبوحانه این دیوانگان کام گستر را به باد استهزاء می گیرد.
آن مرد هم گویا مدرس بود نه شیخ فضل الله.
پوزش می خواهم.
فؤاد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۴ - اندرز گرفتن بهرام از شبان:
ظاهراً درست اینه:
از عمامه کمند "کردندش"
درکشیدند و بند "کردندش"
گمنام-۱ در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
آرش عزیز
اگر زحمت خواندن حاشیه ها را بر خود هموار کنید
گواهیی چند بر کاربرد فعل " برگذشتن " خواهید یافت از زبان ستونهای زبان فارسی:
فردوسی، ناصرخسرو ، نظامی، سعدی تذکره اولیا
تاریخ بلعمی و..
آرش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
ادامه متن : اگر بگوییم بر، پیشوند است این معنی دست میدهد که: از این بالاتر ،فکر بالاتر نمی رود یا اگر برتر را صفت خدا بگیریم این معنی دست می دهد که: از این خدای بالاتر و برتر ، فکر بالاتر نمی رود و معنا نامفهوم است و شاهدی برای (برگذشتن) نداریم .برگذشت یا بر نگذشت یا بر بگذرد یا بر نگذرد حداقل حقیر ندیده ام . صد البته که اگر عزیزی بتواند خلاف این خوانش حقیر را قانع نماید به دیده منت میپذیرم
آرش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
درود بر فرهیخته گرامی حمیدرضا که این بحث را مطرح کردند . در مورد خوانش صحیح بیت اول شاید بتوان گفت برتر صفت خداوند است خدای برتر و صفت جانشین اسم شده و خوانش صحیح اینگونه است .کزین برتر ،اندیشه ، برنگذرد یعنی از این خدا اندیشه وفکر انسان ،بالاتر نمی رود که نامفهوم است مگر اینکه بگوییم اندیشه انسان بالاتر از این خدا خدایی را نمی شناسد و یا بگوییم با فکر و اندیشه قادر نیست خدا را بشناسد در این صورت بر پیشوند فعل نگذرد است و این خوانش صحیح است در بیت حافظ هم که فرهیخته عزیز حمیدرضا شاهد آورده اند بردارند بر پیشوند فعل آمده است اما آیا شاهدی برای برگذشتن داریم یا نه، حقیر برخورد نکردم و نمیشودپیشوند بر را بر سر هر فعلی بیاوریم مثلا بگوییم برگفت واما آیا زمان فردوسی برگذشتن داشتیم که امروز به کار نرود مثل را مسندالهی و را زاید که قدیم کاربرد داشته و امروز کاربرد ندارد بنده بی اطلاعم . و پس از مطالعه کل این حواشی تا وقتی که شاهدی که برگذشتن را به کار برده باشد پیدا نگردد نظر و خوانش حمیدرضا را صحیح میدانم و زین پس این بیت را اینگونه میخوانم [کزین برتر ، اندیشه بر ، نگذرد] که این معنی دست میدهد که بالاتر از این خدا بر اندیشه انسان نمیگذرد و خدایی بالاتر از این خدا بر فکر و ندیشه انسان خطور نمیکند و انسان خدایی بالاتر را نمی شناسد .گذراندن به معنای خطور کردن و راه بردن و گذشتن است و راه نبردن امروز کاربرد دارد و بارها شنیده ام که کسی میگوید من راه نمیبرم این کار درست باشه یا راه میبرم این کار درست باشه یعنی من فکر نمیکنم این کار درست باشد یا بر فکر من نمیگذرد که این کار درست باشد یا بر فکر من این مطلب گذر نمیکند همانطور که در راه میبرم که در برخی شهرها کاربرد دارد طرف میگوید این مطلب در فکر من خطور کرده است .یعنی منطورش از اینکه این مطلب فکرم راه میرود این است که در فکرم میگذرد و خطور میکند . بر اندیشه نمیگذرد مثل این است که بگوییم به ذهن نمی رسد یا از ذهن عبور نمیکند .
آرش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
درود
آرش در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
درود بر فرهیخته گرامی حمیدرضا که این بحث را مطرح کردند . در مورد خوانش صحیح بیت اول شاید بتوان گفت برتر صفت خداوند است خدای برتر و صفت جانشین اسم شده و خوانش صحیح اینگونه است .کزین برتر ،اندیشه ، برنگذرد یعنی از این خدا اندیشه وفکر انسان ،بالاتر نمی رود که نامفهوم است مگر اینکه بگوییم اندیشه انسان بالاتر از این خدا خدایی را نمی شناسد و یا بگوییم با فکر و اندیشه قادر نیست خدا را بشناسد در این صورت بر پیشوند فعل نگذرد است و این خوانش صحیح است در بیت حافظ هم که فرهیخته عزیز حمیدرضا شاهد آورده اند بردارند بر پیشوند فعل آمده است اما آیا شاهدی برای برگذشتن داریم یا نه، حقیر برخورد نکردم و نمیشودپیشوند بر را بر سر هر فعلی بیاوریم مثلا بگوییم برگفت واما آیا زمان فردوسی برگذشتن داشتیم که امروز به کار نرود مثل را مسندالهی و را زاید که قدیم کاربرد داشته و امروز کاربرد ندارد بنده بی اطلاعم . و پس از مطالعه کل این حواشی تا وقتی که شاهدی که برگذشتن را به کار برده باشد پیدا نگردد نظر و خوانش حمیدرضا را صحیح میدانم و زین پس این بیت را اینگونه میخوانم [کزین برتر ، اندیشه بر ، نگذرد] که این معنی دست میدهد که بالاتر از این خدا بر اندیشه انسان نمیگذرد و خدایی بالاتر از این خدا بر فکر و ندیشه انسان خطور نمیکند و انسان خدایی بالاتر را نمی شناسد .گذراندن به معنای خطور کردن و راه بردن و گذشتن است و راه نبردن امروز کاربرد دارد و بارها شنیده ام که کسی میگوید من راه نمیبرم این کار درست باشه یا راه میبرم این کار درست باشه یعنی من فکر نمیکنم این کار درست باشد یا بر فکر من نمیگذرد که این کار درست باشد یا بر فکر من این مطلب گذر نمیکند همانطور که در راه میبرم که در برخی شهرها کاربرد دارد طرف میگوید این مطلب در فکر من خطور کرده است .یعنی منطورش از اینکه این مطلب فکرم راه میرود این است که در فکرم میگذرد و خطور میکند . بر اندیشه نمیگذرد مثل این است که بگوییم به ذهن نمی رسد یا از ذهن عبور نمیکند . اگر بگوییم بر، پیشوند است این معنی دست میدهد که: از این بالاتر ،فکر بالاتر نمی رود یا اگر برتر را صفت خدا بگیریم این معنی دست می دهد که: از این خدای بالاتر و برتر ، فکر بالاتر نمی رود و معنا نامفهوم است و شاهدی برای (برگذشتن) نداریم .برگذشت یا بر نگذشت یا بر بگذرد یا بر نگذرد حداقل حقیر ندیده ام . صد البته که اگر عزیزی بتواند خلاف این خوانش حقیر را قانع نماید میپذیرم .
بِنسینا persia۱۵۰۰@yahoo.com در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۷۴:
سلام
بیت چهاردهم اینگونه صحیح است و مشکل وزن پیدا نمی کند :
که بآشوب مگس نرخ شکر کم نشود
بشارت نیا در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:
مصراع آخر این گونه هم می تواند باشد
تا بود مشکل گشایت هم چو رحمان غم مخور
nabavar در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:
بانو روفیا گرامی
درست است
ولی:
این بوی نفرت آور کام ستمگران
وین مشمئز کننده دهانهای گند زا
هم نیز بگذرد
دونانِ سیر ناشده از ظلم و پول و زور
آنی به آتش اند و پریشان و ناتوان
زنده باشید
محمد در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۵ - کلوخ انداختن تشنه از سر دیوار در جوی آب:
چرا در تقطیع بیت اول این مثنوی با بیت های بعدی تفاوتی می بینیم؟؟
بیت اول در رکن اول،هجای دوم،دو هجای کوتاه اما در بیت های بعد این طور نیست؟؟؟
عین. ح در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:
خواهی بطلب مرا و خواهی مطلب
عین. ح در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴:
مصراع دوم افتادگی دارد؛ شاید به جای «سیل» باید «سیلاب» باشد.
عین. ح در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:
به نظر میرسد به جای «تن تن» باید «تنتتن» باشد
عین. ح در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹:
به جای «و اندود» باید «وان دود» باشد
Raのℳan.k در ۸ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۰: