ع. گنج در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
همه شاه و شهیدید صحیح است.
مهران در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۴:
این بیت مربوط به این قسمت نیست؟
یعنی در سه بیت آخر و قبل از بزیر پای انداختن آزاده؟
کنیزک بدو گفت اهریمنی. وگر نی بدینسان کجا افکنی
حسین ش در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱:
آقای حسین که هم اسم من هستی. پیغمبر هیچ ربطی به خیام ندارد. خیام بزرگ اعتقاد به هیچ دینی نداشت. من اسمم را به حسین ش تبدیل میکنم که دو حسین نداشته باشیم.
حسین در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:
فقط یک شاعر دانشمند و فلسفه دان میتواند همچین شعری را بگوید و آنهم بزرگ مرد تاریخ ایران خیام است. تفسیر زیبای حمید رضا عزیز بسیار بجا و درست است. خیلی ممنون از حمید رضا برای تفسیر خیامی او.
مجید ملک محمد در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ حکیم نزاری » رباعیات » شمارهٔ ۷۱:
موسی ز که خشم کرد و "ثعبان" به که هشت (ثعبان به معنای اژدها)
مجید ملک محمد در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۴۷:
منصب تدریس خون "گرید" از آنک
حمید در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۲:
شایسته کاری به چه معنا آمده؟
بابک در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۲:
اجتماع ، نمیخواهد هیچکس را آنطور که از خودش هست ، ببیند ، بلکه میخواهد هر کسی را، انطور که از اجتماع ، هست ببیند . اینست که آدم و حوا درباغ عدن ( در تورات ) خود را ازشرم و ترس یهوه، پنهان میکنند ، چون به آن بینش یافته اند ، که یهوه ، نمیخواهد آنها را آن طور که درخواست خود در خوردن از درخت ممنوعه ، برغم یهوه ، از خود شده اند ببیند . پوشیدن لباس ، نماد آنست که انسان ، به رنگی و صورتی درمیآید که جامعه، یا مرجع اقتدار ، می پسندد، یا تاب آنرا میآورد . جامه و پوشاک ، بیان پذیرفتن مرجع قدرت و بینش حاکم است .
بینش حقیقی ، بینش زاده از خود است. همچنین واژه لـُخت ، از واژه لوخ ساخته شده است که به معنای نی =
مارسل شفقی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
درود بر جناب استاد فریدون فرح اندوز که از صدا پیشگان قدیمی و پرتجربه هستند و سپاس از خوانش زیباو درست این غزل حضرت حافظ توسط ایشون .
دکتر حسین گلستان پور در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲۶:
با سلام واحترام
با خانم محمودیان و اقای زمانیان موافق نیستم، اگرکمی با تامل بخوانید همین نوشتار در بیت دوم کاملاً صحیح میباشد.
با احترام خدمت عزیزان اهل دل
دکتر گلستان پور
حسین در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
سلام متاسفانه بعضی دوستان وقتی صحبت از بزرگان شعر و ادب پارسی میشود این فرزانگان را فقط شاعر میدانند که درست نیست صوفی و صوفیزم را نمیشناسند لطفا مطالعه کنید. پس ب هر دوری ولیی قائم است آزمایش تا قیامت دائم است حضرت مولانا رو درک کنیم آنوقت مقام صوفی رو هم درک میکنیم ک انسان چه مقامی دارد .
امیر در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۷۸ - یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضیالله عنه خفته به زیر درخت:
صدای موسیقی بیش از حد زیاده ... اگر خوانش بدون موسیقی باشه خیلی بهتره
بابک در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۷:
مولوی ، واژه خرقه را، غالبا به معنای لباس و جامه و پوشاک بطور کلی بکار میبرد . چرا ویژگی عقل را خرقه دوزی یا پوشاک دوزی میداند ؟ چرا، عقل ، میپوشاند؟ کار عقل ، که در اندیشیدن ، بیمناکست، آنست که انسان را در زیر پوشاک ها، پنهان کند . مفهوم عقل ، با مفهوم خرد در فرهنگ ایران، تفاوت بسیار دارد ، که در عرفان و تصوف، هم ، با هم مشتبه ساخته شده ، و گاهی آندو با هم اینهمانی داده شده ، و گاهی نیز، آندو، ازهم جدا ساخته شده اند . در اثر این خِـلـط ، دو پدیده عـقـل و خـرد ، غالبا هر دو با هم ، اصل منفی ، و گاه نیز هر دو باهم ، اصل مثبت شمرده میشوند.
ماه و خورشید، که دو چشم آسمان هستند ، دو چشم انسان نیز ، شمرده میشدند . مجموعه چشمهای انسانها ، ماه و خورشید بودند . از اینرو ، چشم هر انسانی، بخشی از این مجموعه به هم آمیخته چشمها ، ماه و خورشید بود. چشم یا خرد ، همگوهر و همسرشت با ماه و خوشید ( سیمرغ = خدای ایران) بود . به عبارت امروزه ِ ما ، خرد خدا ، چیزی جز مجموعه چشمهای انسانها و جانوران نبود . خرد ، چشم جانست ، معنای تشبیهی نداشت . در هر انسانی، بخشی از خرد خدا بود ، که تبدیل به چشم او شده بود، تا برای نگاهداری جان ، بیاندیشید . خرد خدا ، مجموعه خردهای انسانها بود . وقتی همه انسانها باهم میاندیشند،این خداست که میاندیشد.
برو، خرقه ، گرو کن درخرابات چو سالوسان ، چرا در ژنده باشی
برهنه کن تو جـزو ِ جان و، بـنـمـا ز خرقه ، گر به کـُل ، بیرون نیائی
در غزلیات مولوی و در غزلیات حافظ و سایر شعرا ، گرو کردن ِ خرقه یا پوشاک و دستار، برای نوشیدن باده ، همان معنای لخت و برهنه و عریان شدن ، برای یافتن تماس مستقیم با آب را ، دارد ، تا وجود انسان، که تخم است ، بروید . این تصاویر، به فرهنگ پیش از زرتشت ایران ، در رابطه اش با بینش ، بازمیگردند، که انسان را تخمی میداند ، که از آبی که شیرابه ( = خور= خور آوه = خرابه ) جهان هستی است ، و اینهمانی با خدا دارد ، آبیاری میشود، و بدینسان روشن و بینا میگردد .
مولوی میگوید ، اکنون که تو نمیتوانی خود را درکلیتش بنمائی ، حداقل بخشی ازهستی ات را برهنه کن ، تا جزوی ازجانت را بنمائی .
عبدالرضا جلالی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:
بیت 《ادیم زمین سفره ی عام اوست .........》 به صفت رحمانی خداوند اشاره دارد .. که این بیت در آزمون دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی سال 95 امده است.
عبدالرضا جلالی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:
در پاسخ به سئوال حسین که در مورد (ادیم زمین) پرسیده بود بابد بگویم که این یک اضافه تشببهی است و در ان زمین به عنوان مشبه به ، به سفره چرمی بزرگ یعنی ادیم به عنوان مشبه اضافه شده است ...
عبدالرضا جلالی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۳ - گفتار اندر بخشایش بر ضعیفان:
مفهوم بیت اخر آن بر مناعت طبع بیشتر تکیه دارد که این بیت در آزمون دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی سال 95 آمده است .
رجبی در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:
سوره 56: الواقعة وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ﴿10﴾ إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا ﴿26﴾ میخواستم با دادن آدرس قرآنی سلام عرض کنم . درصنعت الکترسیته : اگر ادیسون میخواست سوزنی را در انبار کاهی پیدا کند، با پشتکارفراوان دانه به دانه رشتههای کاه را کنار میزد تا بالاخره سوزن نمایان شود. بارها با تأسف شاهد بودم که چگونه بخش اعظم وقت و انرژی او صرف یافتن یک فرمول جزئی یا انجام دادن محاسبهای کوچک میشد.» ادیسون خود نیز در اینباره گفتهاست: نوآوری عبارت است از یک درصد الهام روح و نود و نه درصد عرق ریختن و تلاش کردن . آیا ادیسون مهم است یا دانشمندان عصر حاضر برای این موضوع نیازی نیست الویت و برتری تعین کنیم . همانطور که نیازی نیست بصورت قطعی بین اشعار فاخر و اشعار کوچه و بازار متعصبانه تفاوت قائل شویم . هر کدام مصرف کننده خودش را دارد . برای ارزیابی شعر شهریار باید یک ترک زبان آگاه و آشنا بود در صورتی که اکثر مردم همه جهان خسته از نا برابری – تبعیض و رنج هستند و نیاز به آرامش دارند . و جویای مطلب آسان و قابل فهم هستد . شهریا در حیدر بابا میگوید : حیدر بابا ایلدرم لر چاخاندا سلر سولار شاقولویوب آخاندا با کوه وطنش که حیدر بابا نام دارد صحبت میکند . به او میگوید حیدر بابا وقتیکه رعد وبرق غرش میکنه . سیل و آب با فریاد فرو میریزد . .....بقیه اشعار که اگر به هر زبانی ترجعه شود زیبا ولذت بخش است . آقا اصلا به ما چه ( منظورم ما آدمای کم سواد ) که کی اول کی چندم برای ما غذای خوب فکری بدون بگو مگو لازمه . یک کمی توصیح روشنی بخش خوبه ولی جر و بحث خوب نیست . برای تقویت دین مردم قرآن مهمترین و احادیث پیامبر گرامی و ائمه اطهار و بزرگان دین کافیست . هر شعر خود نیز آشکار نظر خود را میگوید . حال اگر کسی استنباطی کرد آنهم محترم شمرده شود . نیاز ما برگشت به قرآن است . اشعار باید زنگ تفریح ما باشد و اگر مطلبی در تائید قرآن و اهل بیت و اسلام داشت به آن توجه کنیم حتی اگر بی دین هستیم . این مطالب را سروش آسمانی بدانیم و دلیلی برای بازگشت به موقع احساس کنیم .
دینا در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
ممنونم از آقای رضا رضایی
وفادار در ۶ سال و ۷ ماه قبل، سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
ای که در کوچه معشوقه ما میگذری
بر حذر باش که سر میشکند دیوارش
سرشکستن دیوار کنایه از بلند بودن دیوار است. نه شکستن با چوب و سنگ که دوستان اشاره کردن
با طبع لطیف حافظ همخوانی ندارد
این کنایه در غزل دیگر حافظ هم استفاده شده: «در سر کلاه بشکن در بر قبا بگردان» شکستن کلاه یعنی کج کردن، خم کردن
حال در عبارت «سر می شکند دیوارش» سر شکستن یعنی بخاطر بلندای دیوار، مجبوری سر را خم کنی، بشکنی تا بلندای آن را مشاهده کنی
بلند بودن دیوار معشوقه هم میتواند کنایه از دشواری وصال و دست نیافتنی بودن آن باشد.
پری در ۶ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹: