کامران منصوری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۲ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:
با درود
این شاهکار ادب و هنر ایرانی را از زبان استادی واقف به امر شنیدم و ضبط شده قرائت ایشان را بارها گوش داده نسخه ای تحریری از آن برداشتم لیکن به حکم ملاحظات جان و امان خود نام نیکشان نتوان گفتن . غرض اینکه هرچند به حکم سلیقه و برداشت فردی ولو به درستی نظر و حسن سلیقه نمیتوان در شعر دیگران دست برد مگر به شرط دست یافتن به نسخه ای قدیم اما انچه حقیر از آن استاد شنیدم این بود که بیت : کردی سیاه زلف دو تا ...... را بدین گونه خواندند : کردی دو تا زلف سیاه را که در غمت
روزم سیاه سازی و پشتم دو تا کنی
بنظر منطق این خوانش صواب تر است به شرطی که از روی نسخه قدیمی گفته شده باشد البته . چرا که کردی سیاه زلف دو تا .. یعنی دلبر موی خود را سیاه کرده که هرچند خضاب در گذشته بوده اما برای پیران و قطعا دلبری چنان دلربا باید جوان بوده باشد لذا چه حاجت به سیاه کردن مگر مویش سپید بوده ؟ اما کردی دو تا زلف سیاه دارای منطقی قوی تر است که چیدن گیسو به دو سمت و بافتن آن معمول تر و معقول تر است درثانی مصرع دوم نیز بنظر عاری از ارایه تضاد باشد بلکه مراعاتی و ملازمتی دارد بدین نحو که تو زلف دو تا کردی تا من پشتم نه از پیری بلکه درد اشتیاق دو تا شود آن زلف سیاهی که روزم از دوتایی آن سیاه شده
بهروز باشید
رضا ساقی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:
زلف بربادمده تاندهی بربادم
نازبنیاد مکن تا نکَنی بنیادم
بنیاد : بیخ؛ پایه؛ اصل؛ شالوده، بنیاد کردن: بنا کردن،آغازکردن؛ شالوده ریختن، بنیاد مکن : بنا مکن، پایه گذاری مکن
تا نکَنی بنیادم : تا ریشه ی مرا از برنکَنی، تامرااز پایه و اساس تخریب نکنی.
معنی بیت: ای محبوب من، زلف خویش به دست بادمسپارواینچنین دلسِتانانه گیسوانت رو پریشان مکن که تحمّل دیدن پریشانی رلف توراندارم وبربادمی روم. دلبری رابرنازو عشوه پایه گذاری مکن که بااینکارریشه ی وجودمن کنده می شودوبنیادهستی من زیروزبرمی گردد.
این غزل زیبا ونغزعلاوه موسیقی دلنشین،برروانی وفصاحت کلام نکته ی دیگری دارد این است که واژه ها وعبارات دربعضی از ابیات،در لایه های عمیق تر معنای معکوس دارد. برای مثال درهمین بیت مطلع غزل، به بیانی دیگر، عاشق ازمعشوق درخواست ناز عشوه دارد تابنیاد وجودش بیشترو بیشتر زیروزبر شود عاشق محتاج نازمعشوق است وبیشتراز هرچیزی به نازاو نیازمنداست.
ای سرونازکه خوش می روی به ناز
عشّاق رابه نازتوهرلحظه صدنیاز
همچنین وقتی که به معشوق می گوید نازبنیادمکن درحقیقت ازمعشوق می خواهد گیسوانش راپریشان ترکند چراکه پریشانی درعشق برای عاشق نیکوست و سبب مجموع خاطراو می شود.
حافظ بداست حال پریشان تو ولی
بربوی زلف یارپریشانیت نکوست
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سرمَکش تا نکشد سربه فلک فریادم
سرمَکش : سرکشی وطغیان
آدمی وقتی عاشق می شود نسبت به رفتار وکردارمعشوق حساس تروبه عبارتی حسودترمی شود ونمی تواند اورابادیگران (دربعضی مواردحتّا باسایه اش) دریکجا ببیندچه رسدبه اینکه مشاهده کند معشوقش بادیگران مشغول عیش ونوش است! شاعرخوش ذوقی دراینبار می گوید:
باسایه تو را نمی پسندم
عشق است وهزاربدگمانی!
معنی بیت: باهرکسی منشین وباده گساری مکن تا من نیزازغصّه واندوه خون دل نخورم طغیان ونافرمانی مکن بادیگران کمتربنشین و اندکی بامن ِ دلداده مدارا کن تا ناله وافغان من به آسمان نرود.
معشوق درادبیات عاشقانه ی ما، همواره شیوه ی عاشق کُشی پیشه می گیرد وبارقیبان ودشمنان مشغول میگساریست واین رفتاردرهمه جانمودی محسوس ومشهود دارد.
زانجاکه رسم وعادت عاشق کُشیّ توست
بادشمنان قدح کش وباما عتاب کن
زلف راحلقه مکن تا نکُنی دربندم
طُرّه را تاب مَده تا ندهی بر بادم
طُرّه: آن بخش ازمو که به قصد دلبری به پیشانی ریزند، اغلب نیز به همان معنی گیسو وزلف بکارمی رود.
معنی بیت: زلف خودراشکن درشکن وحلقه حلقه میارای ومرابه بندو زنجیرمکِش، به گیسوان خود بیش ازاین پیچ وتاب مده من تاب تحمّل دیدن این جاذبه واین افسون ویرانگر راندارم بنیادم بربادمی رود ونابود می شوم.
آن طرّه که هرجعدش صدنافه ی چین ارزد
خوش بودی اگربودی بوئیش زخوش خویی
یاربیگانه مشوتا نَبَری ازخویشم
غم اغیارمخور تا نکُنی ناشادم
تانبری از خویشم : تا مراازخود بی خود نکنی
اَغیار : جمع غیر، دیگران .
معنی بیت: بابیگانگان نشست وبرخاست مکن تا مرا ازخودبی خودنکنی اندوه بیگانگان مخورو مراغمگین واندوهگین مساز.
من رمیده زغیرت زپا فتادم دوش
نگارخویش چو دیدم به دست بیگانه
رُخ برافروزکه فارغ کنی ازبرگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
رخ برافروز: ازپرده درآی ورخسار بنما
قد برافراز : بپاخیزوقامت والای خود را نشان بده
معنی بیت: دلبراچهره بنما که باپرداختن به زیبائیها ولطایفِ رخسارتو،ازنگاه کردن به برگ گل خلاص شوم(وقتی که گل رخسار باشد نیازی به برگ نیست) قامت برافراز وبلند شوتا بادیدن قد وبالای تو ازتماشای سروفارغ گردم.
طوبی زقامت تونیارد که دَم زند
زین قصّه بگذرم که سخن می شود بلند
شمع هرجمع مشووَرنه بسوزی مارا
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
یاد هر قوم مکن : خاطره هر گروه را بازگو مکن ، از دیگران سخن مگو .
معنی بیت: درهرجمعی حاضرمشو رونق بخش هرانجمن مباش ازآنهاسخن مگوی وگرنه ازرشگ و حسادت وغصّه هستی مارا به آتش می کشی
خوشست خلوت اگریاریارمن باشد
نه من بسوزم واو شمع انجمن باشد
شُهره ی شهرمشوتا ننهم سردرکوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
شُهره : مشهور
شورشیرین مَنما : مانند شیرین (معشوقه فرهاد) شورانگیزی مکن
معنی بیت: کاری مکن که زبان زد عام وخاص شوی ودرشهر شهرت پیداکنی که دراینصورت من ازغم واندوه سربه بیابان خواهم گذاشت مثال شیرین، دلبری مکن تامن نیزچونان فرهاد به کوهکنی نپردازم گرچه :
گرچو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست
بس حکایتهای شیرین بازمی ماند زمن
رحم کن برمن مسکین وبفریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
"آصف " نام وزیرسلیمان، حافظ معمولاً این عنوان را به وزیران باکفایت مثل تورانشاه می داد.
معنی بیت: برمن ِ ناتوان وتهیدست ترّحم کن وبه دادمن برس پیش ازآنی که دست به دامنِ وزیربشوم وشکایت خودبازگویم (احتمالاً تورانشاه وزیروقت. کسی که رابطه ی صمیمانه ای هم باحافظ وهم باشاه شجاع داشت ومعمولاً بین این دو میانجیگری می کرد تا رابطه ی آنها به تیرگی نگراید)
گرتوفارغی ازما ای نگارسنگین دل
حال دل بخواهم گفت پیش آصف ثانی
حافظ ازجورتوحاشاکه بگرداند روی
من از آن روز که دربند تواَم آزادم
حاشا : غیر ممکن است، محال است
بگرداند روی : روی گردان شود،
معنی بیت:حافظ عاشقی نیست که با جوروجفای تو پا پس کشیده وازتو وازعشق تو رویگردان شود ازهمان روزی که من به عشق تومبتلاشدم ازهردوجهان آزاد ورها گشتم. گرفتاری دردنیای عشق، به معنای رهایی ازبندتعلّقات است.
حافظ نه غلامیست که ازخواجه گریزد
صلحی کن وبازآ که خرابم زعتابت
سایوب در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۸:
NIGINA AMONQOLOVA ؛ نیگینا امونکولوا، بانوی تاجیک این قطعه رو با عنوان وا دل من وا دل من اجرا کرده. با این لینک میتونین این قطعه رو ببینید: پیوند به وبگاه بیرونی
کمال داودوند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۹:
در این جا در مصرع آخر کاسدی به معنی جمع کساد میباشد
جمع این رباعی از 8382
علی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۸ - زمانه:
در کتاب منتخب رودکی بکوشش دکتر خلیل خطیب رهبر این چنین آمده است:
زمانه پندی آزادوار داد مرا
زمانه را چو نکو بنگری همه پندست
موسوی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:
درود.
در بیت دوم مصراع اول بصورت زیر صحیح است
از ابر کرم خطه ء ری رشک ختن شد.
کلمه ی ری تصحیح گردد.
سپاس
حسین چمنسرا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۸:
وزن شعر : مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کمال داودوند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۸:
پیشاپیش فرارسیدن ماه محرم را به گنجور یا ن تسلیت عرض میکنم
جمع این رباعی از 8206
سید طه لاجوردی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
اوج هنر غزلسرایی را در این غزل مشاهده می کنم و خدای را سپاس که زاده ی ایران و پارسی زبانم.در این غزل،خواجه شیراز همانند یک نمایشنامه نویس حاذق،تصویری عارفانه در ذهن مخاطب می آفریند و الهی بودن غزلیاتش را بار دیگر نشان می دهد.
سید طه لاجوردی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
بسیار زیبا ،جاودان وتکرار ناشدنی
ایلیا محمدی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ امیر معزی » مسمط:
بند اول مصرع سوم رو لطفا تصحیح کنید:کاسه بدل شد به جام جام بدل شد به کام
یاسر رحمانی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:
به نظرم این درسته
کار خود گر به خدا بازگذاری حافظ
ای بسا عیش که با لطف خداداد کنی
یاسر رحمانی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:
این درسته به نظرم
کار خود گر به خدابازگذاری حافظ
ای بسا عیش که با لطف خداداده کنی
فرهام در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
عزیزانی که اینقدر اصرار میورزید به اینکه این غزل عرفانی بوده آخر حافظ بزرگوار دیگر به چه شکل شعر بسرایند که بیانگر حالت جسمانی و زمینی ایشان باشد؟ در واقع حافظ آنچه را که خیام در چهار مصرع بیان کرده در قالب یک غزل زیبا و روان سروده است.
متاسفانه ذهنیت غالب جامعه امروز ایران نگاه به پشت پرده هاست و یک رغبت عجیبی در ما به وجود آمده که به تمامی موضوعات از دیده هرمونوتیک بنگریم و با تفسیر به رای موضوعات آنها را به نفع نظرات مورد پسند خود مصادره به مطلوب نماییم.
هرچند این از رندی حافظ بزرگ است که شعرش را از دیندار تا بی دین به نفع عقیده خودشان تفسیر نمایند اما درخصوص این غزل و اشعاری از این دست کاملا نشان از زمینی بودن مضمون دارد و لاغیر
فرهاد در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را:
سلام و عرض ادب خدمت همه اساتید. بنده تازه شروع به خوندن مثنوی کردم و مطالعه حاشیه ها توی درک بهتر مطالب خیلی بهم کمک میکنه. اما متاسفانه فضای این قسمت یک مقدار از تفسیر اشعار صفحه فاصله گرفته و به نظرم مسائل اینچنینی به مخاطب جدید و جوان آثار ادبی هیچ کمکی نمی کنن. با تشکر از همه زحمت کشان
آوا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۹:
سلام
مفهوم که خورشید گیرند گردان به یوز رو کسی می دونه؟
علی سهرابی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:
دو نظر قابل تامل وجود دارد:
اول اینکه اصلا ابوسعید رباعی سرا نبوده.
دوم اینکه این رباعیات از روزبهان بقلی است،
توضیح:
اگرچه میدانیم که در اغلب دفترها جزو مجموعه رباعیات خیام آمده.
صلا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۶:
آسوده کسی که خر ندارد
از کاه و جو اش خبر ندارد
ماهی.. در ۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۵:
توسط رضا یزدانی خوانده شده. بنام اهنگ "نگفتمت نرو"
پوزش از اینکه اهنگ رو اینجا معرفی کردم. توی قسمت جستجو پیدا نشد.
علیرضا در ۷ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۵: